نویسنده : حسین شیرزاد تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی
مقدمه
امارات متحده عربی، به عنوان یک اقتصاد کلیدی در شورای همکاری خلیج فارس (GCC)، نمونهای از اقتصادهای نوظهوری است که بخشی ازجهان به طور فزاینده چندقطبی را تشکیل میدهند. حجم فزایندهای از ادبیات تحقیقی اذعان کرده اند که گسترش سرمایه گذاریهای شورای همکاری خلیج فارس در بخشهای مختلف، اقتصاد منطقه ای و جهانی را تا سال ۲۰۳۰ تغییر شکل میدهد . از دهه ۱۹۷۰، بخش مواد غذایی امارات متحده عربی دستخوش یک تحول اساسی شده است و از اتکا به سیستم کشاورزی معیشتی همراه با اندکی تجارت غذا، به وابستگی شدید به مواد غذایی وارداتی که از طریق شبکهای از شرکتهای بزرگ کشاورزی- تجاری مدیریت میشود، تغییر یافته است. این گذار از یک اقتصاد کشاورزی کوچک و حاشیهای به اقتصادی بود که در هسته زنجیرههای جهانی کالاهای غذایی قرار دارد. دسترسی ایمن به کالاهای غذایی اکنون بخش اساسی استراتژی اقتصادی امارات متحده عربی است که در غذاهای فراوان و متنوع موجود در سوپرمارکتها و رستورانهای آن مشهود است. لذا تغییر گسترده و سریع در بخش مواد غذایی امارات متحده عربی به شدت به ظرفیت لجستیکی کشور وابسته بوده و این دو بخش به شدت با هم در ارتباط هستند.
هشدار بیدارباش بانک جهانی
از وقتی بانک جهانی در گزارش سال ۲۰۲۱ خود گزارش داد که قیمت جهانی مواد غذایی در ۱۲ ماه از ژانویه ۲۰۲۰ تقریباً ۲۰ درصد افزایش یافته است برای کشورهایی مانند امارات متحده عربی که ۸۰ درصد به واردات مواد غذایی وابسته بودند، زنگ های خطر ناامنی غذایی نواخته شد. این امر بر نوعی وابستگی آسیب پذیر به منابع خارجی غذا تأکید میکرد. لذا از نظر سیاستگذاری، این موضوع در استراتژی ملی امنیت غذایی امارات متحده عربی مورد توجه قرار گرفته است که تلاش میکند با مسائل کمبود آب و کمبود زمینهای زراعی از طریق رویکردی چند جانبه از سرمایهگذاری فناوری و تنوعبخشی به منابع وارداتی دست و پنجه نرم کند. استراتژی ملی امنیت غذایی و آب امارات متحده عربی هدف اعلامشدهای دارد: «حمایت از تسهیل تجارت محصولات کشاورزی از طریق یک دستگاه سراسری و تضمین امنیت غذایی در هر شرایطی این یادداشت به بررسی تأثیر این سیاست و ردپای امارات متحده عربی بر رژیم غذایی منطقهای و بینالمللی ناشی از این رویکرد به امنیت غذایی میپردازد و به تلاش های دولت برای استفاده از شرکتهای کشاورزی و لجستیک، در کنار قدرت نظامی، برای دستیابی به اهداف امنیت غذایی توجه دارد.
