نویسنده:حسین شیرزاد تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی
دهه ها نوآوری در کشاورزی، فناوری و تجارت، سیستم غذایی جهان را به شبکه ای به هم پیوسته تبدیل کرده است که مرزها را در بر میگیرد و درک ما از تأثیرات جهانی شدن را به چالش میکشد. کالاهای اساسی، از جمله غلات، برنج و کود، اکنون بیش از هر زمان دیگری در دسترس هستند و دسترسی به مواد مغذی و کالری را برای جمعیت رو به رشد جهان افزایش میدهند. این محصولات اساسی عمدتاً از طریق تجارت دریایی، که ستون حیاتی تجارت جهانی غذا است و به شدت به چندین تنگه و کانال باریک – که به عنوان نقاط گلوگاهی شناخته میشوند – وابسته است، وارد و صادر میشوند. این نقاط گلوگاهی بسیار ترانزیتی و در معرض ازدحام هستند و آنها را در برابر اختلال آسیب پذیر میکنند. اختلال در این کانالها، چه به دلیل درگیریهای ژئوپلیتیکی، رویدادهای شدید آب و هوایی یا خطرات مرتبط با آب و هوا، میتواند عواقب گستردهای داشته باشد و زنجیرههای تأمین غذای جهانی را تهدید کند . اختلال در این کانال ها در سیستم تجارت، پیامدهایی برای دسترسی به غذا، ثبات قیمت و امنیت ملی دارد. در واقع تجارت دریایی غذا به عنوان بخش مهمی از سیستم غذایی جهانی برجسته است لذا باید تقویت شود تا از تابآوری سیستمی اطمینان حاصل شود و از اختلالات پی در پی در فضای ژئوپلیتیکی که به طور فزایندهای بیثبات است، جلوگیری شود. علاوه بر این، وابستگی ما به تجارت بین المللی در حال افزایش است. در حال حاضر، از هر پنج نفر، چهار نفر در کشورهایی زندگی میکنند که برای تغذیه جمعیت خود به واردات وابسته هستند. بسیاری از کشورهای جهان تقریباً به طور کامل برای تأمین تقاضای غلات داخلی به واردات از مناطق نان خیز جهان وابسته هستند. هندوراس را در نظر بگیرید که ۷۷ درصد از واردات ذرت و ۸۸ درصد از واردات گندم خود را از ایالات متحده تأمین میکند؛ انسداد صادرات غلات در امتداد می سی سی پی یا از بنادر ساحل خلیج فارس میتواند پیامدهای جدی برای امنیت غذایی این کشور داشته باشد. مثلا انسداد تجارت دریایی دریای سرخ توسط حوثیها، تأثیر عمدهای بر تجارت بینالمللی و هزینه کالاها برای برخی کشورها داشته است. میزان ترافیک کانتینری کاهش یافته است و ۹۵ درصد از محمولههایی که قبلاً از طریق دریای سرخ عبور میکردند، اکنون مرتباً از طریق آفریقا تغییر مسیر میدهند و گاهی ۵۰۰۰ کیلومتر به طول سفر میافزایند. این فاصله اضافی به طرز چشمگیری قیمت مایحتاج ضروری مانند غذا، دارو را افزایش داده است. حملات در دریای سرخ نیز به همین دلیل باعث افزایش هزینه نهادههای کشاورزی و غذایی شده است. افزایش هزینه ها از این نوع، پتانسیل تشدید نگرانیها در مورد امنیت غذایی برای آسیبپذیرترین جمعیتهای جهان را دارد و انواع اثرات جانبی را ایجاد میکند که امنیت را تضعیف کرده و به درگیری دامن میزند. یک مثال حتی آشکارتر جیبوتی است. این کشور تقریباً برای تمام تأمین غلات خود به واردات و در نهایت برای تقریباً سه چهارم از این واردات به منطقه دریای سیاه وابسته است. در حال حاضر، جمعیت جهان، به ویژه در کشورهای کمتر توسعه یافته، به طور فزایندهای برای تأمین مواد غذایی به بازارهای جهانی و منطقهای وابسته است به عنوان مثال، از سال ۱۹۶۱ تا ۲۰۰۹، وابستگی به واردات غلات در بازار جهانی ۷۷ درصد افزایش یافته است این امر به ویژه در مورد خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) صادق است، که بهره وری کشاورزی آنها برای تأمین نیازهای غذایی جمعیت رو به افزایش بسیار کم است. در واقع، ناتوانی منطقه در خودکفایی غذایی، همراه با افزایش تقاضای منطقه ای، منجر به ایجاد شکاف گستردهای بین تولید و مصرف مواد غذایی داخلی شده است که در نهایت توسط واردات ازطریق تجارت دریایی پوشش داده شده است. طرفه اینکه اکثر کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) با آسیبپذیری ساختاری مواجه هستند که ناشی از وابستگی آنها به واردات جهانی مواد غذایی است. در واقع، ناتوانی منطقه در خودکفایی غذایی به دلیل بهرهوری پایین کشاورزی، همراه با افزایش تقاضای منطقهای، منجر به ایجاد شکاف عمیقی بین تولید و مصرف مواد غذایی داخلی شده است. در این زمینه، واردات به کلید تأمین نیازهای غذایی جمعیت منطقه تبدیل شده است. با این حال، در عین حال، این وابستگی به واردات دریایی به منبع آسیب پذیری تبدیل شده است زیرا آنها را در معرض مسئله نوسانات قیمت مواد غذایی قرار داده است.
