نویسنده: حسین شیرزاد، تحلیل گر ودکترای توسعه کشاورزی
قیمت های جهانی برای اکثر کالاهای کشاورزی از سال ۲۰۲۰ در حال افزایش بوده است . این پدیده در ابتدا به دلیل افزایش تقاضای مصرف کننده در پی کووید-۱۹ و اختلالات عرضه مرتبط با این بیماری همه گیر بوده است. در سال ۲۰۲۲، تورم کالاهای غذایی با رشد ضعیف تولید به دلیل شرایط آب و هوایی نامساعد، علاوه بر پیامدهای جنگ در اوکراین و هزینه های ورودی مارپیچی (از جمله کود، خوراک، انرژی، نیروی کار و تدارکات) تشدید شد. علاوه بر این، موجی از محدودیتهای صادرات محصولات کشاورزی در سال ۲۰۲۲ به دلیل نگرانیهای امنیت غذایی داخلی (از جمله ممنوعیت موقت صادرات گندم در هند، روسیه و قزاقستان، روغن پالم در اندونزی و مرغ در مالزی)، به افزایش تورم غذا کمک نمود. انتظار میرفت تا تورم اکثر کالاهای غذایی تا سال ۲۰۲۳ به دلیل کاهش هزینههای نهاده ها، بهبود چشمانداز تولید و کاهش تقاضای مصرفکننده کاهش یابد. اما این پیشبینیها در معرض ریسک های متعددی قرار گرفت، مانند افزایش نوسانات هزینههای نهاده ها، عرضه جهانی محدودتر از حد انتظار غذا و طولانی شدن جنگ در اوکراین، اسراییل، غزه، لبنان، یمن و افزایش تأثیر تغییرات آبوهوایی و فشارهای زیستمحیطی، مالا، فشارهای قابل توجه هزینه و اختلالات عرضه به نوسانات قیمت مواد غذایی افزود. جهان در ۵۰ سال گذشته سه بحران جهانی غذا را تجربه کرده است. در حالی که محرک های منحصر به فردی جرقه هر یک از این بحران ها را برانگیخته است که باید مورد واکاوی قرار گیرد. بحرانی که سیستم غذایی جهان را در چند سال گذشته در پی دو رویداد مهم و مهم جهانی – همهگیری کووید-۱۹ و حمله روسیه به اوکراین – درگیر کرده است، باعث افزایش شدید قیمت مواد غذایی و افزایش ناامنی غذایی شده است. معکوس کردن پیشرفت جهانی به سمت هدف پایان دادن به گرسنگی (سازمان ملل) کمی بیش از یک دهه پس از بحران قیمت مواد غذایی در سالهای ۱۲-۲۰۰۷ رخ داد که به طور مشابه باعث افزایش تعداد افراد گرسنه در کره زمین شد. اینها تازه ترین بحران های قیمت مواد غذایی هستند. همچنین در سالهای ۱۹۷۳-۱۹۷۴ یک بحران جهانی غذای چند ساله وجود داشت که شاهد جهش قابل توجهی در قیمت مواد غذایی در مقیاس جهانی بود و پیامدهای جدی بر امنیت غذایی جهانی داشت. حال از آنجایی که افراد بیشتری غذای خود را از سیستم صنعتی جهانی غذا تهیه می کنند، به طور فزاینده ای در برابر شوک هایی آسیب پذیر می شوند که تأثیرات جهانی دارد. در دهه ۱۹۷۰، خشکسالی گسترده، خرید انبوه غلات روسیه و افزایش قیمت نفت مقصر اصلی نوسانات مکرر قیمت غذا بود. در سال ۲۰۰۸، یک بحران مالی همراه با افزایش قیمت سوخت و افزایش استفاده از محصولات غذایی برای سوخت های زیستی به بی ثباتی در بازارهای مواد غذایی کمک کرد. اخیرا، اختلالات زنجیره تامین به دلیل COVID-19 به زودی با جنگ روسیه و اوکراین دنبال شد که لجستیک صادرات غلات از منطقه دریای سیاه را مختل کرد و قیمت کالاها را فراتر از سطوح بالای رکورد قبلی خود افزایش داد و در هر یک از این سه بحران جهانی غذا، سفته بازی در بازارهای کالا، روند قیمتها را تشدید کرد و باعث افزایش شدید قیمتها شد و دسترسی صدها میلیون نفر را تحت تأثیر قرار داد.
