یادداشت/
جنگ رمضان و  پیوستگی‌های نفت و غذا در اقتصادهای بزرگ

لینک کوتاه

https://agrofoodnews.com/?p=132024
زمان خواندن 16 دقیقه

دکتر حسین شیرزاد در این یادداشت پیامدهای نوسان‌ساز جنگ بر بازار انرژی، افزایش قیمت سوخت و تأثیرات آن بر ساختار تولید صنعتی و کشاورزی مدرن را مرور می‌کند.

نویسنده: دکتر حسین شیرزاد، تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی

پیامد چهل روز جنگ تمام عیار و تهاجم بزرگترین قدرت اتمی جهان و اسراییل علیه ملت ایران تلاطم پیش بینی نشده ای در بازارهای انرژی و کالاهای اساسی بوجود آورده است. قیمت بنزین نسبت به فوریه قبل ۲/۲۱ درصد افزایش یافته که بزرگترین اسپایک ماهانه از سال ۱۹۶۷ است و قیمت نفت گرمایشی نیز حدود ۳۲ درصد ترقی داشته، رشد قیمت سوخت جت بیش از ۶۷ درصد رشد داشته، به گزارش بلومبرگ، قیمت نفت ایران به بیش از ۱۰۲ دلار در هر بشکه رسیده، بلیط هواپیما در شرکتهای معتبر بین المللی بیش از ۲/۳ درصد و کرایه کشتی ها بیش از۶/۱ درصد افزایش نشان می دهد. طی سده ها، تولید صنعتی مواد غذایی با تکیه بر نفت ارزان و با هدف به حداکثر رساندن بازده محصولات کشاورزی و در عین حال به حداقل رساندن قیمت مصرف‌کننده، رونق گرفته است. اصول اساسی اقتصاد صنعتی – تخصص، استاندارد سازی و صرفه‌ جویی به مقیاس – از زمان جنگ جهانی دوم به طور فزاینده‌ ای در کشاورزی به کار گرفته شده‌اند. به ویژه از دهه ۱۹۶۰، فناوری‌ های جدید، بازده کشاورزی را در سطح جهان متحول کرده‌اند. در حال حاضر بیشتر محصولات غذایی  بویژه گندم ، سویا، جو و ذرت که مصرف می‌شوند، در زمین‌های وسیعی که به صورت تک‌محصولی (تک‌ کشتی) کاشته می‌شوند، تولید می‌شوند.