تغییرات اقلیمی و بی ثباتی زیست محیطی و ژئوپلیتیکی با شکنندگی سیستم غذایی
از آنجایی که عوامل تنشزای اقلیمی، ثبات تولید مواد غذایی منطقه ای را کاهش میدهند، وابستگی به تجارت جهانی مواد غذایی، آسیب پذیری در برابر اختلالات زنجیره تأمین را نیز افزایش خواهد داد. پیشبینی های اقلیمی نشان میدهد که جهان از آستانه گرمایش جهانی ۱.۵ درجه سانتیگراد عبور خواهد کرد و برخی مدلها هشدار میدهند که تا سال ۲۰۴۰ به بیش از ۲ درجه سانتیگراد خواهد رسید . انتظار میرود این تشدید، بهره وری کشاورزی را در مناطق کلیدی تولید کننده مواد غذایی تهدید کند. همچنین پیشبینی میشود که به ازای هر ۱ درجه سانتیگراد افزایش دمای جهانی، میانگین تولید مواد غذایی ۱۲۰ کالری به ازای هر نفر در روز کاهش یابد( کاهش ۴.۴ درصدی در میزان مصرف روزانه ). مناطق با عرض جغرافیایی پایین، به ویژه در آفریقا و جنوب آسیا، ممکن است تا ۵۰ درصد از تولید محصولات خود را در معرض خطر ببینند. اگرچه استراتژیهای تطبیقی، مانند تغییر تاریخ کاشت، پرورش انواع محصولات مقاوم در برابر آب و هوا و سرمایه گذاری در زیرساختهای پایدار، در حال اجرا هستند، اما انتظار میرود که این استراتژی ها تنها ۲۳ درصد از کاهش تولید پیش بینی شده را تا اواسط قرن جبران کنند همین حالا هم، افزایش دما، تغییر الگوهای بارندگی و افزایش رویدادهای شدید آب و هوایی، باعث کاهش عملکرد محصولات اصلی کشاورزی، از جمله گندم، ذرت، برنج، سویا، جو و کاساوا – که دو سوم کالری مورد نیاز بشر را تأمین میکنند – شده است . وابستگی ذاتی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به واردات مواد غذایی ناشی از قابلیتهای پایین تولید مواد غذایی آنهاست. این ناتوانی در خودکفایی بیشتر، نتیجهی محدودیتهای کاملاً طبیعی ناشی از ویژگیهای جغرافیایی و اقلیمی منطقه و توسعه نیافتگی کشاورزی آن ناشی از انتخابهای سیاسی دولتها، بی ثباتی سیاسی و فقدان کلی سرمایهگذاریها و زیرساختهای مناسب است. از نظر محدودیتهای طبیعی، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا خشکترین محیط زیست جهان را دارد که این منطقه را تا حد زیادی برای کشاورزی نامناسب میکند. این امر اولاً به دلیل محدودیتهای زمین در آن است: در اکثر کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، حدود یک سوم زمینها، زمینهای کشاورزی (زمینهای زراعی و مراتع) هستند و تنها ۵٪ قابل کشت هستند، در حالی که بقیه یا شهری یا بیابان خشک هستند. علاوه بر این، این منطقه به دلیل تخریب شدید خاک ناشی از فرسایش بادی و آبی، با بهرهوری بسیار پایین زمین مشخص میشود. ثانیاً، منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا، کم آب ترین منطقه در جهان است. کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا تنها میتوانند به ۰.