در حالی که بحرانهایی که در ۵۰ سال گذشته پدیدار شدهاند، هر کدام محرکهای منحصربهفردی داشتهاند، اما همه ویژگیهای ساختاری عمیقتری از سیستم غذایی را به منصه ظهور گذاشته اند که آن را بیشتر مستعد نوسانات در مقیاس جهانی در مواجهه با شوکها میکند. سه مورد از این ویژگیها در تحلیلهای بحران کنونی برجسته شدهاند و به بحرانهای گذشته نیز مرتبط هستند. اولاً، سیستم جهانی غذای صنعتی به تعداد کم و محدودی از واریته های از غلات اصلی تولید شده با استفاده از روشهای کشاورزی بسیار صنعتی متکی است و این سیستم بهره برداری را مستعد رویدادهایی میکند که فقط تعداد انگشت شماری از محصولات را تحت تأثیر قرار میدهند و هزینههای فزاینده نهادههای مزارع صنعتی را بیشتر میکند. دوم، تعداد کمی از کشورها در تولید غلات اصلی برای صادرات تخصص دارند، و بسیاری از کشورهای دیگر، از جمله بسیاری از فقیرترین و ناامن ترین کشورهای غذایی، به آنها وابسته هستند. سوم موضوع تمرکز است، که به روشهای خاصی در سطوح مختلف در سیستم غذایی صنعتی جهانی ظاهر میشود – از مزارع کشاورزی گرفته تا توزیع ملی تولید تا بازارهای کشاورزی جهانی- تمرکز، به شرایطی اشاره می کند که در آن تعداد کمی از بازیگران یا آیتم ها در فعالیت های خاص مونوپل و غالب می شوند تا جایی که نقش زیادی در شکل دادن به خطوط و پویایی آن فعالیت ایفا می کنند. در سطح مزرعه، شدت و غلظت بالای محصولات، ارقام بذر و نهاده های صنعتی وجود دارد. در سطح کشور، تمرکز در کشورهایی که مازاد تولید قابل توجه دارند، وجود دارد که غلات اصلی را برای صادرات تولید می کنند و در سطح جهانی، تمرکز شرکت ها و بازیگران مالی وجود دارد که بر بازارهای غلات و نهاده های جهانی تسلط دارند.
نگاه کردن به مشکل تمرکز انحصار یا مونوپلی به عنوان وجه اصلی در یکی از در سطوح مختلف کمک می کند تا مشخص شود که چرا سیستم غذایی صنعتی جهانی در مواجهه با انواع شوک ها سفت و انعطاف ناپذیر است و آن را مستعد نوسانات می کند، به ویژه زمانی که هم زمان با بیش از یک اختلال در سیستم غذایی مواجه شود. اگر یک یا چند تامین کننده غلات اصلی به دلیل جنگ یا خشکسالی یا عوامل دیگر از ترکیب خارج شوند، یک محصول اصلی عمده به مقادیر عمده به مصارف غیرغذایی منحرف می شود، قیمت سوخت یا کود به شدت افزایش می یابد، یک بازیگر جدید بازار به طور ناگهانی خرید بیش از حد معمول تاریخی خود، ویا بازیگران مالی به دلیل انتظارات کمبود غلات در نتیجه هر یک از دلایل بالا به بازارهای آتی کالا می روند، تغییرات عظیم قیمت می تواند به سرعت در بازارهای جهانی اتفاق بیفتد و کسانی را که به واردات مواد غذایی در کشورهای کم درآمد زندگی می کنند، برای تحمل هزینه، منجر به افزایش گرسنگی و ناامنی غذایی می شوند. سناریوی بدتر اینکه تظاهرات مختلف تمرکز در سطوح مختلف نیز تمایل به تقویت یکدیگر دارند که آسیب پذیری سیستم غذایی را تقویت می کند.