اهداف لجستیکی امارات
با بررسی لجستیک مواد غذایی در امارات متحده عربی، چندین ویژگی مرتبط آشکار میشود. ابتدا آنکه لجستیک امکان گشودن مرزهای جدیدی را فراهم میکند که به نوبه خود امکان “انباشت سرمایه ” را گسترش میدهد این موضوع با توجه به ماهیت نظامات بهره برداری و تجارت کشاورزی، به فرسودگی ناشی از بهره برداری از منابع خاک و استفاده از سفره های آب تجدید ناپذیر در کشورهای حوزه خلیج فارس، مرتبط است. لذا این معضل، سرمایه گذاران خلیج فارس را وادار به انتقال مزارع به مزارع فراساحلی کرده است. این یک ویژگی حیاتی اما کمتر مورد بحث در اقتصادهای خلیج فارس قرار گرفته است. امارات متحده عربی به طور خاص، سرمایه گذاریهای کشاورزی گستردهای را در مصر، اتیوپی و سودان جنوبی انجام داده است. در نتیجه ی کمبود آب، امارات متحده عربی استراتژی غذایی خود را تغییر داد. ناگفته پیداست که مفهوم امنیت غذایی در امارات متحده عربی در بحثهای سیاسی نفوذ دارد. این موضوع توسط دولت تشویق میشود و در گزارشهای متعدد اندیشکده ها و دولت در طول دهه گذشته آشکار شده است. این استراتژی مستقیماً به واقعیت کشاورزی- بوم شناختی امارات متحده عربی مربوط میشود. امارات متحده عربی کمبود زمینهای زراعی و منابع آب دارد و در نتیجه، به واردات از مناطق مختلف جهانی وابسته است. با این حال، پیش از دهه ۲۰۰۰، امارات متحده عربی مقدار قابل توجهی از محصولات کشاورزی را در داخل کشور تولید میکرد. کشاورزی محلی از یک سیستم یارانه ای سخاوتمندانه بهره مند بود که تا حدی برای تضمین عرضه مواد غذایی در نظر گرفته شده بود، اما همچنان در جهت توزیع رانت و تضمین ثبات سیاسی عمل میکرد اما، این سیاست به شدت آب بر بود و منجر به تخلیه سفره های آب زیرزمینی شد که عمدتاً تجدید ناپذیر بودند. هزینه آب و انرژی مورد نیاز برای استخراج آن در سراسر متابولیسم اجتماعی به شکل افزایش وابستگی به شیرین کردن آب و آب شیرین کن ها آشکار شد .
تغییر جهت به سمت کشت فراسرزمینی
در سال ۲۰۰۶، این کشور تولید بسیاری از محصولات کشاورزی با نیاز آبی بالا را متوقف کرد و تولید را به سایتهای فراساحلی منتقل کرد. البته این سیاست دو بعدی بود. یک جنبه آن تنوع بخشی به منابع در بازار آزاد بود، اقدامی که شامل خرید مواد غذایی از تولیدکنندگان بیشماری در سراسر جهان میشد. در همان زمان، امارات متحده عربی و شرکتهای کشاورزی- تجاری آن به دنبال خرید یا اجاره زمین در مکانهای مختلف، عمدتاً در کشورهای همسایه در خاورمیانه، بودند. هدف این بود که این مکانها به بخش مواد غذایی امارات متحده عربی اجازه دهند تا در برابر نوسانات بازار مصون بماند و از طریق ادغام عمودی، کنترل بیشتری داشته باشد. این موضوع در سال ۲۰۰۸ پس از افزایش قیمت جهانی مواد غذایی که منجر به نگرانیهایی در مورد دسترسی بازار به مواد غذایی و وابستگی امارات متحده عربی به واردات شد، به شدت مورد توجه قرار گرفت. مزیت کنترل مستقیم بر زمین در سخنان مدیر اجرایی الدهره، یکی از بزرگترین شرکتهای کشاورزی-تجاری در امارات متحده عربی، خلاصه شده بود که اظهار داشت خرید زمین به این معنی است که “از مزرعه تا سفره، ما کل زنجیره ارزش را کنترل میکنیم”
امارات متحده عربی با دستیابی به چنین «کنترلی» بر «کل زنجیره ارزش»، از بازسازی و بکارگیری سیاست های دیکته شده نئولیبرالی کشورهای همسایه خود، که تحت فشار مؤسسات مالی بین المللی صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و اجماع واشنگتنی، به سمت کشاورزی صادرات محور و خصوصیسازی زمین بهرهمند شد این امر به امارات متحده عربی اجازه ورود به بازارهای بزرگ کشاورزی مانند مصر و سودان را داد و امکان خرید زمینهای کشاورزی و گسترش زنجیرههای تأمین را فراهم کرد. از این نظر، استراتژی امنیت غذایی چندجانبه امارات متحده عربی، نابرابری فزاینده در سیستم غذایی خاورمیانه و شمال آفریقا را تشدید میکند و کشورهای اطراف را مستقیماً به بازار امارات متحده عربی متصل میکند.
