نویسنده: دکتر حسین شیرزاد تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی
تجارت برای تغذیه جهان، دستور کار استراتژیک برای آمریکای لاتین و کارائیب (LAC) بوده و طی سه دهه گذشته این حوزه جغرافیایی به مثابه نیروگاه غذا برای آسیا، اروپا و خاورمیانه نقش بازی نموده است. لذا پس از جنگ تحمیلی آمریکایی -صهیونیستی بر علیه ایران، کشور ما دوباره باید ارتباطات تجاری با کارائیب بویژه “برزیل عضو موفق بریکس” را تحکیم و مجددا برقرار و به بلوغ در مناسبات تجاری با پیمانهای تجاری یا تبادلات تجاری تهاتری برساند. کشور ما ایران، نیاز به سویای برزیلی دارد و زنجیره بازار سویا در برزیل، نشان میدهد که رویکرد اقتصادی نئولیبرالی فعلی منجر به کسب وکاری شده است که به شرکتهای چندملیتی خارجی وابسته است. در حالی که شرکت های خارجی ۶۰ درصد از سهم بازار سویا را در اختیار دارند، گروه های برزیلی تنها ۴۰ درصد از کل تجارت را در اختیار دارند و سهم بازار داخلی در زمین (۱۳.۳ درصد) و نیروی کار (۱۴.۳ درصد) متمرکز شده است. اما گسترش سرمایهگذاریهای خارجی در تجارت کشاورزی در این کشور فرصتهایی را ارائه داده که توسط شرکتهای برزیلی اشغال شدهاند و وضعیت توسعه وابسته مرتبط را مشخص میکند. در حال حاضر ۱۲.۴ درصد از سهام شرکت های برزیلی متعلق به بخش های سرمایه و فناوری مانند تولید بذر (۲.۴ درصد)، کودهای شیمیایی (۴.۸ درصد)، مواد شیمیایی کشاورزی (۰.۶ درصد)، ماشین آلات (۰.۳ درصد) و تجارت کشاورزی و صنعت است. (۴.۳ درصد). افزایش مشارکت گروه های برزیلی در تجارت کشاورزی نیازمند سیاست های کشاورزی است که می تواند از یک الگوی توسعه جدید الهام گرفته شود. فرصت های ایجاد شده توسط سرمایه گذاری های خارجی می تواند توسط شرکتها و هولدینگ ها و گروه های ایرانی برای نفوذ دادن سهم خود در بخش های کشاورزی و صنعتی از طریق خرید خرده سهام یا خرید بلوکی سهام در بورس از طریق تراستی ها استفاده شود. آمریکای لاتین و دریای کارائیب (LAC) فرصتی منحصر به فرد برای پاسخگویی به رشد مورد انتظار در تقاضای جهانی برای محصولات کشاورزی دارد . این منطقه ۱۴ درصد از تولید جهانی غذا و ۴۵ درصد از تجارت بین المللی خالص محصولات کشاورزی را به خود اختصاص داده است اهمیت این محصولات برای اقتصاد LAC غیرقابل انکار است: سیستم های کشاورزی بین ۹ تا ۳۵ درصد از تولید ناخالص داخلی منطقه و ۲۵ درصد از صادرات آن را تشکیل می دهند. در آمریکای لاتین و دریای کارائیب، سهم کشاورزی از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا درآمدهای صادراتی برای بهبود رفاه جمعیت، که ارتباط نزدیکی با ظرفیت کشاورزی موجود در منطقه دارد، حیاتی است . کشاورزی در LAC از منابع طبیعی قابل توجهی (یک سوم زمین موجود، دو سوم آب شیرین) استفاده می کند و تقریباً نیمی از انتشار گازهای گلخانه ای منطقه را تشکیل می دهد. در این یادداشت مجمل تنها به برزیل می پردازیم
برزیل در سیستم جدید جهانی کشاورزی
