به قلم فاطمه کاشانی، صاحب امتیاز ماهنامه صنعت غذا
در شرایط جنگی کنونی، صنایع غذایی ایران با وجود چالشهای ناشی از آسیب به زیرساختهای پتروشیمی و محدودیتهای تأمین، نقش حیاتی خود را در حفظ امنیت غذایی و آرامش اجتماعی کشور ایفا میکنند.
اگروفودنیوز؛ در هر جنگی، علاوه بر میدانهای نظامی، جبههای دیگر نیز وجود دارد که کمتر دیده میشود اما نقشی تعیینکننده در پایداری کشور ایفا میکند؛ جبهه تأمین و توزیع غذا. تجربه جنگ تحمیلی نشان داده است که حفظ جریان تولید، بستهبندی، توزیع و عرضه مواد غذایی یکی از مهمترین ارکان حفظ آرامش اجتماعی و تداوم زندگی روزمره مردم است. در شرایط جنگی کنونی نیز صنایع غذایی کشور با وجود چالشهای متعدد، تلاش کردهاند این مسئولیت مهم را به دوش بکشند و از بروز بحران در تأمین مواد غذایی جلوگیری کنند.
در هفتهها و ماههای اخیر، حملات به برخی زیرساختهای صنعتی کشور بهویژه مجموعههای مهم پتروشیمی، نگرانیهایی را در میان فعالان صنعتی ایجاد کرد. صنایع پتروشیمی یکی از حلقههای کلیدی زنجیره تولید در کشور محسوب میشوند، زیرا بخش قابل توجهی از مواد اولیه مورد نیاز صنایع بستهبندی از جمله انواع پلیمرها، پلاستیکها و مواد اولیه ظروف و لفافهای بستهبندی در این بخش تولید میشود. هرگونه اختلال در فعالیت این واحدها میتواند به سرعت بر صنایع بستهبندی اثر بگذارد و در ادامه، صنایع غذایی را نیز با چالش مواجه کند.
صنایع غذایی برای حفظ کیفیت، ایمنی و ماندگاری محصولات خود به انواع بستهبندیهای استاندارد وابسته هستند. از بطریها و ظروف پلاستیکی گرفته تا لفافهای چندلایه، کارتنها و بستهبندیهای خاص برای محصولات مختلف، همگی به مواد اولیهای وابستهاند که بخشی از آنها از صنایع پتروشیمی تأمین میشود. به همین دلیل، آسیب دیدن یا کاهش ظرفیت تولید در برخی واحدهای بالادستی، به شکل مستقیم یا غیرمستقیم باعث بروز مشکلاتی در تأمین مواد اولیه بستهبندی و در نتیجه افزایش هزینههای تولید در صنایع غذایی شده است.
در کنار این مسئله، محدودیتهای ناشی از شرایط جنگی، اختلال در برخی مسیرهای حملونقل، دشواری در تأمین برخی اقلام وارداتی و افزایش هزینههای تولید نیز فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان وارد کرده است. در چنین شرایطی، افزایش قیمت برخی مواد اولیه و دشوارتر شدن فرآیند تأمین آنها از جمله چالشهایی بوده که بسیاری از کارخانههای صنایع غذایی با آن روبهرو شدهاند.
با این حال، آنچه در این میان قابل توجه است، ایستادگی و پای کار بودن فعالان صنایع غذایی کشور است. بسیاری از واحدهای تولیدی با وجود افزایش هزینهها، دشواریهای تأمین مواد اولیه و نگرانیهای ناشی از شرایط جنگی، تلاش کردهاند چرخه تولید را متوقف نکنند. تداوم فعالیت این کارخانهها باعث شده است که بازار مواد غذایی کشور با کمبودهای گسترده مواجه نشود و آرامش نسبی در بازار حفظ شود.
در این میان، نقش شبکههای پخش و فروشگاههای زنجیرهای نیز بسیار قابل توجه بوده است. این شبکهها به عنوان حلقه اتصال میان تولیدکننده و مصرفکننده، در شرایط جنگی وظیفهای سنگین بر عهده دارند. توزیع منظم کالا، جلوگیری از ایجاد کمبودهای مقطعی در فروشگاهها و ایجاد اطمینان خاطر در میان مردم از جمله اقداماتی بوده که توسط فعالان حوزه پخش و خردهفروشی دنبال شده است. حضور فعال فروشگاههای زنجیرهای در تأمین کالاهای اساسی و مدیریت عرضه محصولات غذایی به کاهش نگرانیهای عمومی کمک کرده و مانع شکلگیری رفتارهای هیجانی در بازار شده است.
در کنار تلاش بخش خصوصی، اقدامات دولت در برنامهریزی برای تأمین و ذخیره کالاهای اساسی نیز از نقاط قوت مدیریت شرایط جنگی به شمار میرود. برنامهریزی برای ذخایر استراتژیک، تسهیل تأمین برخی اقلام ضروری و هماهنگی میان دستگاههای مختلف برای مدیریت بازار، به ایجاد ثبات نسبی در عرضه مواد غذایی کمک کرده است. این هماهنگی میان دولت و بخش خصوصی نشان میدهد که در شرایط بحران، همافزایی میان این دو بخش میتواند از بروز مشکلات جدی در حوزه امنیت غذایی جلوگیری کند.
با وجود این دستاوردها، تجربه این دوره بار دیگر اهمیت راهبردی صنایع غذایی را برای کشور یادآور میشود. صنعت غذا تنها یک بخش اقتصادی نیست، بلکه بخشی حیاتی از زیرساختهای امنیت ملی به شمار میرود. در شرایط بحران، این صنعت است که با تداوم تولید و توزیع، از بروز ناآرامیهای اجتماعی و نگرانیهای عمومی جلوگیری میکند.
از این رو انتظار میرود در دوران پساجنگ، توجه بیشتری به جایگاه صنایع غذایی در سیاستگذاریهای اقتصادی و صنعتی کشور شود. حمایت از تولیدکنندگان، تسهیل دسترسی به مواد اولیه، تقویت صنایع بالادستی مرتبط با بستهبندی و ایجاد سازوکارهایی برای کاهش ریسکهای تولید در شرایط بحرانی، میتواند به تقویت این صنعت کمک کند.
همچنین ضروری است فعالان صنایع غذایی و واحدهایی که در اثر شرایط جنگی یا افزایش شدید هزینههای مواد اولیه دچار خسارت شدهاند، از تسهیلات و حمایتهای لازم برای جبران بخشی از زیانهای خود برخوردار شوند. فراهم کردن مسیرهای حمایتی، ارائه تسهیلات مالی و رفع برخی موانع اداری میتواند به افزایش ظرفیت تولید و بازگشت سریعتر این واحدها به شرایط پایدار کمک کند.
تجربه این روزها نشان داد که صنایع غذایی کشور در سختترین شرایط نیز در کنار مردم ایستادهاند. اکنون زمان آن است که در دوران پس از بحران، با نگاه راهبردیتر به این صنعت، زمینه تقویت و توسعه آن فراهم شود تا در آینده نیز بتواند همان نقش حیاتی خود را در تأمین امنیت غذایی کشور ایفا کند.
