رویکرد بینالمللی شدن شرکتهای بزرگ کشاورزی
استراتژی امنیت غذایی امارات متحده عربی همچنین در جهت تشویق بین المللی شدن شرکتهای بزرگ کشاورزی امارات و کنترل آنها بر مدارهای کشاورزی منطقه ای و بینالمللی عمل کرده است این موضوع در اظهارات مقامات دولتی به صراحت بیان شده است. به عنوان مثال، مریم حارب المهیری، وزیر امنیت غذایی، استراتژی امنیت غذایی امارات متحده عربی را خلاصه کرد و توضیح داد: «ما علاقه زیادی به افزایش بهره وری کشاورزی از طریق اتخاذ روشهای جدید و تنوع بخشی به الگوی سرمایهگذاری کشاورزی در خارج از کشور داریم» از سال ۲۰۱۵، امارات متحده عربی و حدود ۱۴ شرکت مستقر در امارات متحده عربی در یک «اتحاد امنیت غذایی» برای هماهنگی چنین پروژه های خارجی با هم همکاری کردهاند و در تعدادی از کشورها از جمله مصر، پاکستان، نامیبیا، سودان، ویتنام، صربستان، رومانی، آمریکای شمالی و جنوبی و استرالیا سرمایهگذاری کرده اند. معمولاً زمین به هولدینگ های اماراتی اجاره داده میشود تا برای کشت محصولات پرمصرف آب بر مورد استفاده قرار گیرد. شبکههای لجستیکی امارات متحده عربی ضروری بودهاند زیرا این کشور را قادر ساخته اند بر محدودیتهای ملی غلبه کند. این امر در چارچوب شورای همکاری خلیج فارس اهمیت دارد زیرا کشاورزی داخلی به دلیل شرایط خشک محیطی و فشار اقلیمی شدیدا محدود شده است.
رویکرد ادغام عمودی زنجیرههای تأمین
علاوه بر این، استراتژی خاص امنیت غذایی شرکتی امارات متحده عربی در ادغام عمودی زنجیرههای تأمین زیر چتر شرکتهای بزرگ کشاورزی و صنعتی خصوصی آشکار میشود. به این ترتیب، سیاست امنیت غذایی شرکتی امارات متحده عربی نه تنها بر شرکتهای بزرگ کشاورزی و صنعتی، بلکه بر شرکتهای بزرگ حمل و نقل نیز متکی است که به شدت در بنادر، شهرهای لجستیکی و جادهها سرمایهگذاری میکنند تا فضاهای جدیدی باز کنند. در واقع، هدف این است که همزمان کنترل مسیرهای حمل و نقل را تضمین کرده و زنجیرههای تأمین کشاورزی را تثبیت کنند. شرکتهای کشاورزی و لجستیکی امارات متحده عربی که توسط سیاستهای امنیت غذایی دولتی تسهیل میشوند، با یکدیگر همکاری میکنند تا تسلط امارات متحده عربی و ورود به سرزمینهای جدید را تقویت کنند. مثلا به طور خاص میتوان بر سرمایهگذاریهای کشاورزی و لجستیکی درهم تنیده در سراسر دره نیل و سواحل دریای سرخ به عنوان مکانهای آشکارکننده سیستم غذایی منطقه ای تمرکز نمود. امارات متحده عربی به سرعت نقش اقتصادی، سیاسی و نظامی خود را در کشورهای ساحلی دریای سرخ گسترش داده است، از جمله مداخلات نظامی مستقیم (یمن)، سرمایهگذاریهای زیرساختی و کشاورزی بیشماری (اتیوپی، مصر، سودان) و تأمین پایگاههای نظامی، نزدیکی جغرافیایی این بازارها، زمینهای کشاورزی، منابع آب و محصولات آنها را به ویژه جذاب میکند، زیرا زمان حمل و نقل را کاهش میدهد. از زمان قیام های عربی سال 2010، امارات متحده عربی یک استراتژی مداخلهگرایانه را برای تعمیق و ایجاد اتحادهای جدید در این کشورها آغاز کرده است، دسترسی به بازارهای کشاورزی آنها را تسهیل کرده و آنها را به شبکههای لجستیکی خود نزدیکتر میکند.
ساختار سهامداری شرکتهای کشاورزی
شایان ذکر است که ارتباط نزدیک بین دولت و بخش کشاورزی و تجارت در ساختار سهام آنها آشکار است. در برخی موارد، شرکتهای سرمایه گذاری کشاورزی مستقیماً متعلق به دولت هستند، در حالی که برخی دیگر از طریق سهامداران خود، که معمولاً اعضای خانواده حاکم یا خانوادههای تجاری نزدیک به آنها هستند، با دولت مرتبط هستند. این ویژگیها در دو مورد از بزرگترین شرکتهای کشاورزی و تجارت در امارات متحده عربی، الدهرا و جنان، آشکار است. سرمایه گذاریهای جهانی الدهرا بیش از ۸۰۰ میلیون دلار آمریکا ارزش دارد و این شرکت دارای یک بانک زمین با حدود ۲۰۰۰۰۰ هکتار زمین ملکی و اجارهای در سراسر جهان است این شرکت متعلق به حمدان بن زاید آل نهیان، برادر ولیعهد ابوظبی است. سرمایه جنان حدود ۱ میلیارد دلار آمریکا است و این شرکت مالک زمینهایی در مصر، سودان، اتیوپی، اسپانیا و ایالات متحده است البته سهامداران جنان سهامی عام نیستند. اما ارتباط آن با دولت در قرارداد با دولت ابوظبی برای واردات سالانه ۶۰۰۰۰۰ تن خوراک دام آشکار است. اگرچه این اقدامات در قالب امنیت غذایی و به عنوان یک «گفتمان امنیتی» بیان میشوند، اما باید اقدامات شرکتهای بزرگ کشاورزی امارات را به عنوان فعالیتهایی سودمحور و مشابه سایر بخشهای کشاورزی در بازارهای غربی و نوظهور درک کرد. از این نظر، امنیت غذایی یک موضوع تکنوکراتیک در سیاست گذاری نیست، بلکه ویژگی اصلی نحوه عملکرد و گسترش بخشهای غذایی شرکتی این کشور است. از این منظرگسترش جغرافیایی بخش کشاورزی-تجاری امارات متحده عربی در چارچوب وسیع تر «بینالمللی شدن سرمایه خلیج فارس» قرار دارد، که «شرکتهای کشاورزی-تجاری خلیج فارس را در هسته کل زنجیره ارزش کشاورزی» قرار داده است.
نقش محوری لجستیک
به نظر می رسد که باید لجستیک را به عنوان دریچه ای برای درک ماهیت استراتژی امنیت غذایی امارات متحده عربی در نظر گرفت و به طور خاص بر هم افزایی بین بخشهای کشاورزی-تجاری و لجستیک تمرکز کرد که با حمایت دولت تقویت میشود. متخصصین اماراتی معنقدند که به جای تمرکز صرف بر کشاورزی- تجاری و سرمایهگذاری در زمین های اجاره یا خریداری شده در مناطق مختلف جهان، استراتژی امنیت غذایی امارات متحده عربی، همزمان یک استراتژی کشاورزی – تجاری- لجستیکی است. امارات متحده عربی از نظر استراتژیک در امتداد مسیر تجاری آسیا – اروپا قرار دارد. مجموعهای غنی از متون تاریخی به تأثیر سیاستهای استعماری بریتانیا بر ظهور امارات متحده عربی به عنوان یک گره حمل و نقل کلیدی در امتداد مسیرهای تجاری استعماری آسیا- اروپا اشاره کرده اند لذا امارات متحده عربی با تکیه بر این نقش، در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ سرمایه گذاری قابل توجهی در گسترش بخش حمل و نقل خود انجام داد و با تمرکز بر زیرساختهای حمل و نقل عظیم، از جمله بنادر دریایی و فرودگاهها، و همچنین خطوط هوایی، اپراتورهای بندری و مناطق آزاد تجاری، این کشور را قادر ساخت تا به یک دروازه اصلی تجارت منطقهای و یک منطقه صادرات مجدد تبدیل شود. لذا برای حصول به این مقصد بنادر و لنگرگاه ها برای پذیرش کشتیهای بزرگ و تسریع جابجایی کالاها با حداقل مقررات طراحی شدهاند. کارهای علمی در مورد بخش لجستیک امارات متحده عربی تا حد زیادی بر امارت دبی، به عنوان قطب اصلی حمل و نقل بینالمللی، با داشتن بزرگترین بندر دریایی منطقه، جبل علی (راموس) متمرکز شده است. شرکت “دی پی ورلد”، شرکت عامل جبل علی، به یک اپراتور بندری بینالمللی با پایانه های دریایی و داخلی جهانی تبدیل شده است. دوره اصلی توسعه بینالمللی بخش حمل و نقل و لجستیک امارات متحده عربی در اوایل دهه ۲۰۰۰ بود که عمدتاً مبتنی بر امواج خصوصیسازی در سطح بینالمللی بود، که به موجب آن شرکتهای بزرگ حمل و نقل امارات متحده عربی داراییهای فیزیکی خود را در خارج از کشور از طریق مشارکتهای دولتی-خصوصی (PPP)، امتیازات و خریدها گسترش دادند . به طور مشابه، در بخش کشاورزی-تجاری، این گسترش بر اساس رابطه نزدیک دولت – سرمایه و با حمایت شرکتهای هلدینگ دولتی صورت گرفت. استراتژی امنیت غذایی امارات متحده عربی، بخش لجستیک و بخش تجارت کشاورزی را گرد هم میآورد و به طور یکسان بر تنوع بخشی به منابع تولید و همچنین تضمین کنترل بر لجستیک و کل زنجیره تأمین استوار است. شرکتهای بزرگ که در اصل استراتژی امنیت غذایی امارات متحده عربی را اجرا میکنند، زمینهای کشاورزی، سیلوهای مواد غذایی و مناطق فرآوری را خریداری و اداره میکنند و با سایر نهادهای حمل و نقل امارات متحده عربی (نهادهای شرکتی و دولتی) برای تأمین مسیرهای حمل و نقل همکاری میکنند. بنابراین سیاست امنیت غذایی امارات متحده عربی شامل بینالمللی شدن تجارت کشاورزی امارات متحده عربی و همچنین شرکتهای بزرگ حمل و نقل است که به تضمین دسترسی و حمل و نقل از بازارهای جدید کمک میکنند. در نهایت، به عنوان یک سیاست، امنیت غذایی مستلزم تثبیت و کنترل بر کل زنجیره تأمین مواد غذایی است. این امر تأثیر دوگانه ای دارد: تأمین غذا برای بازار امارات متحده عربی در درازمدت، و همچنین تضمین اینکه بنادر و مناطق آزاد تجاری امارات متحده عربی به عنوان مراکز کلیدی فرآوری، ذخیره سازی و صادرات مجدد مواد غذایی در رژیم غذایی منطقه ای تولید میشوند.