در حالی که سرمایه گذاری در آفریقا و اروپای مرکزی ممکن است معادله را در دهه های آینده تغییر دهد، برزیل به عنوان منبع عرضه جهانی برای طیف وسیعی از کالاهای استراتژیک کشاورزی در حال شگفتی است. از سال ۲۰۰۷، این کشور صادرکننده پیشرو گوشت قرمز، مرغ، شکر، قهوه و آب پرتقال در جهان بود. دومین صادرکننده بزرگ سویا، کنجاله سویا و روغن سویا؛ سومین صادرکننده بزرگ ذرت در جهان؛ و چهارمین صادرکننده بزرگ خوک و پنبه. کل سطح زیر کشت آن ۳۴۰ میلیون هکتار است که ۶۳ میلیون آن در حال حاضر زیر کشت و ۲۰۰ میلیون آن به مرتع اختصاص دارد. حدود هفتاد و هفت میلیون هکتار زمین مرزی بدون تجاوز بیشتر به جنگل آمازون یا تالاب پانتانال (بزرگترین تالاب در جهان) در دسترس است. به این، ما همچنین باید در دسترس بودن زمین کشاورزی در بولیوی، پاراگوئه، و اروگوئه و ادغام فزاینده بخشهای کشاورزی کلیدی برزیل و آرژانتین را اضافه کنیم. در حالی که بازارهای شمالی هنوز مهم هستند، سایر بازارهای کشورهای در حال توسعه بیش از ۵۰ درصد صادرات محصولات کشاورزی برزیل را به خود اختصاص دادند. اگرچه برزیل دارای شرکت های ملی قوی در زمینه مواد غذایی کشاورزی است، اما بازار داخلی آن – سومین بازار از نظر اندازه در جهان در حال توسعه، پس از چین و هند – است. همچنین هدف اصلی سرمایه گذاری شرکت های جهانی است. شرکتهای چندملیتی کلیدی از بدو تولد در صنعت غذای کشاورزی برزیل حضور مهمی داشتهاند – نستله، یونیلور، اندرسون کلیتون، شرکت محصولات ذرت، دریفوس، و شرکت فراملیتی آرژانتینی Bunge y Borne (اکنون به سادگی Bunge). بعداً با بلوغ بازارهای مختلف، کرافت، نابیسکو، جنرال فودز، و کارگیل از ایالات متحده و یونایتد بیسکویت، بونگرین، دانون، پارمالات و کارفور از اروپا دنبال شدند. اگرچه سرمایه خارجی برای مدت طولانی جزء کلیدی سیستم کشاورزی کشاورزی برزیل بوده است، به نظر می رسد تقسیم کار طبیعی مشخصی با شرکت های ملی و بخش تعاونی مسئول اصلی ترین کالاها و شرکت های چند ملیتی که بخش های مصرف کننده “طبقه متوسط” و تجارت خارجی را اشغال می کنند وجود دارد. تحت نظارت کلی تر از مقررات دولتی. کل صنایع کاملاً داخلی باقی ماندند – شکر، قهوه و شیر. بازسازی مجتمع جهانی پروتئین حیوانی پس از جنگ جهانی دوم و تحریم موقت ایالات متحده بر صادرات محصولات کشاورزی خود در اوایل دهه ۱۹۷۰ پس از خریدهای غافلگیرکننده اتحاد جماهیر شوروی که منابع داخلی را تهدید کرد، فرصتی منحصر به فرد برای ظهور سویا و گوشت سفید فراهم کرد. یک مجتمع بزرگ طیور در برزیل در دهه ۱۹۸۰ پدیدار شد که با ترکیب رشد انفجاری در بازار داخلی، در دسترس بودن فناوری جدید و باز کردن بازارهای مهم صادراتی، به ویژه در خاورمیانه امکان پذیر شد. شرکتهای داخلی ادغام شدند و بزرگترین آنها – Ceval، Sadia و Perdigão – نقش اصلی را در گسترش خوراک دام، بهویژه بخش سویا، بر عهده گرفتند. آنها به بازیگران مهمی در توسعه سویا در سرزمین مرزی جدیدی تبدیل شدند که با پیشرفت تحقیقات بخش دولتی که گونه های سویا را با مناطق وسیع ساوانا در داخل برزیل ایجاد کرد، باز شد. شرکت های برزیلی همچنین شروع به به چالش کشیدن هژمونی چند ملیتی در بازارهای تحت سلطه برندهای مارگارین و روغن های پخت و پز گیاهی کردند. در پایان دهه ۱۹۸۰، Ceval بزرگترین فرآوری سویا در آمریکای لاتین بود که مسئول ۲۰ درصد کل تولید بود. همه اینها قرار بود در بحبوحه رواج مقررات زدایی دهه ۱۹۹۰ تغییر کند، با جابجایی شرکت های ملی توسط شرکت های فراملیتی، به ویژه در مجتمع سویا- Ceval توسط Bunge خریداری شد – و Perdigão به همراه Sadia از بخش سویا عقب نشینی کردند و دومی عملیات خود را به Archer Daniels Midland فروخت که نشان دهنده ورود این شرکت به برزیل است . برخی از بازیگران منطقه ای جان سالم به در برده اند و گروه جدیدی در اطراف فرماندار وقت ماتو گروسو، بلیرو بورخس ماگی، موقعیتی محکم در گسترش سویا در شمال کشور ایجاد کرده است. با این حال، اکثریت خرد کردن و تجارت سویا در کشور اکنون در دست چهار بازیگر پیشرو جهانی – Bunge، Cargill، ADM و Dreyfus است. کنترل این گروهها بر ذخایر کود، چه در برزیل و چه در سطح جهان، که یک ورودی کلیدی برای تولید غلات و دانههای روغنی است، مهم برای تسلط آنها بوده است. همچنین دسترسی آنها به منابع مالی در زمانی که اعتبار عمومی در حال عقب نشینی بود، تعیین کننده بوده است. Perdigão و Sadia همچنان در بخش گوشت سفید پیشتاز هستند، اما شرکت های فراملیتی وارد شده اند – با Doux تولید کننده مرغ پیشرو فرانسوی، ARCO از آرژانتین، Cargill، Bunge و اخیراً تایسون از ایالات متحده در حال حاضر حدود ۲۰ درصد صادرات برزیل در این بخش است.داین تصرف فراملیتی بخشهای بزرگی از مجتمع سویا با تغییرات اساسی در کنترل و فروش بذر تکمیل و تسریع شده است. سیستم تحقیقات کشاورزی عمومی در توسعه واریته ها تعیین کننده بود و امکان پیشروی مرز سویا به منطقه ساوانای برزیل را فراهم کرد. این با ظهور یک صنعت ملی بذر خصوصی که بر فناوری هیبریدی جدید در آن زمان تسلط داشت، تکمیل شد. بیوتکنولوژی و به رسمیت شناختن حقوق و پتنت های حفاظت از گیاهان منجر به دگرگونی سریع بخش خصوصی بذر برزیل شد، به طوری که اکنون تحت تسلط شرکت های فراملی مونسانتو، سینجنتا و دوپون است و سیستم تحقیقات عمومی را تضعیف می کند. از بسیاری جهات، به کنترل اختصاصی این شرکت ها بر ژن های استراتژیک تبدیل شده است. ۶ یک جنبش اجتماعی قوی و مقاومت سازمانهای غیردولتی، از جمله نبرد قانونی، برای جلوگیری از معرفی تراریختهها (GMOs، یعنی دانههایی با ژنهای معرفیشده از گونههای دیگر) به راه افتاد. با این وجود، این دانه ها اکنون بر تولید سویا غالب هستند و در ذرت و پنبه در حال پیشرفت هستند. فرآیندهای مشابه در اکثر بخش ها رخ داده است. شرکت سارا لی ایالات متحده و طیف وسیعی از شرکتهای اروپایی به سمت قهوه، بهویژه بخش برشته کردن قهوه، حرکت کردهاند و اکنون موقعیت غالبی در بازار مهم داخلی ایجاد کردهاند. سرمایه گذاری خارجی در حال حاضر به ویژه در مجتمع شکر/الکل که بازیگران سنتی و