۵٪ از کل آب شیرین جهان متکی باشند. در واقع، چندین کشور در رتبه پایین تری از معیار پذیرفته شده کمبود آب یعنی سرانه ۱۰۰۰ متر مکعب آب سالانه قرار دارند. در نتیجه، کشاورزی تا حد زیادی به بارندگی وابسته است، که با این حال به دلیل اثرات تغییرات اقلیمی، به طور فزایندهای نامطمئن میشود. از سوی دیگر امنیت غذایی جهانی توسط تعداد انگشت شماری از محصولات اساسی که عمدتاً از طریق چند کریدور حمل و نقل حیاتی تجارت میشوند و در حجم بالا در بازارهای جهانی مبادله میشوند، تثبیت شده است. غلات بیشترین سهم کالری را در رژیم غذایی جهانی، به ویژه در آسیا و آفریقا، تشکیل میدهند و برای جلوگیری از ناامنی غذایی بسیار مهم هستند. در این رابطه تجارت دریایی غذا نقش محوری ایفا میکند. پیشبینی میشود تجارت جهانی غلات به تنهایی برای سالهای ۲۰۲۵/۲۶ نزدیک به ۴۸۷ میلیون تن باشد و تجارت برنج به طور بالقوه به رکورد ۶۰.۸ میلیون تن برسد. در حالی که این وابستگی متقابل، کارایی فوقالعادهای را ارائه میدهد – دسترسی در تمام طول سال، رقابتپذیری قیمت و طیف متنوعی از غذاها را صرف نظر از ظرفیت تولید محلی تسهیل میکند – همزمان آسیب پذیریهایی را در برابر شوک های تجاری، آب و هوای شدید و تنشهای ژئوپلیتیکی ایجاد میکند. تجارت مواد غذایی در این کالاهای اساسی به تعداد محدودی از کریدورهای حمل و نقل حیاتی – به ویژه گلوگاه های دریایی مانند کانال هرمز، پاناما، کانال سوئز و تنگه مالاکا – و همچنین مراکز اصلی صادرات در آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی و منطقه دریای سیاه متکی است . اختلال در این گلوگاهها میتواند به سرعت در بازارهای جهانی موج ایجاد نموده و بر قیمت ها و دسترسی به آنها، به ویژه برای کشورهای وابسته به واردات، تأثیر بگذارد. در نتیجه، وابستگی متقابلی که زیربنای سیستم غذایی مدرن است، در حالی که برای حفظ جمعیت جهانی رو به رشد و شهرنشینی ضروری است، خطرات سیستماتیک را نیز تقویت میکند.
ضعف ساختاری در منا
بازار مواد غذایی منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) با وابستگی ساختاری به واردات مواد غذایی مشخص میشود امروزه تقریباً نیمی از مواد غذایی منطقه وارداتی است. در واقع، از دهه ۱۹۶۰، در حالی که تقاضای منطقهای برای مواد غذایی شروع به رشد کرد – عمدتاً در نتیجه رشد سریع جمعیتی، اما همچنین به دلیل یک گذار تغذیهای قابل توجه -، عرضه داخلی قادر به تأمین کل سطح مصرف نبود. به این ترتیب، ناتوانی منطقه در خودکفایی غذایی، همراه با افزایش سطح تقاضای منطقهای، به زودی شکاف گستردهای بین تولید و مصرف مواد غذایی داخلی ایجاد کرد که در نهایت توسط واردات پوشش داده شد. بین دهه ۱۹۶۰ و پایان دهه ۲۰۰۰، وابستگی به واردات مواد غذایی در این منطقه از حدود ۱۰٪ به حدود ۵۰٪ افزایش یافت . هنوز هم در حال حاضر، اگرچه برخی از کشورها، مانند اسرائیل و ترکیه، تا حد زیادی خودکفا هستند، اما اکثر کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برای تأمین تقاضای روزانه مواد غذایی خود به شدت به بازارهای خارجی متکی هستند. این امر به ویژه در مورد غلات صادق است. در واقع، اگرچه این منطقه تنها ۴٪ از جمعیت جهان را در خود جای داده است، کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا سالانه یک سوم از کل خرید غلات جهان را به خود اختصاص میدهند از آنجا که این کشورها به طور فزاینده ای برای محصولات اساسی به تجارت دریایی وابسته هستند، افزایش بی ثباتی جریانهای تجاری، به ویژه از اختلال در گلوگاه ها، تأثیر قابل توجهی بر امنیت غذایی و ثبات اقتصادی دارد. در حالی که برخی از آسیب پذیری های گلوگاه ها از قبل وجود داشته و در حال تشدید هستند – مانند تصادفات کشتیرانی، سرایت درگیریهای اطراف و ازدحام – برخی دیگر، مانند حملات سایبری و تهدیدات اقلیمی به زیرساختها، در حال ظهور هستند و نیاز به راه حلهای جدید و نوآورانه دارند. به عنوان مثال، دیجیتالی شدن روزافزون حمل و نقل کالا – در عین افزایش کارایی – خطرات سیستمی، از جمله تهدیدات امنیت سایبری و سیستمهای تکه تکه و غیر قابل تعامل را ایجاد میکند. این آسیبپذیریهای دیجیتال نوظهور، هنگامی که با خطرات فیزیکی ناشی از تغییرات اقلیمی و درگیری ترکیب میشوند، احتمال اختلالات عمده در گلوگاهها را افزایش میدهند که میتواند به سرعت در سراسر زنجیره تأمین مواد غذایی جهانی طنینانداز شود. تأثیرات همگرای خطرات ژئوپلیتیکی و اقلیمی بر تجارت جهانی به ویژه در سال ۲۰۲۳ مشهود بود، زیرا تجارت دریایی شاهد رشد ۲.۲ درصدی تجارت بر حسب تن و رشد تخمینی ۴.۲ درصدی بر حسب تن- مایل بود که نشان میدهد کالاها در مسیرهای طولانیتری حرکت میکنند. این روند به تغییر الگوهای تجارت ناشی از اختلالات در دریای سرخ، کاهش سطح آب در کانال پاناما و جنگ در اوکراین که سفرهای کشتیرانی را طولانی تر و گزینههای تجاری را محدود کرد، نسبت داده میشود . گزینه های موجود برای تغییر مسیر تجارت به شدت میزان اختلال در تجارت را تعیین میکنند و توجه زیادی به مسیرهای جدید و نوظهور، یا مسیرهای زمینی جایگزین معطوف شده است. بدون برنامههای احتمالی مناسب، مانند تغییر مسیر مناسب، اختلالات در عملیات بندری میتواند باعث تأخیرهای قابل توجه در حمل بار شود که منجر به افزایش هزینههای حمل و نقل و فساد مواد غذایی میشود. علاوه بر این، تنشهای ژئوپلیتیکی و خطرات مرتبط با آب و هوا، قیمت بیمه دریایی را افزایش میدهند و هزینه حمل و نقل را در مناطق آسیب پذیر بالاتر میبرند. افزایش تنشهای تجاری، مانند تعرفههای جدید ایالات متحده و اقدامات تلافی جویانه، همچنین به عدم قطعیت در تجارت جهانی غذا دامن میزند و مانع از توانایی در حمایت از مردم خود با غذای مغذی کافی میشود.
از کمبود غذا تا امنیت ملی
وابستگی کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به واردات مواد غذایی عمدتاً نتیجه یک استراتژی سیاست اقتصادی بود که به دهههای پایانی قرن بیستم برمیگردد. در آن زمان، بسیاری از کشورهای در حال توسعه، که با پتانسیل کشاورزی کمیاب – به عنوان مثال به دلیل محدودیتهای جدی آب و هوایی و جغرافیایی – و با سطوح نگرانکنندهای از ناامنی غذایی مواجه بودند، تصمیم گرفتند سرمایهگذاریهای خود را در توسعه کشاورزی کاهش دهند و به بازارهای مواد غذایی خارجی تکیه کنند. از آنجایی که در آن زمان، کاهش ارزش دلار هزینههای واردات را به طور قابل توجهی کاهش داده بود، این انتخاب سیاست، رویکردی منطقی برای حمایت از توسعه آنها تلقی میشد با این حال، این استراتژی خیلی زود اثرات منفی خود را نیز نشان داد. در واقع، وابستگی شدید بسیاری از کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به واردات مواد غذایی در نهایت آنها را در برابر نوسانات قیمت جهانی بسیار آسیبپذیر کرد، که در گذشته، به عنوان مثال، ناشی از سیاستهای تجاری محدودکننده، سفتهبازی مالی و شوکهای آب و هوایی یا شیوع درگیری در کشورهای صادرکننده بود. این یک مسئله نگرانکننده است