حیوانات جدا از محصولات در مراکز بزرگ پرورش می‌یابند و نهاده های مخصوصی را که از غلات و نهاده‌ های تولیدی، از جمله داروهای ضد انگل و ضد میکروبی، پروتئین‌های حیوانی فرآوری لیزین میتیونین تریپتوفان، ‌شده و ترکیبات آرسنیک، تهیه می‌شوند، می‌خورند. کودهای شیمیایی، قطعات آبیاری مدرن ، آفت‌کش‌ها، علف‌کش‌ها و گونه‌ های جدید بذر، محرک‌ های فوری افزایش عملکرد در قرن بیستم بودند، در این میان؛ اما نفت منبع انرژی ضروری آنها بود و همچنان هست. نفت بیشتر مواد لازم برای تولید آفت‌کش‌ها و علف‌کش‌های ضروری برای کنترل آفات و علف‌ های هرز را که در تولید تک‌محصولی رشد می‌کنند، فراهم می‌کند و انرژی لازم برای استخراج، فرآوری و تحویل فسفات و پتاس به مزارع را تأمین می‌کند. (گاز طبیعی ماده اصلی اکثر کودهای نیتروژنی است.) نفت همچنین انرژی لازم برای تولید و بهره ‌برداری از تجهیزات کشاورزی را که خاک را آماده می‌کنند، محصولات را می‌کارند و برداشت می‌کنند و مزارع را آبیاری می‌کنند، تأمین می‌کند. در نهایت، نفت نهاده‌ های کشاورزی مانند آفت‌کش‌ ها و خوراک دام، محصولات کشاورزی و غذا را منتقل می‌کند. از سویی نفت، جهانی شدن عرضه غذا را نیز تسهیل کرده است. در سال ۲۰۲۵، ایالات متحده ۴۴٪ از میوه‌ها و ۱۶٪ از سبزیجات را وارد کرده، حتی در داخل ایالات متحده، غذا مسافت‌های طولانی را طی می‌کند. یک مطالعه در آیووا نشان داد که محصولات متعارف غذایی به طور متوسط ​​۱۴۹۴ مایل به بازارهای مقصد سفر می‌کنند. تولید و فرآوری اغلب در جایی انجام می‌شود که هزینه ‌ها کمترین است. تأکید بر تحویل «به موقع» به معنای انجام سفرهای بیشتر است. تأثیرات نفتی این زنجیره‌های تأمین مواد غذایی متفاوت است، زیرا راندمان سوخت در انواع وسایل نقلیه به میزان قابل توجهی باهم فرق دارد. سفرهای کوتاه با کامیون‌ های ناکارآمد یا وسایل نقلیه خانوادگی اغلب انرژی بیشتری را برای هر واحد غذا نسبت به سفرهای طولانی با قطار یا کشتی مصرف می‌کنند. صرف نظر از این، با افزایش قیمت نفت، حمل و نقل در مسافت‌های طولانی به طور فزاینده‌ ای به یک کالای لوکس تبدیل می‌شود و منجر به تغییرات اساسی در شبکه‌های توزیع مواد غذایی برای تأمین رژیم‌های غذایی سالم می‌شود . علیرغم مقادیر مطلق زیاد نفت مورد استفاده در حمل و نقل مواد غذایی و مواد تشکیل دهنده ، حمل و نقل نقش نسبتاً جزئی در انتشار گازهای گلخانه‌ای مواد غذایی (۲٪ تا ۴٪) و کل مصرف انرژی (۵٪ تا ۱۰٪) دارد حمل و نقل نقش بزرگتری حدود، ۳۴-۳۸ در ردپای نفت مواد غذایی دارد، اگرچه تخمین‌های مشخصی مشخص نشده است. اینکه سیستم غذایی چقدر از نظر انرژی و وابستگی به نفت و فراورده های نفتی  ناکارآمد است را می‌توان در مورد عجیب سس کچاپ سوئدی مشاهده کرد. وقتی محققان موسسه غذا و بیوتکنولوژی سوئد، تولید سس کچاپ را تجزیه و تحلیل کردند این مطالعه، تولید نهاده‌ های کشاورزی، کشت گوجه‌ فرنگی و تبدیل آن به رب گوجه‌فرنگی (در ایتالیا)، فرآوری و بسته ‌بندی رب و سایر مواد تشکیل‌دهنده سس کچاپ در سوئد و خرده‌ فروشی و ذخیره‌ سازی محصول نهایی را در نظر گرفت. همه اینها شامل بیش از ۵۲ مرحله حمل و نقل و فرآیند بود. کیسه‌های اسپتیک مورد استفاده برای بسته ‌بندی رب گوجه‌فرنگی در هلند تولید و برای پر شدن به ایتالیا منتقل شدند، در بشکه‌های فولادی قرار داده شدند و سپس به سوئد منتقل شدند. بطری‌ های پنج لایه قرمز رنگ یا در بریتانیا یا سوئد با موادی از ژاپن، ایتالیا، بلژیک، ایالات متحده آمریکا و دانمارک تولید شدند. درب پیچی بطری و درپوش