غیرسنتی، به ویژه صندوق های سرمایه گذاری جهانی را درگیر می کند، قابل توجه است. پیشبینی میشود که ظرف یک دهه، این بخش که تا همین اواخر تقریباً منحصراً داخلی بود، تحت سلطه شرکتهای جهانی قرار گیرد. با این حال، گروههای داخلی، مانند کوسان و کوپرسوکار، اخیراً نیز در بازسازی عمده شرکت کردهاند و این امکان وجود دارد که شرکتهای مهم برزیلی جایگاه خود را حفظ کنند. به استثنای مجموعه شکر-اتانول، این هجوم فراملی عمدتاً به شکل خریدهایی است که شرکتهای محلی را تحت فشار قرار داده و تمرکز را تسریع میکند. تمرکز به سطح ایالات متحده نرسیده است، اما بیشتر بخش ها به سرعت به سمت شرایط انحصاری در حال حرکت هستند. این در هیچ کجا مشهودتر از بخش خرده فروشی نیست. همانگونه که کارفور در اوایل دهه ۱۹۷۰ وارد برزیل شد، اما تهاجم فراملی گستردهتری در دهه ۱۹۹۰، بهویژه در سالهای ابتدایی دهه جاری آغاز شد. وال مارت در حال تبدیل شدن به بازیکن پیشرو در خرده فروشی برزیل تا پایان دهه جاری است. در این زمان، سه شرکت – پائو د آکوکار (یک شرکت ملی اما با مشارکت ۵۰ درصدی شرکت فرانسوی کازینو)، کارفور و وال مارت – این بخش را کنترل میکنند و حدود ۴۰ درصد از کل فروش را به خود اختصاص داده و بتدریج خرده فروشان و برزیلیهای منطقهای را حذف میکنند. بانک توسعه همکاری های بین آمریکایی (IDB) از اولین کسانی بود که پتانسیل منطقه را در بخش کشاورزی تشخیص داد . این نهاد همچنین به خوبی از چالش های جهانی تغییرات آب و هوایی، رشد جمعیت، تخریب منابع طبیعی و از دست دادن تنوع زیستی آگاه و خطرات بهداشتی، ایمنی و امنیتی جدیدی نیز پدیدار شده است که به طور فزاینده ای تعادل بین عرضه و تقاضا برای محصولات کشاورزی را به خطر می اندازد. همه اینها باعث افزایش قیمت ها و تهدید امنیت غذایی جهانی می شود. شواهد اقتصادی نشان میدهد که تجارت بینالملل نقش اساسی در چهار بعد حیاتی امنیت غذایی – در دسترس بودن، دسترسی، استفاده و ثبات – ایفا میکند و بر آنها تأثیر مثبت میگذارد. تصادفی نیست که دستور کار ۲۰۳۰ تجارت را به عنوان یک محرک کلیدی برای رشد فراگیر و دستیابی به هدف گرسنگی صفر می شناسد. شواهد همچنین نشان داده شده است که نقش تعیین کننده ای در جبران اثرات نامطلوب تغییرات آب و هوایی و خطرات ژئوپلیتیک جهانی دارد .در یک بررسی تاریخ مند بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۵، سه روند عمده جهانی در تجارت محصولات کشاورزی نشان می دهد :
- شبکههای تجارت بینالمللی محصولات کشاورزی کمتر متمرکز شدند، تعداد مراکز افزایش یافت و بازیگران بینالمللی جدیدی ظهور کردند.
- تجارت درون منطقه ای افزایش یافت، در حالی که خوشه های تجاری نوظهور شواهدی از منطقه ای شدن واقعی تجارت محصولات کشاورزی بود که توسط نزدیکی جغرافیایی و توافقات تجاری تعیین می شد.
- تجارت جهانی محصولات کشاورزی نسبت به گذشته متعادلتر شده است: کشورهای بیشتری اکنون به بازارهای متنوع تری متصل هستند که بدون شک انعطافپذیری جهانی را تقویت کرده است.
