محمدحسین روشنک، عضو هیأترئیسه اتاق بازرگانی خراسان رضوی و فعال در حوزه تولید بدون کارخانه، با اشاره به تجربیات خود در این زمینه اظهار کرد: در ایران، معمولاً این مفهوم به عنوان برون سپاری تولید شناخته میشد و تولیدکنندگان واقعی فقط به عنوان خریداران مواد اولیه در نظر گرفته میشدند.
به گزارش اگروفودنیوز، عضو هیئت نمایندگان اتاق بازرگانی ایران گفت: من بهعنوان یک فعال اقتصادی، حدود ۱۰ سال قبل محصولاتی را به کارخانه «کشت صنعت شمال» میدادم. این کارخانه روغن خام و بستهبندی را برای من تولید میکرد و من آن را صادر میکردم. با این حال، فاکتور فروش به نام آنها صادر میشد، حال آنکه تمام مواد اولیه و تولید بهطور کامل متعلق به من بود. در آن زمان، تصمیم گرفتم که ایده تولید بدون کارخانه را مطرح کنم، چرا که در واقع من تولیدکننده بودم و نیازی به خرید از کارخانه نداشتم. مسئولیت سرمایهگذاری و تولید نیز بهعهده خود من بود.
روشنک با اشاره به اینکه این ایده با مخالفتهای زیادی مواجه شد، تصریح کرد: بهخصوص از سوی صنایعی که ما را تهدید میدانستند. متأسفانه، تقریباً ۱۵ سال طول کشید تا این مفهوم در وزارت صنعت و تجارت جایی پیدا کند و در نهایت به قوانین مجلس راه یابد و در برنامههای تولید گنجانده شود.
عضو هیأترئیسه اتاق خراسان رضوی با تأکید بر اینکه نقش تولید بدون کارخانه در اینجا بهخصوص مرتبط با استفاده از ظرفیتهای خالی بنگاههای تولیدی کشاورزی و صنعتی است، اظهار کرد: این ظرفیتهای خالی به دلیل کمبود فروش و عدم نقدینگی کافی برای جذب سرمایه بوده است. تولیدکنندگان بدون کارخانه میتوانند نقدینگی خود را به کارخانهها بیاورند و صنایع را با تامین مواد اولیه و مزد تولید تأمین کنند. از سوی دیگر، بازار فروش نیز بهطور همزمان از طریق بازرگانان تأمین میشود که برای کالای تولیدی خود بازارسازی و بازاریابی میکنند. به این ترتیب، تولید بدون کارخانه میتواند موجب فعالسازی ظرفیتهای خالی بنگاهها و افزایش تابآوری اقتصادی شود.
این فعال صنعت غذا و کشاورزی اضافه کرد: کسی که میخواهد تولید بدون کارخانه را انجام دهد، حتماً باید صاحب برند باشد. اگر فردی برند نداشته باشد، عملاً تولید بدون کارخانه نتیجهای ندارد، چون بدون برند، نمیتواند بازار و اعتبار در مقابل مشتریان و بازارهای هدف داشته باشد.
روشنک خاطرنشان کرد: در حقیقت، این محصولات در بنگاههای تولیدی دیگر، مانند کارخانههای فعال در شمال یا دیگر مناطق، تولید میشوند و من فقط نقش تولیدکننده بدون کارخانه را دارم. من در این حالت مالک برند هستم، اما کارخانه ندارم و تنها از طریق برندسازی و بازاریابی، بازار را در اختیار دارم. بنابراین، مهمترین ویژگی برای صاحب تولید بدون کارخانه عبارتند از: اول؛ نقدینگی، یعنی سرمایه در گردش و توان مالی لازم برای خرید مواد اولیه و پرداخت مزد. دوم؛ برند، یعنی برند معتبر، ثبت شده و شناختهشده در بازار و سوم؛ بازار، یعنی بازار هدف و مشتریان ثابت و مستقر.
وی با تأکید بر اینکه اگر این سه ویژگی در مالک تولید بدون کارخانه وجود نداشته باشد، ادعای تولید بدون کارخانه بودن بیمعنی است و صرفاً اسمی است، بیان کرد: فعالان این حوزه باید بدانند که بدون داشتن این سه عامل، نمیتوانند موفق باشند؛ چراکه تولید در هر حوزه و صنعتی نیازمند سرمایه، اعتبار و دسترسی به بازار است.
عضو هیأترئیسه اتاق خراسان رضوی، ادامه داد: تولیدکننده بدون کارخانه باید نقدینگی کافی در گردش داشته باشد، سرمایه مورد نیاز برای تولید و بازار را در اختیار داشته باشد و این موارد، نمیتواند فقط با ادعا و شعار حاصل شود. وگرنه، این بانکهای ادعا، فقط اسم است و واقعاً در عمل موفق نخواهند شد.
روشنک تأکید کرد: در شرایط فعلی، میتوان از ظرفیتهای خالی صنایع در مناطقی مانند بلوچستان (که تحت بمباران شدید نبودهاند) یا سایر استانها استفاده کرد. این ظرفیتها میتوانند در بخش کشاورزی یا سایر حوزهها باشند. بنابراین، خود آن صنایع آسیبدیده میتوانند سفارش تولید بدون کارخانه را ثبت کنند تا چرخ کارخانههایشان دوباره به چرخش درآید و به نوعی بازسازی شوند.
عضو هیأترئیسه اتاق خراسان رضوی خاطرنشان کرد: این روش به بازسازی و فعالسازی صنایع کمک کرده و در عین حال، نیاز بازار را نیز برطرف میسازد. اما چالشهای اجرایی نیز در این میان وجود دارد که در مقابل میتوان راهکارهایی نیز در مدیریت بحران کالاهای اساسی ارائه داد. در شرایط جنگی، تحریم و محاصره اقتصادی (که البته فرض بر ناممکن بودن آن است، زیرا ما قادر به شکستن محاصره هستیم)، نباید بیکار نشست.




