شیوع بیماری همه گیر کووید-۱۹ در اواخر سال ۲۰۱۹ یک شوک به سیستم های غذایی بود که تا اوایل سال ۲۰۲۰ زنجیره های عرضه جهانی را تعطیل کرده بود و منجر به خالی شدن قفسه های خرده فروشان مواد غذایی، کاهش قیمت مواد غذایی و سقوط قدرت خرید شد اختلال اولیه ناشی از همهگیری به زودی تا اواخر سال ۲۰۲۰ به وضعیت افزایش و نوسان قیمت مواد غذایی تبدیل شد، زیرا وقفههای زنجیره تامین حتی با شروع بهبود ظرفیت مردم برای تهیه غذا همچنان در سراسر سیستم غذایی طنینانداز میکرد، زمانی که روسیه در فوریه ۲۰۲۲ به حمله دست زد، تقریباً دو سال پس از شروع بحران کووید-۱۹، قیمت مواد غذایی قبلاً به سطوح بی سابقه ای رسیده بود.تعارض روسیه و اکرایین که در فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد دومین ضربه قابل توجهی را به سیستم جهانی غذا وارد کرد، زیرا اوکراین و روسیه صادرکنندگان عمده گندم، ذرت و دانه های روغنی هستند، و بمباران به معنای توقف ناگهانی صادرات اوکراین و ایجاد یک ضربه جدی در بهره وری کشاورزی آن بود. بسیاری از کشورهای خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب صحرای آفریقا به شدت به واردات غلات از این دو کشور وابسته هستند و این اختلالات نگرانیهای عمدهای را در مورد امنیت غذایی جهانی با افزایش قیمت غلات ایجاد کرد . قیمت نفت و کود و همچنین صادرات کلیدی از منطقه دریای سیاه نیز به شدت افزایش یافت و ذخایر کمیاب شد و هزینه کشاورزی را بالا برد. علاوه بر این شوکهای مختلف، سفتهبازان به دنبال تهاجم به بازارهای غلات هجوم بردند و بر افزایش سرمایهگذاری مالی قبلی خود در بازارهای کالاهای کشاورزی در اواخر سال ۲۰۲۱، زمانی که قیمتهای مواد غذایی در حال افزایش بود، افزودند (IPES-Food) قیمت گندم به شدت افزایش یافت و دهها کشور را بر آن داشت تا محدودیتهایی برای صادرات اعمال کنند (IFPRI) درست همانطور که این پویایی ها آشکار شد، هند در ماه های مارس و آوریل یک رویداد گرمای بی سابقه را تجربه کرد که منجر به کاهش ۱۵ تا ۲۵ درصدی عملکرد گندم شد و این کشور را بر آن داشت تا صادرات آن محصول را محدود کند . قیمت غلات در ژوئن ۲۰۲۲ زمانی که سرمایهگذاران مالی این بخش را ترک کردند و بانکهای مرکزی در سراسر جهان نرخهای بهره را برای مهار تورم فزاینده افزایش دادند، شروع به کاهش کرد . یک معامله با میانجیگری سازمان ملل برای رفع انسداد بنادر اوکراین باعث شد تا مقداری غلات راه خود را به بازارهای جهانی باز کند. با این حال، با توجه به ادامه جنگ و بیماری همه گیر در اواخر سال ۲۰۲۲، نوسان قیمت پایان نیافت.
