رسانه فراتر از یک هزینه تبلیغاتی، سرمایهای استراتژیک برای شفافسازی روندها و مدیریت سناریوهای بحران در صنعت غذا و ایجاد ارزش در ذهن مخاطبان است.
به قلم مهدی بستار روزنامه نگار و توسعه دهنده کسب و کار
در میان گسترهی متنوع نیازهای انسانی، بازار غذا و سفرهی مردم از جایگاهی راهبردی و حساستر از بسیاری از بخشهای دیگر برخوردار است. به همین دلیل، بازیگرانی که تأمینکنندهی نیازهای سفره هستند، از درجهی تأثیرگذاری بالاتری برخوردارند و هرگونه تغییر در عملکرد آنها، بازتابی مستقیم و گسترده در لایههای مختلف جامعه دارد.
از طرفی، این اهمیت راهبردی با چالشهای ساختاری همچون نوسانات قیمت ارز و مواد اولیه، رقابت فشردهی قیمتی، تغییرات سریع و گاه پیشبینینشدهی ذائقهی مصرفکنندگان، و همچنین حساسیتهای نظارتی و رسانهای مواجه است که برنامهریزی بلندمدت و مؤثر در این صنعت را با دشواریهای مضاعفی همراه نموده است.
لذا طراحی یک استراتژی کارآمد در صنعت غذا میبایستی چابک، همهجانبه و مبتنی بر تحلیل چندوجهی باشد. بهمنظور حفظ جایگاه و دوام در عرصهی رقابت، علاوه بر طراحی یک استراتژی مؤثر، توجه به نقش دیگر بازیگران این عرصه نیز ضرورت مییابد. در اینجا به اهمیت نقش یکی از صحنهگردانهای اصلی میرسیم که تغییر فاز یک استراتژی را از برنامهای اداری به طرحی با قابلیت رقابتی، امکانپذیر میسازد.
رسانه، نه در مفهوم ابتدایی که صرفاً ابزاری تبلیغاتی محسوب میشود، بلکه در جایگاه مدرن و پیچیدهی امروزی خود، بهمثابه «بازیگر نقش اصلی» ایفای نقش میکند؛ بازیگری که:
-قدرت روایتپردازی را به ویژگیهای ممتاز یک برند میافزاید.
-با بازنمایی شفاف فرایندها و ارزشها، اعتمادسازی میکند.
· -عمق استراتژی را برای مخاطب بهتصویر میکشد و لایههای پنهان آن را عیان میسازد
-با ایجاد ذهنیت جمعی، به گفتمانسازی و اولویتبندی هوشمندانهی مسائل در نزد صاحبان برند کمک مینماید.
بنابراین، پیوست رسانهای در طراحی استراتژیهای صنعت غذا، نه یک گزینهی الحاقی و اضافی، که یک باید اساسی و غیرقابلانکار محسوب میشود. نادیده انگاشتن رسانه در عرصههای رقابت، دستان صاحبان برند را خالی میگذارد و استفاده از این ظرفیت، آنان را یک گام از رقبا پیش میاندازد.
پیوست رسانه ای به معنای سند راهبردی روایت پردازی هم زمان با استراتژی کسب و کار تدوین می شود و مشخص می کند برند در هر مرحله از چرخه ی حیات خود چه داستانی را، برای چه مخاطبی، و از چه مسیری روایت کند.
شفاف سازی روندها، بستر سازی برای مشارکت مصرف کننده، طراحی سناریوی بحران، و گفتمان سازی ارزش محور تنها گوشه ای از پیوست رسانه ای قلمداد می شود.
از این رو، به فعالین حوزهی صنعت غذا پیشنهاد میشود با نگاهی متفاوتتر به نقشآفرینی رسانه در بازی رقابت توجه نمایند و از ظرفیتهای این بازیگر نقش اصلی، بیشترین بهره را در طراحی، اجرا و ارزیابی استراتژیهای فروش خود ببرند.
در نهایت، نگاه به رسانه صرفا به عنوان «هزینه تبلیغات» خطایی راهبردی است؛ رسانه ی امروز، سرمایه ناملموسی است که با مدیریت هوشمندانه، نرخ بازگشت سرمایه آن بسیار بالاست. برندهایی که این بازیگر نقش اصلی را درک کنند و به درستی از آن بهره ببرند، نه تنها در رقابت باقی می مانند، که قواعد بازی را خودشان می نویسند.































