علیرضا مهدیه تحلیلگر صنعت و توسعه
این یادداشت ابعاد اقتصادی و ژئوپلیتیکی را تحلیل میکند و تأثیر تنشها بر بازیگران کلیدی مانند چین، روسیه و آمریکا را بررسی مینماید. وابستگی جهانی به این گذرگاه حیاتی و راهکارهای مدیریت تنش برای حفظ منافع ایران را شرح میدهد.
جنگ چندم خلیج فارس و چندمین تجاوز به خاک ایران عزیز صورت گرفت و حالا این تنگه هرمز هست که به مهمترین عنوان در چانهزنی تبدیل شده است.
تنگهای که مهمترین گذرگاه عبور نفت تولیدی جهان است و منهای نفت، میعانات و گاز طبیعی مایع بسیار زیادی از این راه، صادر میشود.
و منهای اینها درصد بالایی از صادرات اوره دنیا از این آبراه عبور میکند و در همین مسیر است که درصد بیشتری از صادرات گوگرد جهان نیز مدیریت میگردد.
و در کشورهای منطقه، از کود شیمیایی تا پتروشیمی و از آلومینیوم تا هلیوم، تولیدات زیادی وجود دارد و همگی از تنگه هرمز، صادر میشوند.
و منهای همه اینها، کالاهای بسیار زیادی از تنگهای که نامی ایرانی دارد، وارد بازار بزرگ کشورهای حوزه خلیج همیشه فارس میشوند.
و اینکه شوکهای کلانی هم به بازار سرمایه جهانی و املاک و مستغلات منطقهای وارد شده و میرود که این جنگ، به جنگ دیگر جهانی تبدیل شود.
جنگی جهانی که فعلا اقتصادی است و قابل توجه میباشد که کشور چین ارتباط مستقیم با جنگ تنگه خواهد داشت.
زیرا نفت گران برای چینی که بزرگترین واردکننده نفت جهان است و بیشترین وابستگی به نفت خارج شده از تنگه هرمز را دارد، گرانتر تمام خواهد شد.
و چین مهمترین شریک تجاری کشورهای منطقه است و در صورت پیچیدهتر شدن اوضاع، امنیت کشتیهای چینی هم تضمین شده نیست.
و در مقابل، سهم اروپا و آمریکا از نفت این منطقه ناچیز است و فعلا بالارفتن قیمتها به نفع روسیه بوده و رفع موقت تحریمها، باعث جبران تخفیفهای گذشته نیز شده است.
و جالبتر اینکه فعلا این رقبای نفتی و گازی روسیه هستند که در تنگه هرمز گیر کردهاند و دریای دیگری برای خروج از بحران ندارند.
و مهمتر اینکه ایالاتمتحده بعد از جنگ به اصلیترین صادرکننده LNG جهان تبدیل شده و خارج از مشتریان خود، حالا میتواند مشتریهای قطر را هم مال خود کند و گرانتر هم بفروشد.
و باید به این مورد دقت کرد که درحالحاضر، آمریکا بزرگترین تولیدکننده نفت در دنیاست و صادرات هم دارد و بعد از تغییرات سیاسی در ونزوئلا، به نفت بسیار بیشتری هم دسترسی خواهد داشت.
و اینکه از میان تولیدکنندگان عمده نفت، بیشترین وابستگی به تنگه هرمز را عربستان سعودی دارد و جنگ تنگه، تولید و صادراتش را مختل کرده و بزرگترین شرکت نفتی جهان را معطل کرده است.
همه اینها یعنی نفت، انرژی، غذا، سرمایهگذاری و بسیاری از شاخصها دچار تورم و ترس شدهاند و بیشتر از این هم خواهند شد و معدود بازیگرانی از این رخداد، سود خواهند برد.
دریاهای بسیاری در دنیا وجود دارند و از مالاکا نفت کمتری نسبت به هرمز عبور نمیکند ولی این تنگه است که اکنون به تنگنای بینالمللی تبدیل شده است.
و این هرمز است که امکان دور زدن طبیعی آن وجود ندارد و عبور و مرور داراییهای مهم زیادی در آن رخ می دهد.
باشد که تنگنای تنگه، به سود ایران و همه ایرانیان باشد و جنگهای منطقهای و جهانی، کمتر و دورتر شوند.
و امید است که جنگ دریاها به جنگ دنیاها کشیده نشود و ایران سربلند باشد و باز هم بماند ..
که افزایش تنشها میتواند ایران همیشه عزیزمان را به خطر بسیار بزرگتری بیاندازد و نفت هزار دلاری هم به کارمان نیاید !


































