یادداشت/ کمبود آب و چالش‌های نوین ناشی از آن

بدون دیدگاه
image_pdfimage_print

علی زند اکبری
استراتژیست و فعال محیط زیست

این روزها صدای  اعتراض هموطنانمان از کمبود آب در استانهای مختلف به گوش می رسد، اعتراضی به حق که باید راه حل مناسب و سریعی برای آن یافت.

اما نبود آب که نیاز حیات هر انسان می باشد تنها چالش به وجود آمده از این کمبود است؟ ریشه و نقایص اصلی کمبود آب کشورچیست؟ پی آیند کمبود آب در دنیای معاصر چه بحرانهایی را به وجود خواهد آورد؟

اهمیت کاهش آب از دو منظر فیزیکی و اقتصادی

کمبود آب را می توان از منظر دو چرخه کلیدی تعریف نمود: اقتصادی و فیزیکی، از بعد اقتصادی کمبود آب حاصل عدم مدیریت صحیح منابع آبی و عدم پیش بینی و پیشگیری در جهت ذخیره آب مناسب و جلوگیری از هدر رفتن آن است. از بعد فیزیکی نیز، کمبود یا نبود آب طبیعی مورد نیاز و احتیاج مردم یک منطقه، مهمترین معظلات اصلی این ماده حیاتی است.

ریشه و نقایص اصلی کمبود آب کشور

کشور ایران از دیر باز به دلیل داشتن جغرافیای مناسب همواره دارای بارش مناسب طبیعی، کوههای فراوان برای حفظ بارش‌ها و استفاده تدریجی موجودات از این ذخیره خدادادی در طی دوران گرما بوده است. از اینرو پیش شرطی ذهنی همیشه درعموم مردم جامعه وجود داشته که گستره و تفاوتهای مناسب اقلیمی در کشور، هیچگاه ما را در برابر نبود این ماده حیاتی دچار چالش نمی کند، این پیش زمینه ذهنی اشتباه متاسفانه منجر به کاهلی درجهت اقدام برای جبران ذخایر از دست رفته آبی شده است.

گذشته از آن افزایش جمعیت، افزایش صنایع تولیدی و خدماتی، عدم مدیریت صحیح در استفاده از انرژی ناشی از جریان آب، عدم مدیریت صحیح در جمع آوری و تعریف صحیح منابع آبی، ایجاد دسترسی مناسب و متناسب بین صنایع مختلف با ایجاد سدهای کارشناسی نشده و یا کاشت و برداشت محصولات کشاورزی که به آبیاری زیادی احتیاج دارند بعلاوه چالش بزرگ و جهانی “تغییرات اقلیمی” که دولتها به بهانه های مختلف از اصلاح رویه خود برای تامین نیازهای بشر طفره می روند و… همه و همه دست به دست هم داده اند تا نه تنها حیاتی ترین نیاز بشردر کشورمان و حتی دنیا در معرض خطر کمبود و نیستی قرار بگیرد بلکه محیط زیست کره زمین را نیز دچار بحرانهای نامتعارفی همچون سونامی نماید.

بحران آب و رابطه آن با عواطف فرهنگی

نکته ای که شاید کمتر به آن پرداخته شده رابطه بین کمبود آب و فرهنگ است! انسان همواره با محل زندگی خود و سرزمینی که در آن به دنیا آمده و رشد کرده ازگذشته تاکنون ارتباط روحی و روانی خاصی دارد، ارتباطی که شاکله فرهنگی انسان را می سازد. بطور مثال همه ما به نحوی نسبت به صلابت و پایداری بلندترین نقطه کشور” قله دماوند” علاقه خاصی داریم محلی که به عنوان “اولین” در فهرست میراث طبیعی جهانی ایران مورد توجه است و با داستانهای اساطیری ایران باستان همچون آرش کمان گیر نیز گره خورده است.