پلی‌ پروپیلن (PP) که از پلی‌اتیلن با چگالی کم (LDPE) ساخته شده بود، در دانمارک تولید و به سوئد منتقل شد. علاوه بر این، از فیلم شرینک LDPE و مقوای موج‌ دار برای توزیع محصول نهایی استفاده شد. برچسب‌ها، چسب و جوهر در این تجزیه و تحلیل لحاظ نشدند. این مثال نشان می‌دهد که سیستم غذایی اکنون تا چه حد به حمل و نقل بار ملی و بین‌المللی وابسته است. با این حال، مراحل بسیار دیگری نیز در تولید این محصول روزمره دخیل هستند. این مراحل شامل حمل و نقل مرتبط با: تولید و عرضه کودهای نیتروژن، فسفر و پتاسیم؛ آفت‌کش‌ها؛ تجهیزات فرآوری؛ و ماشین‌آلات کشاورزی می‌شود. احتمالاً مواد دیگری مانند شکر، سرکه، ادویه‌ها و نمک نیز وارد شده‌اند. در دوران کودکی ما؛ «روغن خوردنی » عنوان کتابی بود که در سال ۱۹۷۸ پس از اولین بحران نفتی در سال ۱۹۷۳ منتشر شد هدف این کتاب بررسی میزان وابستگی تأمین مواد غذایی در کشورهای صنعتی به سوخت‌های فسیلی بود. در تابستان ۲۰۰۰، میزان وابستگی به نفت در سیستم غذایی بریتانیا بار دیگر نشان داده شد، زمانی که معترضان پالایشگاه‌های نفت و انبارهای توزیع سوخت را مسدود کردند. بحران‌های سوخت، توزیع مواد غذایی را مختل کرد و رهبران صنایع هشدار دادند که فروشگاه‌های آنها ظرف چند روز خالی از مواد غذایی خواهد شد. تجارب و درس‌های سال ۱۹۷۳ جدی بود. امروزه سیستم غذایی حتی بیشتر به نفت خام ارزان وابسته است. تقریباً تمام فرآیندهای موجود در سیستم غذایی مدرن اکنون به این منبع محدود وابسته هستند که اکنون با جنگ رمضان به یک چالش جدی تبدیل شده است. علاوه بر این، در زمانی که ما باید برای کاهش تهدید ناشی از تغییرات اقلیمی، کاهش چشمگیری در انتشار گازهای گلخانه‌ای به جو ایجاد کنیم، سیستم غذایی در حال طولانی ‌تر کردن زنجیره‌های تأمین خود و افزایش انتشار گازهای گلخانه‌ای است تا جایی که به عامل مهمی در گرمایش جهانی تبدیل شده است. بطوریکه اکنون حضور بلامنازع نفت در سیستم غذایی به تولید غذای فراوان و ارزان کمک کرده است. با این حال، نتیجه مطلوب نبوده است. در سال ۲۰۰۴، عرضه مواد غذایی ایالات متحده روزانه ۸۰۰ کالری بیشتر به ازای هر نفر نسبت به سال ۱۹۶۰ داشت،  در سال ۲۰۰۸، خرید مواد غذایی حدود نیمی از درصد درآمد قابل تصرف را که در اوایل دهه ۱۹۶۰ بود، تشکیل می‌داد. با فراهم کردن غذاهای فراوان  و  پرکالری، نفت به بیماری‌های ناشی از تغذیه بیش از حد، مانند چاقی، بیماری‌های قلبی عروقی، دیابت و برخی سرطان‌ها کمک  نموده ، البته بازده بالای کشاورزی و حصول به سرعت بیشتر در زنجیره تامین غذا  به قیمت از دست دادن طعمی به دست می‌آید که می‌تواند به ایجاد انگیزه برای مصرف بیشتر محصولات، ایمنی مواد غذایی و سلامت و ایمنی کارگران و جوامع روستایی کمک کند. داروهای ضد میکروبی که به شدت در تولید مواد غذایی حیوانی استفاده می‌شوند، از سویی، به اپیدمی مقاومت ضد میکروبی کمک می‌کنند و اثربخشی این داروها را برای استفاده انسان به خطر می‌اندازند. البته محرک‌های سیاسی متعددی در شدت مصرف نفت در سیستم غذایی نقش دارند. سیاست کشاورزی کانادا، ایالات متحده و آمریکای جنوبی حتی استرالیا به ویژه باعث ایجاد انگیزه در کشت‌های تک‌ محصولی وابسته به نفت شده است. از سویی ایالات متحده یارانه‌های مستقیم سوخت به کشاورزی ارائه می‌دهد -بطور متوسط  ۲.۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۴تا ۲۰۲۴ –  انگیزه‌های بیشتر از سیاست‌های حمل و نقل ناشی می‌شود که به شیوه‌های حمل و نقل ناکارآمد از نظر نفت یارانه می‌دهند .