بحران قیمت مواد غذایی در سالهای ۲۰۱۲-۲۰۰۷ نیز در شرایطی رخ داد که شوکهای متعددی به سیستم وارد شد، که تا حد زیادی توسط یک بحران مالی بزرگ و افزایش قیمت نفت که هزینههای کشاورزی را بالا برد، ایجاد شد. این بحران همچنین محصول تغییر سیاستها بود که باعث تشویق افزایش استفاده از سوختهای زیستی در اروپا و آمریکای شمالی در سالهای قبل از بحران شد. انحراف مقادیر زیادی غلات، به ویژه ذرت، به عنوان خوراک برای تولید اتانول، به ویژه در آمریکای شمالی، در کنار مقادیر زیادی غلات که قبلاً به خوراک دام تخصیص داده شده بود، باعث کاهش مقدار غلات موجود در بازارهای جهانی برای مصرف انسان شد. این تحولات زمانی رخ داد که چین بهطور فزایندهای شروع به تامین بخشی از سویا و غلات خود از بازارهای جهانی پس از دههها هدف خودکفایی غذایی کرده بود . قیمت مواد غذایی از اواخر سال ۲۰۰۷ به شدت افزایش یافت، با دو برابر شدن قیمت مواد غذایی مانند گندم، برنج، ذرت و سویا در نیمه اول سال ۲۰۰۸ این اختلالات در بازارهای جهانی کالاها، سفته بازان مالی را برانگیخت که در بحبوحه بحران مالی جهانی به دنبال سرمایه گذاری های پرسودتر برای سود بردن از افزایش قیمت مواد غذایی بودند. سرمایه گذاری های سوداگرانه در معاملات آتی کالاهای کشاورزی و سایر مشتقات، قیمت مواد غذایی را به ارتفاعات قیمتی جدیدی رساند . با افزایش شدید قیمت مواد غذایی، بسیاری از کشورها محدودیتهایی را برای صادرات غلات و سایر مواد غذایی اعمال کردند که افزایش قیمتها را تشدید کرد. قیمت مواد غذایی از بالاترین حد خود در اواخر سال ۲۰۰۸ کاهش یافت، اگرچه تا سال ۲۰۱۲ بالا و پرنوسان باقی ماند و بر دسترسی فقیرترین مردم جهان به غذا تأثیر گذاشت. با وقوع این بحران، افزایش قیمت مواد غذایی و نگرانیها در مورد محدودیتهای تولید جهانی غذا در شرایط تغییرات آبوهوایی، هجوم به تملک و خرید زمینهای کشاورزی جهانی را برانگیخت که باعث شد سرمایهگذاران مالی به دنبال سرمایهگذاری بر روی سرمایهگذاری در خرید زمین در مقیاس بزرگ با تمرکز بر تولید مواد غذایی و سوخت زیستی باشند. این سرمایهگذاریها تا حد زیادی پاسخی به عدم اطمینان ناشی از بحران بود، اما از بسیاری جهات نیز به آن بحران ها افزوده شد، بهویژه با توجه به اینکه بسیاری از این سرمایهگذاریها حقوق سنتی زمین را برای تولیدکنندگان حاشیهنشین در کشورهای هدف تضعیف میکنند و عملیات کشاورزی صنعتی در مقیاس بزرگ را دنبال میکنند. که بخش قابل توجهی از آن برای تولید سوخت های زیستی بود .این بحران از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ به دلیل خشکسالی در چندین منطقه غلات و حبوبات تشدید و طولانی شد و سرمایه گذاران را ترغیب کرد که هم در بازارهای کالایی سوداگری کنند و هم به تصرف زمین بیشتر در گرداگرد جهان بپیوندند.
بحران های اخیری که در بالا به آنها اشاره شد حتی با فاصله ۱۵ سال هم رخ ندادند. قبل از این رویدادها، بحران عمده غذایی قبلی در سراسر جهان، که اولین بحران در جهان نیز بود، در نیمه اول دهه ۱۹۷۰ رخ داد. این بحران قبلی توسط یک سری شوکها که بر عرضه و تقاضای غذا تأثیر گذاشت، تسریع شد که شامل خشکسالی در نقاط مختلف جهان در اوایل دهه ۱۹۷۰ بود که نگرانیهایی را در مورد عرضه جهانی غذا ایجاد کرد. ایالات متحده، به عنوان بزرگترین کشور صادرکننده غلات جهان در آن زمان، ارزش پول خود را کاهش داده بود و سیاست کاهش عمدی غلات خود را در انبار دنبال کرده بود تا هزینه های خود را برای خدمت به عنوان انبار غله در جهان در پس از جنگ جهانی دوم کاهش دهد. اولین مورد از این تغییرات صادرات غلات ایالات متحده را به روسیه جذاب کرد. خرید انبوه غلات روسیه، همراه با مقادیر کمتر غلات ذخیره شده در انبارهای ایالات متحده، تأثیری بر افزایش شدید قیمت مواد غذایی داشت. واردات مواد غذایی برای کشورهای فقیر بسیار گران شد، و آنها در هر صورت از نظر منابع بالقوه، انتخاب های کمی داشتند، زیرا ایالات متحده صادرکننده غالب گندم و ذرت در آن زمان بود. این وضعیت برای همه بازارهای عمده غلات، از جمله برنج، بلاتکلیفی ایجاد کرد . شوکهای قیمت نفت در سالهای ۱۹۷۳-۱۹۷۴ در کنار رکودی که قبلاً در بازارهای جهانی غلات رخ میداد رخ داد و به دلیل ماهیت وابسته به سوختهای فسیلی تولید محصولات کشاورزی، آشفتگی را بیشتر کرد. شور و شوق سوداگرانه در بازارهای کالا نیز به طور گسترده به دلیل تشدید وضعیت در آن زمان مورد سرزنش قرار گرفت. قیمتهای گندم، ذرت و سویا تا سال ۱۹۷۵ در مقایسه با سطوح خود در سال ۱۹۷۱ سه برابر شد و قیمتها در بقیه دهه بالا باقی ماند زیرا شوکهای نفتی بیشتر در اواخر دهه ۱۹۷۰ اقتصاد جهانی را تکان داد و منجر به افزایش گرسنگی در جهان شد. اگرچه هر یک از این بحرانهای غذایی در سراسر جهان محرکهای خاصی داشتند که باعث ایجاد پویایی و در نتیجه هرجومرج بازار و ناامنی غذایی میشد، اما در هر مورد الگوهای تمرکز در سطوح مختلف، سیستم غذایی صنعتی را در مقابل شوکها در برابر نوسانات آسیبپذیر میکرد. در سطح مزارع، تمرکز بر روی چند محصول، تولید شده به روش تککشتی با روشها و نهادههای بسیار صنعتی و وابسته به سوختهای فسیلی مانند مکانیزاسیون، کودها و آفتکشها، شیوههای تولید متمرکز شد و منجر به اتکای شدید فقط به چند محصول اصلی شد. اکثر رژیم های غذایی انسان فقط سه دانه غلات – گندم، ذرت و برنج – تقریبا نیمی از رژیم غذایی انسان را تشکیل می دهند و ۸۶ درصد از کل صادرات را غلات اصلی به خود اختصاص داده اند ، هنگامی که سویا به این ترکیب اضافه می شود، چهار محصول اصلی با هم دو سوم کالری دریافتی انسان را تشکیل می دهند .گندم و ذرت بخش عمده ای از تجارت غلات را تشکیل می دهند که به ترتیب ۴۰ و ۳۶ درصد از صادرات غلات را به خود اختصاص می دهند، در حالی که برنج ۱۰ درصد از تجارت غلات جهان را تشکیل می دهد و سویا نیز یک محصول اصلی قابل تجارت است این تمرکز رژیمهای غذایی فقط روی چند محصول به این معنی است که اگر تولید یا تجارت یک یا چند محصول به هر دلیلی کاهش یابد، امنیت غذایی جهانی به خطر میافتد. اتکا به روشهای تخصصی کشاورزی صنعتی برای تولید این محصولات و سایر محصولات صادراتی، تغییر شیوههای کشاورزی و ترکیبات محصول را در مواجهه با اختلالات عمده بسیار دشوار میکند، زیرا سیستمهای تولید انعطاف ناپذیر و سخت شدهاند . تمرکز در این سیستمها بر نهادههای صنعتی که به سوختهای فسیلی متکی هستند، سیستم را به ویژه نسبت به افزایش قیمت نفت حساس کرده است و هزینههای کشاورزی را در طول بحران بالا میبرد.
در سطح کشور، توزیع محصولات اصلی و تجارت بین کشورها بسیار متمرکز است، به طوری که تنها پنج کشور حداقل ۷۲ درصد از تولید هر کدام از محصولات گندم، ذرت، برنج و سویا را به خود اختصاص می دهند. در سالهای ۲۰۲۱-۲۰۲۲، تنها هفت کشور به اضافه اتحادیه اروپا ۹۰ درصد از صادرات گندم جهان را به خود اختصاص دادند و تنها چهار کشور بیش از ۸۰ درصد از صادرات ذرت جهان را به خود اختصاص داده بودند. طرف دیگر این تمرکز این است که بسیاری از کشورها به واردات از این چند تامین کننده غلات وابسته هستند. اگرچه بسیاری از کشورها غلات اصلی را برای مصرف خود تولید می کنند، اما اکثریت آنها به اندازه کافی برای تامین نیاز داخلی تولید نمی کنند و بنابراین برای جبران کمبود به بازارهای جهانی متکی هستند. در واقع، سهم تولید غلات که در سطح بینالمللی مبادله میشود در ربع قرن گذشته تقریباً دو برابر شده است،” از تقریباً ۱۰ درصد در اواخر دهه ۱۹۹۰ به ۱۷ درصد در دهه ۲۰۲۰ ” ؛ دلیل اصلی تکیه بسیاری از کشورها به کالاهای اصلی خارج از کشور این است که غلات فروخته شده در بازارهای جهانی معمولاً ارزان تر هستند زیرا در مقیاس انبوه با استفاده از روش های تولید بسیار تخصصی که هزینه های هر واحد را کاهش می دهد – یعنی تمرکز در مزارع بزرگ کشاورزی، کشت می شوند- این درجه بالای تمرکز در بازار غلات به این معنی است که اگر یک یا چند کشور صادرکننده تحت تأثیر یک رویداد بزرگ قرار گیرند که توانایی آنها را برای تولید و صادرات تضعیف می کند، تعداد کمی از تامین کنندگان پشتیبان وجود دارد و قیمت ها افزایش می یابد . غلات وارداتی به ویژه کشورهای آسیب پذیر، به ویژه کشورهای کم درآمد و بدهکار. علاوه بر این، به دلیل فعالیتهای مزرعهای متمرکز، کشورهای وابسته به غلات وارداتی نمیتوانند به راحتی به تولید محصولات اصلی در هنگام افزایش قیمتها روی آورند.
در سطح جهانی، بازارهای کالایی بسیار مالی شده و متمرکز به این معنی است که شوک ها می توانند به راحتی منجر به نوسان شدید قیمت مواد غذایی شوند، زیرا آنها سرمایه گذاران را تشویق می کنند تا درست زمانی که سیستم غذایی در معرض خطر است، به بازارهای آتی کالاها سرازیر شونداین نوع الگوی سرمایهگذاری قیمتها را بسیار فراتر از آنچه در دسترس بودن و تقاضای مواد غذایی دلالت میکند، میبرد.جریانهای عظیم سرمایهگذاری مالی به این بازارها، که اغلب از طریق شرکتهای مدیریت دارایی و صندوقهای تامینی متمرکز میشوند، معمولاً با افزایش شدید قیمتها همراه هستند گروه متمرکزی از شرکت های تجارت جهانی غلات نیز سهم قابل توجهی از جابجایی جهانی غلات را با سهم بازار حداقل ۷۰ درصد کنترل می کنند که بر قیمت ها هم برای تامین کنندگان و هم برای مصرف کنندگان تأثیر می گذارد این شرکتها همچنین بازیگران کلیدی درگیر در بازارهای آتی کالا هستند، و در حالی که بیشتر تحت رادار زمانی که قیمت مواد غذایی پایین است، فعالیت میکنند، زمانی که در طول بحرانهای غذایی سودهای کلانی به دست میآورند، توجه را به خود جلب میکنند شرکتهای فراملیتی که نهادههای کشاورزی را میفروشند نیز بسیار متمرکز و مالی هستند و در طول بحرانهای غذایی شاهد افزایش سود هستند که تقاضا برای محصولات آنها را تقویت میکند مجموع، تعداد کمی از بازیگران مالی و تجاری که در سطح جهانی فعالیت میکنند، بر بازارها و قیمتها هم برای نهادهها و هم خروجیهای تولید محصولات کالایی تأثیر زیادی دارند.در حالی که تمرکز در این سه سطح – مزرعه، کشور، و بازارهای جهانی کشاورزی – یک عامل کلیدی در مستعد کردن سیستم غذایی جهانی به نوسانات در مواجهه با شوکها بوده است، اما همچنین به مشکلات زیستمحیطی فزاینده از جمله تغییرات آب و هوایی کمک میکند. فعالیتهای متمرکز تک کشتی و وابسته به سوختهای فسیلی در سیستمهای تولید صنعتی مسئول انتشار قابلتوجه گازهای گلخانهای ناشی از استفاده از ماشینآلات، و همچنین استفاده سنگین از نهادهها مانند کودها و مواد شیمیایی کشاورزی هستند. این سیستمها همچنین به تنوع زیستی آسیب میرسانند، زیرا به طیف محدودی از محصولات زراعی و فقط تعداد انگشت شماری از آن محصولات متکی هستند. شیوه های صنعتی نیز به منابع آب و مواد شیمیایی وابسته است که به کمبود آب و افزایش آلاینده ها کمک می کند. تأثیر اکولوژیکی سیستمهای تولید صنعتی، هنگامی که با سایر نیروهایی که در تغییرات آبوهوایی نقش دارند، از جمله حملونقل مورد نیاز برای تجارت بینالمللی، ذخیرهسازی و خردهفروشی مواد غذایی ترکیب میشود، بنابراین این ظرفیت را دارد که باعث ایجاد و تشدید رویدادهای شدید آب و هوایی شود که میتواند شوکهایی را ایجاد کند. منجر به بحران های غذایی محلی و جهانی می شود همانطور که تغییرات آب و هوایی شتاب میگیرد، احتمال شوکهای تولید همزمان را در بسیاری از مناطقی که محصولات اصلی تولید میکنند افزایش میدهد اگرچه زنجیرههای بسیار تخصصی تامین غذای جهانی اغلب توسط طرفدارانشان به دلیل کارآمد بودن و تولیدکنندههای بسیار کارآمد غلات ارزان برای مقابله با ناامنی غذایی جهانی توجیه میشوند، اما در عمل از نظر آسیبهای زیستمحیطی و افزایش گرسنگی، بهویژه در مواجهه با افزایش روزافزون، بسیار پرهزینه هستند. رویدادهای مهم جهانی مکرر که بر این بخش تأثیر می گذارد – جنگ، مشکلات اقتصادی، و آب و هوای شدید مرتبط با تغییرات آب و هوایی – که به نظر می رسد به یک هنجار تبدیل شده است تا استثنا.
در نهایت باید گفت که ویژگی های متمرکز سیستم غذایی صنعتی جهانی امروزی ریشه های عمیقی دارد که حداقل به چندین قرن قبل بازمی گردد.انقلاب های کشاورزی قبلی در اروپا از قرون وسطی نقش مهمی در ایجاد شرایط برای صنعتی شدن اولیه در اقتصاد به طور گسترده ای ایفا کردند، که به نوبه خود به رویکرد صنعتی تر به کشاورزی و سیستم های غذایی، از جمله تولید محصولات اصلی کمک کرده است اما تغییرات اصلی که ویژگیهای سیستم جهانی غذای صنعتی را برای ما به ارمغان آورد که آن را بسیار مستعد بحرانهای جهانی میکند، این مسایل در اوایل تا اواسط قرن نوزدهم زمانی که بسیاری از فقیرترین و ناامنترین کشورهای جهان هنوز در معرض خطر قرار داشتند، شروع شد. تحت حاکمیت استعماری در این زمان بود که تمرکز در سطح مزرعه، کشور و بازار جهانی به عنوان ویژگی های تعیین کننده تولید محصولات اصلی در سیستم غذایی صنعتی جهانی نوظهور شروع به توسعه کرد.. این غلظت چند سطحی در اوایل قرن بیستم تثبیت شد، و پیشرفتهای بعدی از آن زمان تنها پویاییهای تثبیتشده را عمیقتر و تسریع کرده است. در این یادداشت، طرحی بسیار مختصر از برخی از تحولات کلیدی که منجر به این پویایی های درهم تنیده از اوایل ۱۸۰۰ تا کنون شد، با تأکید بر تولید و تجارت محصولات اصلی، ارائه شد تا مقیاس تغییراتی را که این تحول را تشکیل می دهند، نشان دهم. نئولیبرال شدن سیستم های کشاورزی و غذایی ناگزیر از برخی ویژگی های متاثر از سفته بازی، هژمونی مالی شرکتها و منافع شرکتهای چند ملیتی و صندوق های بورسی و کالایی اند که پایه و اساس ویژگی های بسیار متمرکز سیستم غذایی صنعتی جهانی شده امروزی را بنا نهاده است.




































