مهدی بستار گفت: تمرکز بیش از حد سیاستگذاران بر مدیریت نان، نوعی پوشش برای بحران سوءتغذیه و فقر چندلایه در جامعه است که باید به سمت تنوعبخشی به سبد غذایی تغییر یابد.
مهدی بستار روزنامه نگار
نان را شاید بتوان استراتژیکترین غذای سفرهی ایرانی قلمداد کرد؛ چرا که تقریباً در همهی نقاط کشور و در میان تمامی طبقات و اقشار جامعه، مصرف نان به عنوان بخشی از فرهنگ غذایی مردم شناخته میشود.
این قوت غالب به دلیل سیرکنندگی سریع و قیمت ارزانتر نسبت به سایر مواد غذایی، مورد توجه دهکهای پایین جامعه قرار دارد.
از همین روست که تعیین نرخ، نحوهی پخت و عرضهی نان تحت مدیریت دولت قرار دارد و سیاستگذاریها و تصمیمات حاکمیت در این خصوص، مورد توجه افکار عمومی و رسانههاست.
هرچند با توجه به اهمیت نان، نظارت سختگیرانهی دولت بر پخت و عرضهی این مادهی غذایی و مانور تبلیغاتی گسترده بر تصمیمات و اقدامات صورتگرفته، تا حدودی موجه جلوه میکند، اما این میزان توجه به یک مادهی غذایی، آنهم وقتی نیازهای غذایی انسان گسترهای وسیع را شامل میشود، بیانگر واقعیاتی است که از دید عموم پنهان مانده است.
این واقعیتِ نادیدهانگاشته را میتوان در بحران تغذیهای ناشی از مشکلات اقتصادی دانست که به کاهش مصرف گوشت، میوه و لبنیات و در نتیجهی آن، سوءتغذیه در بخشهای مهمی از جامعه منجر شده است.
در واقع، مانور بیش از حد بر اقدامات نظارتی روی نانواییها و کیفیت نان، نوعی پوشش برای فقر غذاییِ چندلایه در جامعه محسوب میشود.
وقتی اذهان عمومی را به مسئلهی مدیریت نان مشغول کنی، طبیعتاً جامعه از تهیشدن سفره غافل میشود.
پس توجهِ بیش از حدِ نهادهای متولی به مقولهی نان را شاید بتوان نشانهی عمیقتر شدن بحران تغذیه و ضعف و ناکارآمدی دستگاههای مسئول در حوزهی تأمین غذای جامعه تلقی نمود.
لذا برای بهبود وضعیت تغذیه، بهتر است به جای تمرکزِ صرف بر نان، سیاستهای حمایتی به سمتِ تنوعبخشی به سبد غذایی و تغییر فرهنگ غذایی (از طریق آموزش همگانی و حمایت از تولید محصولات متنوع ارزان) سوق داده شود. در غیر این صورت، با ادامهی روندِ فعلی و عمیقتر شدن بحران تغذیه، به زودی با نسلی بیمار، دارای سوءتغذیه و ناتوان در پذیرش مسئولیتهای اجتماعی مواجه خواهیم شد.
نسلی که نان را می خورد اما آن را در نمی آورد؛ مگر آنکه نگاهِ سیاست گذاران از نانِ ارزان به سفره ی سالم تغییر کند.


