تجارت کشاورزی امارات متحده عربی و ادغام عمودی
ارتباط بین بخش لجستیک تجاری و کشاورزی امارات متحده عربی با بینالمللی شدن زنجیرههای کالاهای غذایی این کشور برجستهتر شده است. با بینالمللیتر شدن شبکه تولید و عبور از مناظر مختلف، تأکید بیشتری بر ظرفیت لجستیکی میشود. این امر با توجه به جغرافیای آب در مناطق خشک منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا از اهمیت ویژهای برخوردار است. برخلاف سایر مناطق کشاورزی مانند اروپا که زمینهای زراعی عمدتاً با بارندگی آبیاری میشوند، کشت در این منطقه توسط رودخانهها یا سفرههای آب زیرزمینی تعیین میشود. در نتیجه، اختیار کمتری بر مزارع وجود دارد، اما این مانع را میتوان با زیرساختهای لجستیک و حمل و نقل برطرف کرد. بنابراین، استراتژی امنیت غذایی امارات متحده عربی، شبکه زمینهای کشاورزی را گسترش میدهد و در عین حال کنترل بر کل زنجیره تأمین مواد غذایی را تثبیت میکند، زمینهای کشاورزی را به دست میآورد و عملکردهای لجستیکی را تثبیت میکند. این امر در روشهایی که شرکتهای کشاورزی امارات متحده عربی در دو دهه گذشته داراییهای بینالمللی خود را در زمینهای کشاورزی گسترش دادهاند، مشهود است. تعیین مقدار دقیق دشوار است زیرا این معاملات به طور مشهوری مبهم هستند. با این حال، یک مطالعه نشان میدهد که از بین تمام کشورهای خلیج فارس، امارات متحده عربی بزرگترین خریدار زمینهای کشاورزی در خارج از کشور بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ بوده است . چندین خرید زمین کشاورزی در مناطقی از حوضه نیل در مصر، سودان و اتیوپی و مناطق دورتر در پاکستان و صربستان انجام شد. محل اجرای طرحها در محیطهای خشک با توجه به دسترسی به آب تعیین میشد. همچنین به سیاستهای محیطی که امکان خصوصی سازی و فروش قطعات بزرگ زمین را فراهم میکرد، وابسته بود. بارزترین نمونههای این استراتژی، بزرگترین مزارع امارات متحده عربی متعلق به پروژههای کشاورزی در مصر، توشکا و شرق العوینات هستند. هر دوی این پروژهها به دلیل موقعیت منابع آب و زمینهای وسیع موجود، در مناطق دورافتاده واقع شدهاند. توشکا در جنوب مصر از آب رودخانه نیل که توسط یک پمپ بزرگ و کانال آبیاری از دریاچه ناصر به این طرح منتقل میشود، استفاده میکند. این پروژه در محل بیش از ۴۰ روستای نوبی واقع شده است که در دهه ۱۹۶۰، قبل از ساخت سد بزرگ روی نیل (الدین) تخلیه شدند. شرق العوینات، منطقهای ۲۶۰ هزار هکتاری از مزارع که به آبیاری از آبهای زیرزمینی وابسته هستند، آبی که با حفر چاه از سفره آب زیرزمینی نوبیان استخراج میشود. العوینات در صحرای غربی، حدود ۴۰۰ کیلومتری اسوان (بهار) واقع شده است.