ضربه خوردن به هر یک از این نمادهای سرزمین مادری احساسات ملی را خدشه دار نموده و اعتماد به نفس جمعی یک ملت را جریحه دار می نماید. سالها برای از دست نرفتن یک وجب خاک خود، مردمان پاک سرزمینمان را مظلومانه از دست دادیم اما حاضر به واگذاری کوچکترین قطعه از آن هم نشدیم، سالهاست برای دفاع از حاکمیتمان برای جزایر سه گانه با شیوخ عرب در زورآزمایی دیپلماتیک به سر می بریم و به کوچکترین حرکتی در خصوص خدشه به ماهیت معنوی ومادی سرزمینمان واکنش نشان میدهیم، حتی در حد تغییر یک نام

” خلیج فارس”

چنین مردمانی قطعا نمی توانند نسبت به رگ اصلی حیات ایران عزیزمان بی تفاوت بمانند، زاینده رود همواره از تاریخ باستان، نماد آبادانی و طراوت کشور دیده شده و به همین علت ساخته شدن آثار بی بدیل فرهنگی همچون، مجموعه پلهای ساخته شده بر آن و یا مساجد و میادین تاریخی در اطراف آن گواهی است بر اهمیت شخصیت باستانی این رود، در نتیجه آن آسیب به این رودخانه ، آسیب به روح ملی مردم است، همانطور که آسیب به دریاچه ارومیه (از منحصر به فرد ترین دریاچه های دنیا)، سالها موجبات دلنگرانی مردم ایران بود.

آیا کسی هست که از در معرض خطر قرار گرفتن اکوسیستم بزرگترین تالاب مرزی کشور”هور العظیم ” یا تالاب “انزلی” و یا ” گاوخونی” و ده ها اثر طبیعی منحصر به فرد سرزمینمان نگران نباشد؟

از اینرو با بررسی میدانی ساده میتوان توجه به آب و مدیریت منابع آبی وجغرافیای حاصل از آن را در ارتباط مستقیم به احساس، عاطفه و غرور ملی مان دانست.

تقابلهای پنهانی و جنگ نوینی به نام جنگ آب

نقشه های جغرافیایی را شاید بتوان با خطوطی بر روی کاغذ جابه جا نمود ولی منابع طبیعی را قطعا نمی توان. در این سالها کشورهایی که سرچشمه رودهای بزرگ در آنها وجود دارد با مهندسی منابع خود از کشورهای همجوار امتیازخواهی می نمایند که در بلند مدت دنیا را با تنشهای فراوانی مواجه خواهد کرد. بارزترین آن در سه کشورهمسایه ایران قابل بررسی است. ترکیه با به کارگیری پروژه هایی همچون گاپ ( سد سازی بر روی سرچشمه های دجله و فرات ) و داپ ( سدسازی بر سرچشمه رود ارس) ایران، سوریه و عراق را در چالشی جدید قرار داده که قطعا برای بهره گیری از آن خواستار امتیازاتی خواهد شد. توجیه آنها نیز بر گرفته از عقده های سالیان گذشته آنها در نداشتن نفت است، که همانطور که سالها از نعمت نفت برخوردار نبوده اند و آنرا خریداری می نموده اند، حال کشورهای نیازمند به آب نیز باید آنرا به عنوان یک منبع مورد نیاز حیاتی از ترکیه خریداری نمایند.

آیا چاره ای وجود دارد؟

قطعا بله، تشکیل گروه ضربتی/ ملی حل بحران آب و حفاظت از آثار طبیعی در کشور و در سطح کلان به ریاست، رئیس جمهورمحترم و با حضور کمیسیونهای مرتبط مجلس، رئیس سازمان محیط زیست و کلیه افراد مرتبط و تعمیم آن به زیر شاخه های تخصصی برای آثاردر معرض خطر و یا از بین رفته از منابع طبیعی همچون ” کارگروه نجات دریاچه بختگان” در استانداریها و با اختیارات مناسب و تهیه قوانین حمایتی زیست محیطی که تضمین مناسب اجرائی نیز داشته باشد، به نظر بهترین، سریعترین ومناسبترین حرکت لازم به منظور رفع مشکلات ناشی از کمبود آب در کشور است.

سمن مجتهدی
بعدی

نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *