افزایش قیمت ذرت و گندم بهعنوان ستون فقرات صنعت غذا، آغازگر دومینوی تورمی در صنایع پاییندستی است که مدیریت هوشمندانه زنجیره تأمین را میطلبد.
چرا امروز بیش از هر زمان دیگری باید امنیت مواد اولیه را جدی گرفت؟
سید محمدتقی نقوی، رئیس هیئتمدیره گروه صنعتی عازم (گلشهد، شهدینه آران و گلدینه)
در اقتصاد امروز، جنگها دیگر تنها در میدان نبرد تعیینکننده نیستند؛ بلکه در بازارهای کالاهای اساسی، مسیر تولید، امنیت غذایی و حتی بقای صنایع را نیز رقم میزنند. غلات، بهویژه ذرت و گندم، اکنون به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان تبدیل شدهاند. هرگونه اختلال در تولید، حملونقل یا تجارت این محصولات، زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی را ایجاد میکند که از مزرعه آغاز شده و تا سفره مصرفکننده ادامه مییابد.
برای صنعت پالایش غلات ایران، این تحولات صرفاً یک خبر بینالمللی نیست؛ بلکه هشداری جدی برای بازنگری در استراتژیهای تأمین مواد اولیه، مدیریت ریسک و برنامهریزی تولید است.
ژئوپلیتیک؛ متغیر جدید تعیینکننده قیمت غلات
در ماههای اخیر، تنشهای نظامی و تحولات ژئوپلیتیکی، از جنگهای تحمیلی منطقهای آمریکا و ایران گرفته تا حمله هفته گذشته آمریکا به زیرساختهای نگهداری گندم در ایران و محدودیتهای حملونقل و محاصره دریایی، موجب افزایش نگرانی در بازارهای داخلی کشور و جهانی شده است.
همین حمله هفته گذشته آمریکا به یکی از مراکز نگهداری گندم و همچنین اختلال در برخی مسیرهای حملونقل دریایی، بار دیگر نشان داد که امنیت زنجیره تأمین غلات تا چه اندازه آسیبپذیر است.
بازار نیز واکنش خود را به سرعت نشان داد.
تنها طی یک شب، قیمت ذرت در بازار داخلی از حدود ۴۱۰.۰۰۰ ریال به ۵۰۰.۰۰۰ ریال در هر کیلوگرم توسط تامین کنندگان داخلی افزایش یافت؛ رشدی نزدیک به ۲۲ درصد.
همزمان، فعالان بازار از افزایش قریبالوقوع قیمت آرد خبر میدهند؛ بهگونهای که پیشبینی میشود قیمت هر کیلوگرم آرد به حدود ۵۳۰.۰۰۰ ریال برسد.
این اتفاقات بهخوبی نشان میدهد که حتی در بازار داخلی نیز قیمت مواد اولیه دیگر صرفاً تابع عرضه و تقاضای داخلی نیست، بلکه مستقیماً از تحولات سیاسی و امنیتی جهان تأثیر میپذیرد.
افزایش قیمت مواد اولیه؛ آغاز دومینوی تورمی در صنایع پاییندستی
در صنعت پالایش غلات، ذرت و گندم تنها یک ماده اولیه نیستند؛ بلکه ستون فقرات تولید محسوب میشوند.
افزایش قیمت این دو محصول، مستقیماً هزینه تولید محصولاتی پالایشگاه غلات چون (نشاسته، گلوکز، مالتودکسترین، گلوتن فعال و محصولات جانبی خوراک دام را افزایش میدهد. اما اثر این افزایش تنها به کارخانههای پالایش غلات محدود نمیشود. این افزایش هزینه، در امتداد زنجیره ارزش به دهها صنعت دیگر منتقل میشود؛ از جمله، صنایع غذایی( شیرینی و شکلات، لبنی، نانواییها و بیکریها)، صنایع سلولزی و نساجی، تولیدکنندگان نوشیدنی، صنایع دارویی، آرایشی و بهداشتی و صنعت خوراک دام، طیور و آبزیان.
در واقع، پالایش غلات یکی از حلقههای میانی زنجیره امنیت غذایی کشور است؛ حلقهای که هرگونه افزایش هزینه در آن، اثرات خود را در بخش بزرگی از اقتصاد نمایان میسازد.
گزارش USDA؛ ذخایر جهانی در پایینترین سطح سالهای اخیر
اگرچه تحولات منطقهای نگرانکننده است، اما دادههای جهانی نیز تصویر چندان امیدوارکنندهای ارائه نمیکنند.
بر اساس تازهترین گزارش وزارت کشاورزی ایالات متحده (USDA)، روند ذخایر جهانی غلات وارد مرحلهای هشداردهنده شده است.
طبق این گزارش:
- موجودی پایان دوره گندم آمریکا حدود ۶۰۰ هزار تن کاهش یافته است.
- تولید گندم نسبت به سال گذشته حدود ۱۳ میلیون تن افت کرده است.
- ذخایر نهایی گندم بیش از ۶ میلیون تن کاهش یافته است.
- تولید جهانی ذرت حدود ۶ میلیون تن کمتر برآورد شده که ۳ میلیون تن آن مربوط به آمریکا است.
- نسبت ذخایر به مصرف ذرت به پایینترین سطح خود در ۱۴ سال گذشته رسیده است.
کاهش ذخایر ذرت اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا ذرت و آرد در بسیاری از کاربردها، بهویژه در خوراک دام، کالاهای جایگزین یکدیگر محسوب میشوند. هرگونه کاهش عرضه ذرت، معمولاً موجب افزایش تقاضا برای آرد و در نتیجه رشد قیمت هر دو محصول میشود.
به بیان دیگر، بازار جهانی غلات اکنون با دو عامل همزمان مواجه است: کاهش عرضه و افزایش ریسک ژئوپلیتیکی؛ ترکیبی که میتواند نوسانات قیمتی را تشدید کند.
مهمترین تهدید؛ نوسان، نه فقط گرانی
بسیاری تصور میکنند مشکل اصلی، افزایش قیمت مواد اولیه است؛ اما تجربه صنایع بزرگ جهان نشان داده است که نوسانات شدید قیمت بسیار مخربتر از خود گرانی است.
تولیدکننده میتواند با قیمت بالاتر برنامهریزی کند، اما زمانی که قیمت مواد اولیه ظرف چند ساعت یا چند روز تغییر میکند، امکان برنامهریزی تولید، فروش، تأمین نقدینگی و مدیریت موجودی بهشدت کاهش مییابد.
این نوسانات میتواند پیامدهایی همچون: کاهش حاشیه سود، افزایش سرمایه در گردش موردنیاز، دشواری قیمتگذاری محصولات، اختلال در قراردادهای فروش، و کاهش قدرت رقابت در بازار را به همراه داشته باشد.
صنعت پالایش غلات؛ نیازمند تغییر رویکرد مدیریتی
فرصت در دل بحران، تحولات اخیر بازار جهانی غلات تنها یک نوسان مقطعی نیست؛ بلکه نشانهای از ورود اقتصاد جهان به دورهای است که در آن، امنیت غذایی، ژئوپلیتیک و اقتصاد بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر گره خوردهاند. برای صنعت پالایش غلات ایران، آینده نه صرفاً با ظرفیت تولید، بلکه با توان پیشبینی، انعطافپذیری و مدیریت ریسک رقم خواهد خورد.
در چنین شرایطی، مدیران صنعت باید نگاه خود را از واکنش به بحران، به آمادگی برای بحران تغییر دهند. آینده متعلق به شرکتهایی است که زنجیره تأمین را نه یک فرایند عملیاتی، بلکه یک دارایی راهبردی میدانند؛ زیرا در اقتصاد پرتنش امروز، امنیت مواد اولیه همانقدر اهمیت دارد که ظرفیت تولید و بازار فروش.






