نفت از نظر انرژی متراکم است و به راحتی قابل حمل است و منابع آن، اگرچه فراوان و ارزان هستند، اما همیشه محدود بوده‌اند. در طول قرن گذشته، نفت انقلابی در تولید مواد غذایی و زندگی مدرن ایجاد کرده است؛ اکنون منبع سوخت غالب اروپا، کانادا و ایالات متحده و نهاده اصلی در تولید نهاده های کشاورزی، مواد شیمیایی و مصالح است. سیستم‌های غذایی، سیستم‌هایی پیچیده هستند که شامل تمام نهادها، فرآیندها و روابط از خاک و بذر گرفته تا سفره و زباله‌ ها می‌شوند . چالش تضمین امنیت غذایی در آینده با تهدیدهای زیست‌محیطی و منابع مرتبط با مصرف نفت، از جمله ادامه جنگ در خاورمیانه، تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت، اوج مصرف پیش‌بینی‌شده در سایر منابع سوختی (مانند زغال‌سنگ، گاز طبیعی، اورانیوم)، فرسایش و آلودگی خاک، کمبود آب و شهرنشینی، پیچیده‌تر می‌شود. این تهدیدها – و پاسخ‌های ما به آنها – نه تنها مستقیماً از طریق امنیت غذایی، بلکه از طریق مسیرهای بی‌شمار اقتصادی، اجتماعی و زیست‌ محیطی، بر سلامت عمومی و جامعه تأثیر خواهند گذاشت.سیستم‌های تولید مواد غذایی صنعتی به شدت به نفت برای سوخت‌رسانی به ماشین‌آلات کشاورزی، تولید آفت‌کش‌ها و حمل و نقل مواد اولیه و غذا وابسته هستند. همچنین ، با افزایش قیمت نفت، زمین‌های کشاورزی به سمت تولید سوخت‌های زیستی منحرف می‌شوند و بر عرضه مواد غذایی تأثیر می‌گذارند. نفت چنان در سیستم‌های غذایی امروزی نفوذ کرده است که با افزایش قیمت‌ها، فرآیندهای معمول کسب و کار بعید است که امنیت غذایی را تأمین کنند. بدون مداخله مؤثر، افزایش قیمت نفت نابرابری‌های موجود را تشدید خواهد کرد؛ ناامنی غذایی در خاورمیانه، ایالات متحده و اروپا امروز به طور نامتناسبی بر دوش فقرا، اقلیت‌ها، خانواده‌های تک‌ سرپرست و کودکان افتاده است. لذا تغییرات در نهاده های سیستم های غذایی و انرژی ‌های تجدیدپذیر، تغییر الگوهای مصرف غذا و کاهش فواصل حمل و نقل غذا چالش‌های قابل توجهی را برای سلامت عمومی و عدالت ایجاد خواهد کرد. نوسانات و افزایش قیمت نفت طی ۴۰ روز اخیر نشان داده که اثرات مستقیم قیمت بالای نفت بر هزینه‌های کشاورزی با اثرات غیرمستقیم بر قیمت مواد غذایی، به ویژه از جایگزینی تولید سوخت‌های زیستی و روند رو به رشد سفته  ‌بازی بازار سهام در کالاهای غذایی، که وابستگی قیمت مواد غذایی به روندهای اقتصادی و بازار گسترده ‌تر را افزایش داد، در حال ترکیب شدن میباشد. بر این اساس، هنگامی که افزایش قیمت نفت حتی بر حوزه‌های غیرغذایی اقتصاد تأثیر گذاشت، قیمت مواد غذایی نیز تحت تأثیر قرار گرفت.اما پیامدهای تورم غذا، رکود اقتصادی و نوسانات ناشی از قیمت نفت فراتر از  جهش قیمت مواد غذایی است. سیستم‌هایی که تأمین غذای جهان را بر عهده دارند، به شدت به سوخت‌های فسیلی وابسته هستند. مقادیر زیادی نفت و گاز به عنوان مواد اولیه و انرژی در تولید کودها و آفت‌کش‌ها و به عنوان انرژی ارزان و در دسترس در تمام مراحل تولید غذا: از کاشت، آبیاری، تغذیه و برداشت گرفته تا فرآوری، توزیع و بسته‌بندی، استفاده می‌شود. علاوه بر این، سوخت‌های فسیلی در  بیوتکنولوژی محیط های کشت گلخانه ای، ساخت و تعمیر تجهیزات و زیرساخت‌های مورد نیاز برای تسهیل این صنعت، از جمله ماشین‌آلات کشاورزی، تأسیسات فرآوری، انبارداری، کشتی‌ها، کامیون‌ها و جاده‌ها ضروری هستند. امروزه دیگر سیستم تأمین غذای صنعتی یکی از بزرگترین مصرف‌کنندگان سوخت‌های فسیلی و یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گازهای گلخانه‌ای است.از قضا، صنایع غذایی در معرض خطر جدی گرمایش جهانی ناشی از این گازهای گلخانه‌ای، از طریق اختلال در چرخه‌های اقلیمی قابل پیش‌بینی که کشاورزی به آنها وابسته است، قرار دارند. سه هدف اصلی که نفت در سراسر جهان برای آنها استفاده می‌شد، غذا، حمل و نقل و گرمایش است. با بستن تنگه هرمز همه این سه شق به خطر افتاده و در آینده نزدیک، رقابت برای نفت برای این سه فعالیت، واقعی تر خواهد بود. قحطی انرژی احتمالاً زمانی که افزایش قیمت روغن مورد استفاده در پخت و پز، آن را از دسترس آنها خارج کند، ابتدا کشورهای فقیرتر را تحت تأثیر قرار خواهد داد، پس از اوج قیمت های نفت تولید شده و در صورت عدم توافق آمریکا با خواسته های ایران مقتدر، تأمین مواد غذایی در سراسر جهان نه تنها به دلیل افزایش قیمت، بلکه به این دلیل که نفت  و گاز کمتری پس از بحران های ژئوپلیتیک در خاورمیانه وجود خواهد داشت، مختل خواهد شد.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *