حمید بابایی، مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره صنایع غذایی خوشاب، در نظر سنجی صورت گرفته از سوی ماهنامه کارآفرینی و صنعت غذا به عنوان شخصیت سال صنعت غذا در سال ۱۴۰۴ برگزیده شد.
- میراثدارِ کیفیت؛ روایت ۶۶ سال پایداری در صنعت غذا
- وصیت پدر: کیفیت درجهیک، درستکاری و احترام به مردم
- کلیدهایی که یک مسئولیت بزرگ را منتقل کردند
- خوشاب؛ تولد یک کارخانه مدرن در دل کشاورزی ایران
- «دویست تومان نداشتم شکر بخرم»؛ روایتی از روزهای نخستین کارخانه
- مردی که قبل از طلوع آفتاب روز کاری را آغاز میکرد
- یک تصمیم جسورانه در اوج جنگ؛ انتقال دستگاه ۵۰۰ تنی با بوئینگ ۷۴۷
- خوشاب و افتخاراتی که بر پایه کیفیت ساخته شد
- بخشی از افتخارات و دستاوردهای خوشاب
- از رب اسپتیک تا کنسرو و کمپوت؛ سبد ۵۲ قلمی خوشاب
- صادرات به ۱۳ کشور؛ اما با هزینه تحریم
- اقتصاد دستوری؛ تیری در چرخ تولید
- تحریم، تبادلات مالی و پروژههایی که پشت در میمانند
- تحقیق و توسعه؛ ایده هست، مسیر اجرا دشوار است
- رکورد تولید در جنگ ۱۲ روزه؛ تولید بدون سود برای تأمین غذای مردم
- تولید؛ مسیری دشوارتر از دلالی، اما ریشهدارتر
- اقتصاد آزاد، کار گروهی و رؤیای برندهای ماندگار ایرانی
- اگر هر ایرانی یک نفر را به کار بگیرد…
- انتقال پرچم خوشاب به نسل سوم
- خوشاب؛ از وصیت کیفیت تا آینده تولید
میراثدارِ کیفیت؛ روایت ۶۶ سال پایداری در صنعت غذا
به گزارش پایگاه خبری صنعت غذا و کشاورزی “اگروفودنیوز” ، برخی برندها فقط نامی بر بستهبندی کالا نیستند؛ تاریخاند، خاطرهاند و روایتِ چند نسل کار، ریسک، درستکاری و ایستادگیاند. «خوشاب» از آن دست برندهایی است که قصهاش از دل کشاورزی ایران آغاز شد و با کیفیت، نوآوری و پایداری ادامه یافت. مهندس حمید بابایی، مدیرعامل و رئیس هیئتمدیره صنایع غذایی خوشاب، امروز میراثدار نامی است که شادروان ماشاءالله بابایی در سال ۱۳۳۹بنا گذاشت؛ نامی که در طول بیش از شش دهه، با فراز و نشیبهای بسیار، از روزهای کمبود و جنگ تا سالهای تحریم و محدودیتهای صادراتی، بر یک اصل پای فشرده است: تولید با کیفیت عالی.
بابایی که به عنوان شخصیت سال ۱۴۰۴صنایع غذایی شناخته شده، تولید را نه صرفاً یک کسبوکار، بلکه مسئولیتی اخلاقی و اجتماعی میداند. روایت او از تحویل گرفتن کلیدهای دفتر پدر، از وصیتنامهای که در آن نه از ملک و کارخانه، بلکه از کیفیت و درستکاری سخن گفته شده بود، از وارد کردن یک دستگاه عظیم با هواپیمای باری در اوج جنگ، از شکستن رکورد تولید کنسرو لوبیا در جنگ ۱۲روزه، و از انتقال آرام پرچم خوشاب به نسل سوم، روایتی خواندنی از کارآفرینی ایرانی است؛ کارآفرینیای که با همه دشواریها، هنوز امید را زنده نگه داشته است.
وصیت پدر: کیفیت درجهیک، درستکاری و احترام به مردم
حمید بابایی میگوید مسیر زندگی کاریاش از سال ۱۳۶۲به صورت رسمی آغاز شد، اما آشنایی او با فضای تولید به سالهای بسیار دورتر بازمیگردد؛ به تابستانهای دوران تحصیل که در کنار پدر کار میکرد و از نزدیک با سختیهای تولید آشنا میشد.
او در آغاز گفتوگو میگوید: «من از سال ۱۳۶۲ وارد کار شدم، اما قبل از آن هم در دوران تحصیل، تابستانها به پدرم کمک میکردم. بیشترین تأثیر را از پدرم، شادروان ماشاءالله بابایی، گرفتم. او برای من فقط یک پدر نبود؛ معلم کار، اخلاق و درستکاری بود.»
بابایی تأکید میکند که مهمترین سرمایهای که از پدر به او رسیده، نه املاک و کارخانه، بلکه یک نظام ارزشی روشن بوده است: «پدرم در وصیتنامهاش اصلاً درباره املاک و کارخانه چیزی ننوشته بود. تمام تأکیدش روی تولید با کیفیت عالی و درجهیک، درستکاری، رفتار خوب با مردم و اربابرجوع و پایبندی به اصول انسانی بود. همان وصیتنامه برای من تبدیل به چراغ راه شد.»
کلیدهایی که یک مسئولیت بزرگ را منتقل کردند
فوت شادروان ماشاءالله بابایی، یکی از تلخترین و تعیینکنندهترین مقاطع زندگی حمید بابایی بود. او که فرزند پسر کوچک خانواده بود، ناگهان خود را در برابر مسئولیتی بزرگ دید؛ حفظ خانواده، حفظ کارخانه و ادامه دادن راهی که بنیانگذار خوشاب با سختی فراوان ساخته بود.
«وقتی پدرم از میان ما رفت، مسئولیت بسیار بزرگی روی دوشم افتاد. مادرم در آن مقطع سخت و با آن غم بزرگ، دستهکلیدهای دفتر پدرم را به من دادند. از همانجا احساس کردم وظیفه من دوچندان شده است؛ هم غم از دست دادن پدر را داشتم، هم مسئولیت حفظ خانواده و کسبوکاری که پدر برای آن عمر گذاشته بود.»
او میگوید خوشاب امروز حاصل همان استمرار، همان وفاداری به ارزشها و همان تلاش برای عبور از بحرانهاست: «با همراهی شرکا و خانواده، توانستیم این مسیر را ادامه دهیم. خوشاب امروز پختهتر، باتجربهتر و منسجمتر از گذشته به راه خود ادامه میدهد.»
خوشاب؛ تولد یک کارخانه مدرن در دل کشاورزی ایران
صنایع غذایی خوشاب در سال ۱۳۳۹توسط شادروان ماشاءالله بابایی پایهگذاری شد. هدف اصلی، فرآوری و بستهبندی محصولات کشاورزی و باغی و جلوگیری از هدررفت مازاد تولید کشاورزان بود؛ موضوعی که حتی امروز نیز یکی از مسائل مهم اقتصاد کشاورزی ایران است.
بابایی درباره فلسفه تأسیس خوشاب میگوید: «شرکت خوشاب در سال ۱۳۳۹ توسط پدرم برای حفظ و فرآوری مازاد محصولات کشاورزی پایهگذاری شد. در آن زمان کارخانهای بسیار مدرن راهاندازی کردند که هدفش هم تأمین بازار داخل بود و هم با نصب امکانات مدرن، نیمنگاهی جدی به صادرات داشت.»
این نگاه توسعهمحور، خوشاب را از همان ابتدا در مسیر استانداردسازی و تولید صنعتی قرار داد؛ مسیری که بعدها با توسعه خطوط تولید، تنوع محصولات و ورود به بازارهای صادراتی ادامه یافت.
«دویست تومان نداشتم شکر بخرم»؛ روایتی از روزهای نخستین کارخانه
یکی از خاطرات ماندگار خانواده بابایی، مربوط به سالهای ابتدایی تأسیس کارخانه است؛ روزهایی که سرمایه تقریباً تمام شده بود و حتی خرید چند کیسه شکر برای ادامه تولید به دغدغهای بزرگ تبدیل شده بود.
بابایی این روایت را از زبان پدر چنین بازگو میکند: «پدرم تعریف میکرد در سال اول تأسیس کارخانه، دیگر هیچ پولی برایش نمانده بود. آن زمان شکر در کیسههای ۱۰۰ کیلویی بستهبندی میشد و قیمت هر کیلو شکر کمتر از ۲۰ ریال بود، اما همان خرید چند کیسه شکر هم برای ادامه تولید مسئله شده بود. میوه داشتند و باید حتماً فرآوری و بستهبندی میشد، اما پول شکر نبود.»
در آن روزها، فروش نیز ساختار منظم امروزی را نداشت. کمپوتها به میوهفروشیها امانی داده میشد و بسیاری از فروشندگان هنگام تسویه، بهانههایی مانند فروش نرفتن محصول یا نشتی قوطیها را مطرح میکردند.
«پدرم میگفت هر وقت برای دریافت پول محصول مراجعه میکردم، میگفتند نتوانستیم بفروشیم یا تعدادی نشتی کرده؛ بیا و همه را جمع کن و ببر. در چنین شرایطی، واقعاً دغدغه فروش و تأمین مالی کارخانه، ذهن او را درگیر کرده بود.»
اما درست در همان روزهای سخت، اتفاقی رخ داد که مسیر کارخانه را تغییر داد. یک روز جیپ نظامی وارد کارخانه شد. پدر، با دیدن شرایط، ابتدا تصور کرد برای بازداشت او آمدهاند.
«پدرم میگفت چند نفر با یک جیپ نظامی وارد کارخانه شدند. با خودم گفتم حتماً آمدهاند مرا ببرند؛ چون اوضاع خیلی سخت بود. اما سرهنگی وارد اتاق شد و پرسید مسئول اینجا کیست؟ وقتی پدرم خودش را معرفی کرد، گفت: امسال هرچقدر میتوانی تولید کن، همه محصول را برای ارتش میخواهیم.»
ارتش در همان لحظه مبلغ قابل توجهی را به صورت نقد پرداخت کرد؛ رقمی که در اوایل دهه ۴۰شمسی برای یک تولیدکننده در آن شرایط، گرهگشا و سرنوشتساز بود.
«پدرم میگفت من حتی دویست تومان نداشتم شکر تهیه کنم، اما ارتش یکصد هزار تومان نقد روی میز گذاشت و همه تولید را پیشخرید کرد. اشک در چشمان پدرم حلقه زده بود. میگفت قدرت خدا را ببین؛ وقتی انسان درست کار کند، راه باز میشود.»
بر اساس روایت او، در آن سال به دلیل شرایط خاص و نیاز نیروهای نظامی به استفاده از میوه پخته و کمپوت به جای میوه خام، تولیدات خوشاب مورد نیاز قرار گرفت و همین سفارش بزرگ، کارخانه را از یک بحران جدی عبور داد.
مردی که قبل از طلوع آفتاب روز کاری را آغاز میکرد
ماشاءالله بابایی برای تولید با کیفیت، شخصاً در همه مراحل کار حضور داشت؛ از خرید مواد اولیه تا آوردن کارگران و راهاندازی دیگ بخار.
«پدرم قبل از طلوع آفتاب بیدار میشد، به میدان بار میرفت و بهترین میوهها را انتخاب میکرد. بعد با کامیونت خودش به دنبال کارگران میرفت و سپس دیگ بخار را روشن میکرد. فکر کنید ساعت شش صبح، همه چیز برای شروع یک روز کاری آماده بود.»
این حضور میدانی و سختکوشی، گاه با حادثه نیز همراه شد. بابایی از تصادف سنگین پدرش در یکی از صبحهای تاریک یاد میکند: «یک روز در تاریکی صبح، پدرم تصادف بسیار سختی کرد. وقتی از کامیونت پایین آمده بود تا طنابهای بار را سفت کند، یک وسیله نقلیه به او زد و فرار کرد. با سختی او را به بیمارستان رساندند. رد آن تصادف تا آخر عمر روی قوزک و پای پدرم باقی ماند.»
یک تصمیم جسورانه در اوج جنگ؛ انتقال دستگاه ۵۰۰ تنی با بوئینگ ۷۴۷
یکی از نقاط عطف تاریخ خوشاب و شاید یکی از روایتهای کمنظیر صنعت غذای ایران، ماجرای خرید و انتقال دستگاه عظیم تغلیظ رب گوجهفرنگی از ایتالیا به ایران در سال ۱۳۶۴ است؛ سالی که کشور درگیر جنگ بود و صنایع غذایی با کمبود ظرفیت و تجهیزات مواجه بودند.
در آن زمان، پس از سالها ترویج کشاورزی صنعتی و کشت گوجهفرنگی، حجم تولید گوجهفرنگی از ظرفیت کارخانههای موجود فراتر رفته بود و کشاورزان با مشکل فروش و جذب محصول روبهرو بودند. در چنین شرایطی، شادروان ماشاءالله بابایی در نمایشگاهی تخصصی در شهر پارما ایتالیا حاضر شد؛ نمایشگاهی که تولیدکنندگان برجسته ماشینآلات صنایع غذایی و بهویژه تجهیزات تولید رب گوجهفرنگی در آن حضور داشتند.
بابایی میگوید: «در سال ۱۳۶۴، نمایشگاهی در پارما ایتالیا برگزار شد که سازندگان درجهیک دستگاههای رب گوجهفرنگی در آن حضور داشتند. ایران درگیر جنگ بود و کمبود کارخانه و ظرفیت فرآوری کاملاً مشهود بود. پدرم در همان نمایشگاه دستگاه تغلیظ ۵۰۰ تنی شرکت ویتوریو منگی را خریداری کرد.»
اما چالش اصلی، زمان بود. دستگاه باید پیش از رسیدن محصول عمده کشاورزان نصب و راهاندازی میشد. حمل معمول چنین ماشینآلاتی با کشتی انجام میشد و این فرآیند زمانبر بود؛ زمانی که خوشاب و کشاورزان در اختیار نداشتند.
«تقریباً اوایل خرداد بود. مثل امروز، حمل ماشینآلات بزرگ معمولاً با کشتی انجام میشد، اما به دلیل کمبود وقت، پدرم تصمیم گرفت دستگاه عظیم ۵۰۰تنی را با هواپیمای باری ۷۴۷ به ایران بیاورد.»
این تصمیم برای مدیران ایتالیایی باورکردنی نبود.
«وقتی پدرم این موضوع را مطرح کرد، مدیران ایتالیایی شروع به خندیدن کردند و گفتند چنین چیزی امکان ندارد. اما پدرم دستگاه را با شرط نصب فوری خرید و پیگیری کرد تا حمل هوایی انجام شود.»
سرانجام، آنچه در نگاه نخست غیرممکن به نظر میرسید، عملی شد. قطعات عظیم دستگاه با هواپیمای باری به ایران منتقل شد. در فرودگاه میلان، زمانی که دماغه بوئینگ ۷۴۷ باری ایرانایر باز شده بود و ماشینآلات در حال بارگیری بودند، عکسی تاریخی ثبت شد؛ عکسی که بعدها به نماد جسارت مدیریتی و عزم صنعتی خوشاب تبدیل شد.
«زمانی که دماغه ۷۴۷ باری باز شده بود و دستگاه را بارگیری میکردند، عکسهایی گرفته شد. این عکس تا مدتها در سردر شرکت نصب بود و برای ما یک افتخار محسوب میشد؛ چون نشان میداد برای پاسخ به نیاز کشاورز و بازار، کاری را انجام دادیم که در آن زمان اصلاً مرسوم نبود.»
این تصمیم، نتیجهای بسیار مهم داشت. دستگاه به موقع به ایران رسید، نصب شد و در اول مردادماه، درست دو سه روز پیش از ورود عمده محصول گوجهفرنگی کشاورزان، به بهرهبرداری رسید.
«در همان دوره کوتاه، حدود ۴۰هزار تن گوجهفرنگی جذب و فرآوری شد. این کار کمک فوقالعادهای به بخش کشاورزی کرد و از طرفی سطح دانش تولید رب گوجهفرنگی را در کشور ارتقا داد.»
به گفته بابایی، این اقدام فقط یک خرید صنعتی نبود؛ بلکه زمینهساز انتقال تجربه به سازندگان داخلی نیز شد: «بعد از چند سال، سازندگان داخلی دستگاههای رب گوجهفرنگی با هماهنگی ما و با الگوبرداری از این تجهیزات، توانستند نمونههای ایرانی را بسازند. از آن به بعد، مازاد محصول گوجهفرنگی تا سالها دیگر دغدغه جدی کشاورزان نبود.»
خوشاب و افتخاراتی که بر پایه کیفیت ساخته شد
صنایع غذایی خوشاب در طول بیش از شش دهه فعالیت، دستاوردهای متعددی در حوزه کیفیت، استاندارد، نوآوری صنعتی و توسعه خطوط تولید به دست آورده است. این افتخارات، به گفته بابایی، نتیجه پایبندی مداوم به همان اصلی است که بنیانگذار شرکت در وصیتنامه خود بر آن تأکید کرده بود: تولید با کیفیت عالی و درجهیک.
بابایی در این باره میگوید: «شرکت ما افتخارات زیادی کسب کرده؛ هم در دوران پدرم و هم پس از سال ۱۳۸۸ که ایشان از میان ما رفتند. ما مفتخریم که اولین مهر استاندارد رب گوجهفرنگی را در ایران داریم و از نخستین مجموعههایی بودیم که دستگاه بستهبندی اسپتیک برای صادرات را از اروپا خریداری کردیم.»
ورود فناوری بستهبندی اسپتیک، نقطه مهمی در توسعه صادرات محصولات خوشاب بود؛ زیرا امکان تولید و نگهداری رب گوجهفرنگی با کیفیت بالا و ماندگاری مناسب برای بازارهای جهانی را فراهم کرد.
در سالهای بعد نیز خوشاب با سرمایهگذاری مستمر، نوسازی خطوط تولید را ادامه داد. تکمیل و خریداری خطوط پرسرعت قوطیسازی، چاپ و لاک، نصب خطوط جدید تولید از داخل و خارج کشور و خرید آخرین نسخه دستگاه اسپتیک با ظرفیت ۸تن در ساعت در سال ۲۰۱۷، بخشی از مسیر توسعه صنعتی این مجموعه بوده است.
بخشی از افتخارات و دستاوردهای خوشاب
بیش از ۶۶ سال حضور مستمر در صنعت غذای ایران
دریافت اولین مهر استاندارد رب گوجهفرنگی در ایران
خرید و نصب از نخستین دستگاههای بستهبندی اسپتیک صادراتی از اروپا
راهاندازی و توسعه خطوط قوطیسازی پرسرعت
تجهیز خطوط چاپ و لاک قوطی
خرید و نصب خطوط تولید جدید از داخل و خارج کشور
خرید و راهاندازی دستگاه اسپتیک نسل جدید با ظرفیت ۸ تن در ساعت در سال ۲۰۱۷
کسب عنوان واحد نمونه از سازمان غذا و دارو
کسب عنوان واحد نمونه از سازمان صنعت، معدن و تجارت
کسب عنوان واحد نمونه از سازمان ملی استاندارد
کسب عنوان واحد ملی نمونه
تقدیر به عنوان واحد نمونه از سوی دانشگاه شهید بهشتی
انتخاب مدیر نمونه در صنعت غذا
نقشآفرینی در اشتغال مستقیم صدها نفر و اشتغال غیرمستقیم دهها هزار نفر در زنجیره کشاورزی، حملونقل، بستهبندی و توزیع
از رب اسپتیک تا کنسرو و کمپوت؛ سبد ۵۲ قلمی خوشاب
خوشاب امروز مجموعهای متنوع از محصولات غذایی را تولید میکند؛ مجموعهای که ریشه در همان فلسفه اولیه حفظ و فرآوری محصولات کشاورزی دارد.
بابایی درباره سبد کالایی شرکت میگوید: «امروز سبد کالایی خوشاب شامل ۵۲ قلم محصول است؛ از جمله انواع رب گوجهفرنگی، رب اسپتیک، کنسروهای گوشتی و غیرگوشتی، کمپوتها و مرباها. البته حدود ۱۰ قلم از این محصولات بهصورت شناور است و بسته به شرایط آبوهوایی، محصولات باغی و میوههای فصلی تغییر میکند.»
این تنوع محصول، به خوشاب امکان داده است که در بازار داخلی جایگاه خود را حفظ کند و همزمان در بازارهای صادراتی نیز حضور داشته باشد.
صادرات به ۱۳ کشور؛ اما با هزینه تحریم
خوشاب با وجود محدودیتهای ناشی از تحریمهای بینالمللی و مشکلات تبادلات مالی، همچنان صادرات خود را حفظ کرده است؛ هرچند به گفته بابایی، این صادرات امروز برخلاف گذشته، با واسطه انجام میشود.
«در حال حاضر به ۱۳کشور صادرات داریم؛ از جمله کشورهای حوزه خلیج فارس، کشورهای حوزه بالتیک و کانادا. پیش از تحریمها صادرات ما مستقیم انجام میشد، اما امروز به دلیل محدودیتهای بینالمللی و مشکلات تبادلات مالی، ناچاریم با واسطه کار کنیم.»
او معتقد است این شرایط هزینه صادرات را بالا میبرد و مزیت رقابتی تولیدکننده ایرانی را کاهش میدهد: «وقتی ارتباط مالی مستقیم وجود ندارد، تولیدکننده ناچار است از مسیرهای واسطهای استفاده کند. این مسئله هم هزینه را بالا میبرد، هم برنامهریزی بلندمدت را سخت میکند و هم بخشی از قدرت رقابت را از بین میبرد.»
اقتصاد دستوری؛ تیری در چرخ تولید
بابایی از منتقدان جدی قیمتگذاری دستوری است. او معتقد است اقتصاد، صنعت و تولید با دستور اداره نمیشود و تجربه نشان داده است که مداخلههای دستوری، هم به تولیدکننده آسیب میزند و هم در نهایت به زیان مصرفکننده تمام میشود.
«اقتصاد و صنعت با دستور پیش نمیرود. باید اقتصاد آزاد حاکم باشد. این به نفع مصرفکننده است که بتواند کالای مورد نظرش را انتخاب کند و بازار، بر پایه کیفیت و رقابت شکل بگیرد.»
او در پاسخ به این پرسش که انتظارش از مسئولان برای تحقق شعار سال و افزایش تولید چیست، با صراحت میگوید: «همین امروز قیمتهای دستوری برداشته شود؛ قول میدهیم قیمتها متعادلتر و حتی ارزانتر خواهد شد. قوانین ارگانهایی مانند تعزیرات حکومتی و سازمان حمایت باید اصلاح شود و از قوانین ضدتولید استفاده نکنند.»
بابایی قیمتگذاری دستوری را به «تیرآهن لای چرخ تولید» تشبیه میکند و توضیح میدهد: «وقتی مواد اولیه در مدت کوتاهی چند برابر میشود، اما تولیدکننده اجازه اصلاح قیمت محصول نهایی را ندارد، نتیجه چیزی جز فشار بر تولید، کاهش سرمایهگذاری و آسیب به کیفیت نخواهد بود.»
او ادامه میدهد: «به دلیل چاپ اسکناس، کاهش ارزش پول ملی و نبود تجارت صحیح با خارج، هزینهها بالا میرود. اما بعد از آن، فشار روی کارخانه گذاشته میشود. هر مدیری هم که عوض میشود، گاهی اول یک زهرچشم از کارخانهها میگیرد. این نگاه باید اصلاح شود.»
تحریم، تبادلات مالی و پروژههایی که پشت در میمانند
یکی دیگر از چالشهای مهم خوشاب، تأمین مواد اولیه و تجهیزات در شرایط تحریم است. بابایی به تجربهای تلخ اشاره میکند که در آن، به دلیل محدودیتهای تحریمی، شرکت با طرف خارجی دچار مشکل شد.
«زمانی که واردات ما به خاطر تحریم متوقف شد، حتی طرف چینی پول شرکت را پس نداد و کالا هم تحویل نداد. من مجبور شدم یورو را از بازار آزاد تهیه کنم و به بانک مرکزی، همراه با جرایم سنگین، پرداخت کنم.»
او معتقد است چنین شرایطی، انرژی مدیران صنعتی را از توسعه، تحقیق و نوآوری به سمت حل بحرانهای روزمره میبرد: «ما در جنگ و تحریم توانستهایم بمانیم؛ فقط همین. وقتی مسئله اصلی تأمین مواد اولیه است و قیمتها ناگهان چند برابر میشود، چطور میتوان با آرامش روی R&D و توسعه محصول تمرکز کرد؟»
تحقیق و توسعه؛ ایده هست، مسیر اجرا دشوار است
با وجود همه محدودیتها، خوشاب ارتباط خود را با مراکز علمی و دانشگاهی حفظ کرده است. این شرکت با دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه فردوسی مشهد قرارداد همکاری دارد و واحد تحقیق و توسعه آن به صورت مستمر روی طرحهای جدید کار میکند.
«ما با دانشگاه آزاد و دانشگاه فردوسی قرارداد داریم و تعامل خوبی میان صنعت و دانشگاه برقرار کردهایم. واحد تحقیق و توسعه خوشاب یک تیم سهنفره متخصص دارد که مسائل مرتبط را پیگیری میکند.»
بابایی میگوید در واحد تحقیق و توسعه، چندین طرح قابل توجه آماده بررسی و اجراست: «واحد R&D ما ده طرح آورده که دو طرح آن واقعاً بینظیر است. اما مشکل اینجاست که اجرای بعضی از این طرحها به مواد اولیه خارجی نیاز دارد. وقتی ارتباط مالی ما با دنیا قطع است و تحریم وجود دارد، از کجا باید این مواد اولیه را تأمین کنیم؟»
او تأکید میکند که نوآوری در صنعت غذا فقط به ایده وابسته نیست؛ زیرساخت، مواد اولیه، تبادل دانش، ثبات اقتصادی و دسترسی به بازارهای جهانی نیز ضروری است.
رکورد تولید در جنگ ۱۲ روزه؛ تولید بدون سود برای تأمین غذای مردم
یکی از بخشهای مهم روایت بابایی، نقشآفرینی خوشاب در شرایط بحرانی و جنگی است. او معتقد است شرکتهای تولیدی در روزهای سخت، میتوانند و باید به کمک معیشت مردم بیایند.
در جنگ ۱۲روزه، خوشاب با بسیج ظرفیت تولید و همراهی کارکنان، رکورد تولید کنسرو لوبیا را شکست.
«در جنگ ۱۲روزه، رکورد تولید کنسرو لوبیا را در شرکت خوشاب شکستیم. در ده روز حدود یک میلیون و ۹۸۵هزار قوطی کنسرو لوبیا با بالاترین کیفیت تولید و روانه بازار کردیم.»
بابایی تأکید میکند که این اقدام با هدف سودآوری انجام نشد: «به هیچ وجه در آن کار سودی دریافت نکردیم. هدف ما صرفاً همراهی در تأمین غذای مردم، بهویژه در ایام جنگ بود.»
او از همکاران خود و دیگر فعالان صنعت غذا نیز قدردانی میکند: «الحق که همکاران ما و بسیاری از شرکتهای دیگر نیز نهایت تلاش خود را برای تأمین کالا انجام دادند. من از همه آنها تشکر میکنم.»
تولید؛ مسیری دشوارتر از دلالی، اما ریشهدارتر
بابایی صادقانه میگوید شاید درآمد تولید با برخی فعالیتهای واسطهگری، دلالی، خریدوفروش یا ساختوساز قابل مقایسه نباشد؛ اما برای او تولید یک انتخاب ریشهدار و هویتی است.
«ما از ابتدا که چشم باز کردیم، شغلمان همین بوده است. شاید درآمد تولید با دلالی یا واسطهگری و ساخت املاک قابل مقایسه نباشد، اما متأسفانه یا خوشبختانه من کار دیگری بلد نیستم.»
او تولید را نوعی مسئولیت اجتماعی میداند: «من سعی کردهام با ایجاد اشتغال برای چند صد نفر به صورت مستقیم و برای چند ده هزار نفر به صورت غیرمستقیم، وظیفه ذاتی خودم را به بهترین شکل انجام دهم.»
اقتصاد آزاد، کار گروهی و رؤیای برندهای ماندگار ایرانی
حمید بابایی در بخشی از گفتوگو به یک دغدغه فرهنگی اشاره میکند: چرا در ایران شرکتهای قدیمی و ماندگار کم هستند؟ چرا تعداد برندهایی که چند نسل دوام آوردهاند، اندک است؟
او پاسخ را در فرهنگ کار جمعی و تربیت اجتماعی میبیند: «همیشه فکر میکنم چرا در ایران شرکتهایی با قدمت زیاد به اندازه کافی نداریم. به نظر من این موضوع به نوع تربیت ما برمیگردد. باید از کودکی، کار گروهی و باور به نتیجه جمعی را آموزش دهیم.»
بابایی معتقد است اگر نسل آینده به همدلی و کار تیمی باور داشته باشد، برندهای ایرانی میتوانند به جایگاه واقعی خود برسند: «باید نسل آینده بداند که با همدلی میشود برندها را به جایگاه واقعیشان رساند. همیشه با کار گروهی نتیجه بهتری به دست میآید.»
او همچنین به ظرفیتهای عظیم ایران اشاره میکند: «این کشور پتانسیل فوقالعادهای دارد. حتی فقط از جنبه گردشگری میتواند خود را تأمین کند؛ نفت، گاز، تجارت و معادن بماند به کنار. اما پرسش این است که با کدام سیاستگذاری کلان؟»
بابایی با تأسف از وضعیت اقتصاد میگوید: «من تأسف میخورم که چرا اقتصاد ما دچار قفل و زنجیر شده است. چرا ما مثل بسیاری از کشورهای دنیا نمیتوانیم در حد ظرفیت واقعی خودمان باشیم؟ اگر آن اتفاق بیفتد، چه کارها که نمیتوان انجام داد.»
اگر هر ایرانی یک نفر را به کار بگیرد…
یکی از جملات کلیدی بابایی درباره اشتغال، ساده اما عمیق است: «اگر هر نفر در این کشور بتواند یک نفر دیگر را به کار بگیرد، دیگر هیچ بیکار، گرسنه و بیجا ماندهای نخواهیم داشت.»
او معتقد است تولیدکننده باید سهم خود را در مسائل اجتماعی ایفا کند: «من عموماً در مسائل اجتماعی سعی میکنم سهم خودم و شرکتم را ادا کنم. تولید فقط کارخانه و محصول نیست؛ تولید یعنی مسئولیت در برابر جامعه.»
انتقال پرچم خوشاب به نسل سوم
پس از شش دهه فعالیت، خوشاب اکنون در آستانه انتقال جدیتر تجربه به نسل سوم قرار دارد. حمید بابایی با افتخار از حضور پسرش، رامتین بابایی، در کارخانه سخن میگوید.
«پرچم را دارم به نسل سوم، پسرم رامتین بابایی، تحویل میدهم و دورادور کاملاً حواسم به ایشان هست. همه ارزشها و درستیهایی را که در پدرم دیدم، به او منتقل میکنم.»
رامتین بابایی که در کانادا تحصیل میکرد، سه سال پیش تصمیم گرفت به ایران بازگردد و در کارخانه مشغول کار شود؛ تصمیمی که برای پدر، مایه افتخار است.
«او در کانادا درس میخواند، اما همه آن امکانات را گذاشت و به کارخانه آمد. خوشبختانه علاقه بسیار خوبی به تولید دارد و این برای من افتخار بزرگی است.»
بابایی میگوید اکنون تلاش میکند دانش مدیریتی و تجربیات تولیدی خود را به نسل بعد منتقل کند: «نسل سوم آماده تحویل گرفتن سکان اداره شرکت است و من هم در کنار او، هر آنچه را که درباره تولید و مدیریت شرکت میتواند کمککننده باشد، یادآوری و آموزش میدهم.»
خوشاب؛ از وصیت کیفیت تا آینده تولید
در پایان گفتوگو، آنچه بیش از همه در سخنان مهندس حمید بابایی برجسته است، پیوند میان «کیفیت»، «اخلاق» و «ماندگاری» است. خوشاب برای او فقط یک کارخانه نیست؛ امانتی است که از پدر به فرزند رسیده و اکنون قرار است به نسل سوم سپرده شود.
او بار دیگر بر رسالت اصلی خوشاب تأکید میکند: «ما مفتخریم که ۶۶ سال است تولید میکنیم و همواره تلاش کردهایم بهترین مواد اولیه را تهیه کنیم تا به رسالت اصلی خوشاب، یعنی تولید محصولاتی با بهترین کیفیت برای مصرفکنندگان، پایبند بمانیم.»
بابایی آرزوی خود را برای ایران چنین بیان میکند: «آرزو میکنم کشورم و مردم ایران در بالاترین سطح رفاه باشند. امیدوارم این آرزو به حقیقت بپیوندد. ایرانی باید به بلندای قله دماوند در افتخارات جهانی بدرخشد و سرآمد ملل جهان باشد؛ جایگاهی که شایسته آن است.»
روایت حمید بابایی، روایت مدیری است که در سختترین شرایط، از جنگ و تحریم تا قیمتگذاری دستوری و محدودیتهای صادراتی، دست از تولید نکشیده است. مدیری که باور دارد کیفیت، درستکاری و احترام به مصرفکننده، سرمایههایی هستند که هیچگاه مستهلک نمیشوند. خوشاب نیز با همین باور، از گذشته عبور کرده، در امروز ایستاده و به آیندهای میاندیشد که در آن نسل سوم، پرچم تولید با کیفیت ایرانی را در دست خواهد گرفت.
گفتنی است از سال ۱۳۸۹ به ترتیب آقایان و خانم ها مهندس غلامعلی سلیمانی بنیانگذار گروه صنایع غذایی کاله، دکتر مرتضی سلطانی بنیانگذار گروه صنعتی زر، رئیس هیئت مدیره گروه صنعتی عالیفرد (سن ایچ)، دکتر احمد فتح الهی بنیانگذار شرکت سبزی ایران (سبزان)، احمد صادقیان رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل وقت شرکت تک ماکارون و دراژه، دکتر مهدی کریمی تفرشی مدیر عامل شرکت گلها، مهندس علی شریعتی مقدم بنیانگذار گروه بین الملل نوین زعفران، مهندس بزرگمهر دادگر مدیر عامل شرکت دوشه آمل (هراز)، صمد رسولوی بنیس مدیر عامل شرکت درنا، مهندس عبدالله قدوسی مدیر عامل وقت شرکت صنایع شیر ایران (پگاه)، حسین مصطفیزاده مدیر هلدینگ بیژن، خانم دکتر مریم تاج آبادی ابراهیمی مدیرعامل گروه تک ژن زیست، مهندس جمال رازقی جهرمی مدیرعامل شرکت ستاره یخی آسیا (برند ب آ)، دکتر فرهاد سحرخیز رئیس هیئت مدیره گروه سحرخیز و سیدمحمدتقی نقوی رئیس هیئت مدیره گروه عازم بر اساس انتخاب خوانندگان نشریه کارآفرینی و صنعت غذا شخصیت برتر سالهای ۱۳۸۹تا ۱۴۰۳ معرفی شده بودند.

