با این وجود، گروه متمرکزی از کشورها هنوز سهم بزرگی از ارزش تجارت را به خود اختصاص می دهند. در عین حال، آزادسازی تجارت در بن بست باقی مانده است، که برای ایجاد یک سیستم تجارت محصولات کشاورزی عادلانه تر و بدون مانع مضر است . LAC تا کنون توانسنه از فرصت های تجاری که تقاضای جهانی غذا ایجاد می کند استفاده کند اما برای استفاده از این فرصت ها، باید با سه چالش اساسی مقابله کند:
- کاهش هزینه های تجاری ، به ویژه در بخشی که با بسیاری از کالاهای فاسد شدنی سروکار دارد و با موانع غیرتعرفه ای متعددی مواجه است. این موانع اغلب به رعایت استانداردهای بهداشتی و گیاهی مربوط می شود. هزینه های تحمیل شده توسط این مقررات می تواند بسیار زیاد باشد.
- گسترش سیاست های تجاری برای ترویج یکپارچگی عمیق تر بین کشورهای منطقه. این گسترش منطقه را قادر میسازد تا نیازمندیهای جدید دسترسی به بازار، مانند مقررات اتحادیه اروپا در مورد محصولات بدون جنگلزدایی (EUDR) را برآورده کند ، در حالی که همگرایی نظارتی را در زمینههای سلامت، ایمنی و امنیت غذایی ترویج میکند.
- بهبود بهره وری کشاورزی برای تقویت مزیت های نسبی منطقه و مزایای تجارت.
گسترش تجارت کشاورزی به سمت مرکز-غرب و شمال برزیل از دهه ۷۰ و ۸۰ به بعد، با هدایت سیاست های عمومی با هدف اشغال زمین و توسعه منطقه ای، بیان بیشتری پیدا کرد. کشت غلات به سرادو رسید، که به دلیل شرایط توپوگرافی و آب و هوای مناسب و مناطق وسیعی که برای اکتشاف در دسترس بود، که این بیوم را به مرحله ای برای تحولات ناشی از معرفی کشاورزی مدرن علمی و جهانی تبدیل کرد. در ایالت توکانتینز، سرادو بیشتر قلمرو را اشغال می کند و منطقه ای از مرزهای کشاورزی را پوشش می دهد که هنوز در حال گسترش است. به عنوان یک الدورادو جدید برای تجارت کشاورزی، فرصت های جدیدی برای کشت محصولات کشاورزی به دلیل موقعیت استراتژیک آن در ایالت دیده می شود که به نفع رقابت در صادرات است. به این موارد در دسترس بودن زمین با هزینه کم، در مقایسه با سایر مناطق، در دسترس بودن پتانسیل انرژی و آب زیاد و ایجاد ساختارهای فنی جدید نصب شده لازم برای توسعه سیستم های کشاورزی مدرن که نیازهای تجارت کشاورزی را برآورده می کند، اضافه کنید. در نهایت، تجارت با انتقال غذا از جایی که با هزینه کمتر تولید میشود به جایی که مورد نیاز است، امنیت غذایی بیشتر و رژیمهای غذایی سالمتر را با دسترسی مصرفکنندگان به مقدار و تنوع بیشتری از محصولاتی که هر کشور قادر به تولید آن است، ارتقا میدهد. در عین حال، میتواند به کشاورزی جهانی کمک کند تا از منابع طبیعی مانند زمین و آب به طور کارآمدتر استفاده کند. کشورهای کارائیب در حال ترویج یک دستور کار استراتژیک برای پاسخ به چالش های تجاری در محصولات کشاورزی هستند که توسط بخش ادغام و تجارت و اداره تجارت و سرمایه گذاری هدایت می شود. شواهد تجربی قوی نشان می دهد که تجارت ابزاری موثر و ضروری برای ارائه پاسخی قوی به تقاضای جهانی غذا است. شواهد گسترده ای وجود دارد که نشان می دهد تجارت با بهینه سازی عملکرد بازارها و تشویق سرمایه گذاری، نقش اساسی در تعادل عرضه و تقاضا دارد. چشم انداز در همه این زمینه ها امیدوارکننده است.




































