نویسنده: حسین شیرزاد تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی
صنعت تجارت بینالمللی غلات در طول پنج دهه گذشته دستخوش تغییرات قابل توجه و سریعی شده است. این صنعت با افزایش تعداد شرکتها و مداخلات فزاینده دولتها، متحول شده است. جهان درسالهای اخیر شاهد تغییرات قابل توجهی در ساختار این صنعت، ظهور یک حاشیه رقابتی پایدار، از جمله ظهور شرکتهای تجاری در چین و روسیه، و مداخلات گسترده ژئوپلیتیکی بوده است که منجر به محدودیتهای تجاری متعدد و متنوعی شده است. با وجود این تغییرات سیاستی، کمبود تحلیل عمیق در مورد ساختار این صنعت همواره وجود داشته است. معیارهای تمرکز تکامل یافتهاند، اما اغلب تحلیل گران، تأثیر و نقش تازه واردان به بازار، یک حاشیه رقابتی قابل توجه و تأثیر شرکتهای تجاری روسی و چینی را نادیده میگیرند. هدف این یادداشت توصیف مجمل تکامل استراتژیهای شرکتها و تجزیه و تحلیل ساختار صنعت تجارت بینالمللی غلات است. این صنعت بسیار متمرکز و تحت سلطه چهار شرکت است که معمولاً ABCD ADM، Bunge، Cargill و Dreyfus نامیده میشوند. با این حال، این مطالعات قدیمیتر هستند و تغییرات زیادی در دهههای گذشته با رشد شرکتهای تجارت غلات چینی و روسی رخ داده است.
تغییرات نهادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی
در سه دهه گذشته شرکتهای فعال در صنعت تجارت بینالمللی غلات تحت تأثیر تغییرات نهادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی متعددی قرار گرفتهاند. این تغییرات شامل تکامل و معرفی برنامههای یارانه صادراتی و سوختهای زیستی، از بین رفتن بسیاری از شرکتهای تجاری دولتی (STE) در تجارت بینالمللی، تشدید نوسانات و پیامدهای آن برای مدیریت ریسک، افزایش مداخلات دولت پس از حمله به اوکراین میشود. بطوری که اخیرا مدیر اجرایی Olam اظهار داشت که “جهان به سمت “جنگهای غذایی” پیش میرود، زیرا تنشهای ژئوپلیتیکی کشورها را به سمت درگیری سوق میدهد در نهایت، رشد صادرات از روسیه و اوکراین پس از دهه ۱۹۹۰ و رشد واردات توسط چین در دهه ۲۰۰۰، بر ساختار رقابت تأثیر گذاشته است. صادرات ذرت، سویا، گندم، روغن و کنجاله روسیه و اوکراین بین سالهای ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ از ۴۰ به ۱۱۹ میلیون تن افزایش یافت. از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۳، واردات همین کالاها توسط چین از ۶۱ به ۱۳۷ میلیون تن افزایش یافت از این رو، در هر دو مورد رشد قابل توجهی وجود داشته است. در این میان،استراتژیهای بازاری که در این صنعت بر شرکتها تسلط داشتند نیز تکامل یافتهاند. قبل از دهه ۱۹۸۰، محیط تجاری عموماً به چند شرکت عمدتاً خصوصی مشخص میشد؛ بیشتر اطلاعات (مثلاً قیمتها [مبنا]، فروش صادراتی و محمولهها) عمومی نبود؛ شرکتهای صادراتی عمدتاً به صورت عمودی ادغام نشده بودند و چند شرکت، بازار بینالمللی غلات را که معمولاً با نام ABCD شناخته میشود، کنترل میکردند. این ساختار تا حدی به دلیل دو منبع صرفهجویی به مقیاس بود: صرفهجویی به مقیاس با امکانات (ذخیرهسازی و جابجایی)، حمل و نقل و صرفهجویی به مقیاس برای اطلاعات، که ناملموس و نامتقارن بود.
اختیاری بودن معاملات
تغییراتی ژرف که در دهه ۱۹۹۰ پدیدار شدند، اهمیت اختیاری بودن معاملات را برجسته کردند. اختیاری بودن به توانایی تغییر مبدا و شرایط تجارت اشاره دارد، که در نتیجه باعث ایجاد قابلیتهای مبدا چندگانه در پاسخ به نوسانات و یا رویدادهای قو سیاه میشود. در بازارهای بیثبات، تغییر مبدا ارزشمند است، که انگیزههایی را برای شرکتها فراهم میکند تا قابلیت های مبدا را از چندین مبدا توسعه دهند و در نهایت به نفع شرکتهای بزرگتر است. در نهایت، یک “تغییر ساختاری ” رخ داد زیرا اطلاعات به راحتی در دسترس قرار گرفتند. این شامل اطلاعات مربوط به شرایط محصول، آب و هوا، قیمتها، مبنا، هزینههای حمل و نقل، بارگیری کشتی، زمان انتظار، مناقصهها و نتایج مناقصه میشود. قبل از ظهور انتشار دیجیتال، این دادهها فقط تا حدی در معاملات در دسترس بودند و معمولاً با تأخیر ارائه میشدند. از این رو، منبع سنتی مزیت اطلاعات نامتقارن با اطلاعات تقریباً فراگیر به لطف فناوری دیجیتال کاهش یافت این وضعیت منجر به تغییر عملکردها از «داشتن» اطلاعات به «تحلیل دادهها» شد بنابراین، با توجه به اینکه شرکتها دسترسی تقریباً برابر و تقریباً آنی به اطلاعات دارند، اکثر شرکتهای صادراتی به دنبال افزایش قابلیتهای تحلیل دادههای خود بودند که با داده های تجاری ادغام میشد.
ادغام عمودی حداکثری
در اوایل دهه ۲۰۰۰، استراتژیهای شرکتهای غلات به سمت ادغام عمودی بیشتر تکامل یافت و شرکتهای تجارت غلات به بخشهای آسیاب آرد، مالت سازی، خرد کردن دانه های روغنی، سوختهای زیستی و بخشهای مختلف زنجیره ارزش طیور و دامداری گسترش یافتند. اخیراً، اکثر شرکتهای تجاری در حال گسترش وظایف خود برای مدیریت پایداری و ابتکارات کربن هستند. در این میان از دهه ۱۹۹۰، حمل و نقل ریلی دو تغییر قابل توجه داشت. یکی تغییر از حمل و نقل تک واگنی به حمل و نقل چند واگنی بود دوم، توسعه یک بازار قابل معامله برای واگنهای ریلی در ایالات متحده بود که در کشورهای دیگر نیز اتخاذ شد همزمان، تغییری رخ داد که اکثر شرکتهای تجارت غلات را به مدیران زنجیره تأمین تبدیل کرد حداقل دو پیامد ساختاری و استراتژیک مهم از این تغییرات وجود دارد. یکی صادرات اختیاری (یا چند مبدأی) به عنوان یک استراتژی تجاری است. دومی افزایش ورود شرکتهای جدید است که در نهایت منجر به رشد در حاشیه رقابتی در این صنعت میشود.