موقعیت دورافتاده این پروژه چالشهایی را ایجاد میکند و در مصاحبهای در سال ۲۰۱۵، یکی از مدیران اجرایی جنان گفت که این شرکت به دلیل انزوای آن، در حال بررسی ترک محل است. این مدیر گفت: «زیرساختها ضعیف هستند و از قاهره بسیار دور هستند، ۱۳۰۰ کیلومتر، بنابراین از نظر مدیریتی دشوار است”. با این حال، لجستیک، پل ارتباطی بین این مکانهای دورافتاده و بازارهای امارات متحده عربی است؛ آنها تضمین میکنند که شرکتهایی مانند جنان و الظهره میتوانند به فعالیت مزارع در این پروژهها ادامه دهند. مرحله اول در زنجیره تأمین توسط حمل و نقل جاده ای ارائه میشود. پس از برداشت، محصولات فرآوری شده و بر روی کامیونها بارگیری شده و به پورت سعید در دریای مدیترانه، که بیش از ۱۳۰۰ کیلومتر از شرق العوینات فاصله دارد، منتقل میشوند. سپس این کالاها به امارات متحده عربی ارسال میشوند. این یک گذرگاه منظم است و جنان هر هفته محموله ای از یونجه و سایر محصولات علوفهای را از مصر و سودان ارسال میکند . به این ترتیب، لجستیک، فضاهای دورافتاده را در شبکه تولید کالاهای غذایی امارات متحده عربی ادغام کرده است. علاوه بر این، با چنین گسترش جغرافیایی به زمینهای کشاورزی جدید، ادغام عمودی مداومی بین شرکتهای حمل و نقل و شرکتهای بزرگ مواد غذایی وجود داشته است. این امر در مالکیت متقابل شرکتها در بخشهای تولید و توزیع مواد غذایی مشهود است. شرکتهایی که شرح داده شدهاند، نمونهای از این رابطه هستند. در این موارد، ماهیت جهانی زنجیرههای تأمین مواد غذایی امارات متحده عربی و حرکت به سمت کنترل تولید و همچنین توزیع، مشهود است. به عنوان مثال، الدهرا در کشت، تولید و تجارت خوراک دام و کالاهای اساسی غذایی و به قول خودشان “مدیریت زنجیره تأمین سرتاسری” تخصص دارد. در طول سالها، الدهرا سرمایه گذاریهای قابل توجهی در لجستیک انجام داده و شبکه ای قوی از حمل و نقل داخلی و عملیات حمل و نقل دریایی را تضمین کرده است. این شرکت یکی از بزرگترین واردکنندگان بندر خلیفه در ابوظبی است، همچنین بزرگترین مشتری علوفه در بندر بارسلونا (الدهرا) است. در واقع، با برجسته کردن اهمیت تجارت خود، الدهرا به عنوان واردکننده شماره یک به امارات متحده عربی، از جمله بزرگترین مشتری بندر خلیفه و در میان پنج مشتری برتر بندر جبل علی، به خود میبالد.
در موردی دیگر، هولدینگ جنان ( Jenaan) مزارع خود را در اتیوپی، سودان، مصر، اسپانیا و ایالات متحده اداره می کند و به صورت عمودی ناوگانی از کامیون ها را ادغام کرده است . جنان Jenaa در اتیوپی، جنان در حال اجرای سه پروژه بزرگ کشاورزی با محوریت صادرات است. تمرکز این سرمایهگذاری بر صادرات دام زنده و شیر خشک است. این سرمایه گذاریها با منافع لجستیکی امارات و اتیوپی تلاقی دارند، اتیوپی به عنوان یک کشور محصور در خشکی، در حال جذب سرمایهگذاریهای امارات در بنادر بربره و سومالی لند است که به این کشور اجازه میدهد وابستگی خود را به بنادر جیبوتی به حداقل برساند. ماجد الفطیم و گروه الغریر، که متعلق به خانوادههای تجاری با همین نام هستند، از نظر تاریخی پیوندهای نزدیکی با خانوادههای حاکم امارات متحده عربی داشته اند. این شرکتهای خوشهای در سراسر اقتصاد امارات متحده عربی منافعی دارند و حضور منطقه ای نیز دارند. از این نظر، علاقه آنها به غذا، خرده فروشی مواد غذایی و به طور فزایندهای لجستیک مکمل یکدیگر است. علاوه بر شرکتهای داخلی، امارات