شرکتهای بزرگ در صنعت مدرن تجارت بینالمللی غلات، آندره، بانج، کارگیل، کانتیننتال، دریفوس و کوک بودند. هر کدام از این شرکتها، شرکتهای خصوصی بزرگ و تحت کنترل خانواده بودند. با گذشت زمان، برخی از این شرکتها از رده خارج شدند، برخی دیگر خریداری شدند یا ورشکسته شدند و ABCD های باقی مانده به روشهای مختلف مثلاً به عنوان شرکتهای سهامی عام، ESOP و غیره، مشمول مالکیت عمومی یا افشای مالی شدند. از دهه ۱۹۹۰، ادغامهای متعددی رخ داده است، از جمله ادغامهای مهم: کارگیل داراییهای کانتیننتال را در سال ۱۹۹۹ خریداری کرد، ADM در دهه ۲۰۰۰ خریدهای متعددی داشت، گلنکور در سال ۲۰۰۲ در حوزه غلات گسترش یافت و ویترا را در سال ۲۰۱۲ خریداری کرد، LDC در سال ۲۰۱۳ چندین خرید منطقهای داشت جدیدترین مورد، خرید شرکت ویترا توسط بانج است که در سال ۲۰۲۳ آغاز شد و توسط اکثر کشورهای اصلی تولیدکننده و واردکننده غلات بررسی شده و در آگوست ۲۰۲۴ توسط اتحادیه اروپا و در ژانویه ۲۰۲۵ توسط کانادا با رعایت شرایط، تأیید شد. بررسی معوقه (تا اوایل ۲۰۲۵) مربوط به چین است. علاوه بر این، به غیر از سازمان تجاری جدید چینی و شرکتهای تجاری غلات روسی (که در ادامه مورد بحث قرار میگیرد)، شرکتهای متعددی وارد صنعت تجارت بینالمللی غلات شدند. برای اینکه بخواهیم جامع نگر باشیم، تازه واردان را میتوان به چندین دسته، از جمله تعاونیها ( مثلاً CHS، Zen-Noh )، شرکتهای فناوری پیشرفته (STE) و شرکتهای خصوصی طبقهبندی کرد. شرکتهای تجاری ژاپنی (غیر STE شامل ماروبنی، میتسوبیشی، ایتوچو و شرکتهای تجاری کرهای Pesco، Daewoo و CJ International Asia ) هستند. علاوه بر این، Zen-Noh و Itochu مالک CGB (شرکت غلات و کشتی تلفیقی) هستند. سایر شرکتهای قابل توجه شامل نوبل، اولام و ویلمار هستند که به عنوان ببرهای آسیایی یا بازرگانان شرق شناخته میشوند. در سال ۲۰۲۵، SALIC سهام باقیمانده اولام اگری را خریداری کرد شرکتهای خصوصی تجارت کالا از جمله فیبرو، فروزی، گاویلون، آگرکس (میتسوبیشی)، گلنکور، جی. آرون، بی جی تی، ای تی جی، سرنتز، اطلس، گرینفیلد، هارتری پارتنرز (سابقاً گلدمن ساکس/هس گانوار) و ویتول وارد شدند. شرکتهای دیگری نیز وارد شدند، از جمله گرین کورپ (استرالیا)، لنسینگ گرین (که اکنون اندرسونز است)، کوادرا (تجارتگران هیئت گندم استرالیا [AWB] در ژنو)، اینویوو (که اکنون مالک سوفلت است) و کپنهاگ مرچنتس. پس از حمله روسیه به اوکراین و خروج متعاقب برخی از بازیگران اصلی از تجارت اوکراین، چندین شرکت جدید اوکراینی به تجارت گسترش یافتند و برخی بعداً از آن خارج شدند. همزمان، تعداد شرکتهای تجارت غلات روسی افزایش یافت.
این گسترشهای جدید و در بسیاری از موارد، توسعههای جدید در تجارت بینالمللی غلات نشان میدهد که ورود به این عرصه به تلاش جدی نیاز دارد چون اگرچه برخی از آنها موفق بودند (مثلاً گاویلون، ویترا، گلنکور و دیگران)؛ اما بسیاری نیزموفق نبودند و یا از بازار خارج شدند یا خریداری شدند. در بیشتر موارد، این شرکتها متوجه شدند (۱) که تجارت و مدیریت لجستیک تجارت بینالمللی غلات پیچیدهتر از آن چیزی است که تصور میشد (مثلاً در مقایسه با معاملات آتی)؛ (۲) اهمیت ریسک طرف مقابل؛ و (۳) اینکه اختیاری بودن چند مبدأیی مهم است، که هر یک از این موارد به نفع شرکتهای بزرگتر بود. دو مورد مهم دیگر به موارد فوق مربوط به ورود و یا گسترش تجارت برای واردات به بازار چین و صادرات روسیه است.




