متحده عربی در نتیجه سرمایه گذاری در شرکتهای چندملیتی جهانی مواد غذایی، علاقه خود را به بازارهای کشاورزی و لجستیک نیز گسترش داده است. یکی از نمونههای اخیر، خرید ۴۵٪ از سهام Louis Dreyfus Commodities (LDC)، یکی از بزرگترین شرکتهای تجارت مواد غذایی در جهان، توسط ابوظبی بود. شرکت LDC زیرساخت لجستیکی قابل توجهی دارد و ناوگانی متشکل از ۲۰۰ کشتی دارد . شرکت LDC در حال گسترش فعالیتهای خود در خاورمیانه و اروپای شرقی است و در سال ۲۰۱۷، ۱۰۰ میلیون دلار وام از بانک بازسازی و توسعه اروپا (EBRD) دریافت کرد تا فعالیتهای خود را در تعدادی از بازارهای منطقه ای از جمله بلغارستان، قزاقستان، اوکراین، مصر و ترکیه توسعه دهد. با توجه به اینکه بسیاری از کشورهای عربی وابسته به واردات هستند و مصر یکی از بزرگترین واردکنندگان غلات در جهان است، ارزش این مبادله قابل توجه است. یکی از مقامات EBRD در مورد این فرصت تجاری صریحاً گفت: «این پروژه تولیدکنندگان کشاورزی در اروپای شرقی را به مصرف کنندگان در شمال آفریقا نزدیک تر میکند تا امنیت غذایی جهانی را تقویت کند»
سرمایه گذاری در شرکتهای چند ملیتی جهانی
دامنه سرمایه گذاریهای امارات در شرکتهای چند ملیتی جهانی مواد غذایی نشان میدهد که نقش امارات متحده عربی در مدارهای بینالمللی کالاهای غذایی فراتر از صرفاً تضمین نیازهای بازار داخلی آن است. اگرچه این یکی از ویژگیهای اصلی استراتژی امنیت غذایی است، اما تأکید بر این نکته مهم است که ارتباط بین امنیت غذایی، تجارت کشاورزی و لجستیک، نقش امارات متحده عربی را به عنوان یک قطب صادرات مجدد تقویت میکند و به شرکتهای بزرگ آن کنترل بر تولید و گردش کالاهای منطقهای را میدهد. به عبارت دیگر، فرآیند بینالمللی شدن، امارات متحده عربی را وارد زنجیرههای کالاهای کشاورزی میکند و نقش آن را به عنوان یک قطب فرآوری و صادرات مجدد که سایر بازارها به آن متکی هستند، تضمین میکند. به عنوان مثال، نقش آن به عنوان یک منطقه منطقهای صادرات مجدد مواد غذایی، در روزهای اولیه تحریم قطر توسط امارات متحده عربی بسیار آشکار شد، پس از آن دوحه به دلیل وابستگی به امارات متحده عربی به عنوان یک مرکز تجارت، مجبور شد به سرعت مسیرهای دیگری برای تأمین مواد غذایی پیدا کند . همانطور که قرارداد لویی دریفوس نشان میدهد، استراتژی امنیت غذایی امارات متحده عربی در کنترل و تثبیت روزافزون تولید و گردش کالاهای کشاورزی آشکار است. شرکتهای خصوصی ذکر شده بر اساس ظرفیت زنجیره تأمین و دسترسی به بازار جهانی، در خدمت هدف امنیت غذایی دولت هستند. یکی از مدیران اجرایی DP World، بزرگترین شرکت حمل و نقل و لجستیک دبی، نگاه تازه ای در مورد این منطق ارائه داد: “زنجیره تأمین نقش محوری در رشد هر اقتصادی دارد. اختلال در زنجیره تأمین تأثیر مستقیمی بر امنیت غذایی دارد. اما با تمام مشکلات، دامنه وسیعی در چگونگی دستیابی به پایداری با نوآوریهای تکنولوژیکی و مدیریت غذا و کشاورزی با راه حلهای آینده نگر وجود دارد”.




