زیرا اگرچه تفاوتهای قابل توجهی در توانایی هر کشور برای کاهش تأثیرات نوسانات قیمت جهانی بر بازار داخلی وجود دارد، اما بی ثباتی قیمت همیشه تهدیدی برای امنیت غذایی محسوب میشود. در واقع، حتی زمانی که نوسانات قیمت جهانی مواد غذایی مستقیماً منجر به افزایش قیمتهای محلی نشود، عدم قطعیت همچنان میتواند بر تعادل بازارهای داخلی تأثیر منفی بگذارد ناامنی غذایی – فقدان دسترسی مداوم و قابل اعتماد به غذای کافی – فراتر از یک مسئله بشردوستانه است و تهدیدی رو به رشد برای امنیت ملی این کشورها محسوب میشود. امنیت ملی مستلزم حفاظت از مردم، تقویت آمادگی نظامی و زیرساختهای حیاتی و کمک به تابآوری بینالمللی است. تقویت یک سیستم تجارت جهانی غذای مقاوم تر، یک ضرورت امنیت ملی است. از آنجایی که تغییرات اقلیمی و تهدیدات امنیتی همگرا، گلوگاه های تجاری استراتژیک را مختل کرده و فشار بر سیستم غذایی جهانی را افزایش میدهند، ناامنی غذایی یک نگرانی واقعی داخلی است، چون در سال ۲۰۲۳ “۴۷.۴ میلیون نفر در خانوارهای ناامن غذایی زندگی میکردند” .اما دسترسی ناکافی به غذا در سطح بینالمللی میتواند پیامدهای مستقیم و غیرمستقیمی نیز برای ایالات متحده داشته باشد، جوامع خارج از کشور را بیثبات کند، به ناآرامیهای اجتماعی و سیاسی، درگیری و مهاجرت گسترده کمک کند. تخمین زده میشود که اگر تا سال ۲۰۵۰ اقدام اساسی برای تضمین یک زنجیره تأمین پایدار انجام نشود، افزایش قیمت مواد غذایی ناشی از تغییرات اقلیمی میتواند به ۱۸ درصد برسد و تا ۷۸ میلیون نفر دیگر دچار گرسنگی مزمن شوند. پیش بینی میشود که قیمت مواد غذایی در فروشگاههای مواد غذایی ۲.۲ درصد و قیمت رستورانها و خدمات غذایی در سال ۲۰۲۵، در نتیجه تغییرات در الگوهای تجاری، بیماریهای گیاهی و حیوانی و رویدادهای اقلیمی که بر تولید تأثیر میگذارند، ۴ درصد افزایش یابد. افزایش قیمت مواد غذایی و کمبود دسترسی به مواد غذایی، یک تهدید امنیتی فوری در سطح جهان محسوب میشود. ناامنی غذایی در خارج از کشور همچنین میتواند زمینههایی را برای بازیگران متخاصم، ایجاد کند تا از طریق کمک های غذایی، کنترل یا تسلیحاتی کردن، از جمعیت های آسیب پذیر سوءاستفاده کنند و بی ثباتی را در مناطق کلیدی افزایش دهند. به عنوان مثال، در سومالی، گروه های تروریستی مثل داعش ، الشباب از توزیع غذا و کالا برای جلب حمایت مردم و تثبیت اعتبار خود به عنوان یک نهاد حاکم استفاده کرده است. از طرف دیگر، آنها همچنین مسیرهای تجاری را مختل کردهاند، از رسیدن کمکها به مردم جلوگیری کرده اند و از گرسنگی به عنوان سلاحی در سرزمینهای تحت کنترل دولت استفاده کرده اند تا نفوذ منطقه ای خود را حفظ کرده و اقتدار دولت را تضعیف کنند. کشورهای شکننده با جمعیتهای ناامن غذایی ، بیشتر مستعد درگیری، رادیکالیزاسیون و فروپاشی نظم اجتماعی هستند. ناامنی غذایی هنگامی که با ظهور افراط گرایی ورادیکالیسم، که خود به افزایش تروریسم ، نابرابری و انسجام اجتماعی بی ثبات کمک میکند، ترکیب میشود، به تقویت کننده ای در یک مسئله فرامرزی تبدیل میشود. درگیری بر سر منابع طبیعی نه تنها جمعیت زیادی را در معرض کمبود مواد غذایی و بی ثباتی ناشی از کمبود قرار میدهد، بلکه با ایجاد مانع در دسترسی به مواد مورد نیاز برای تولید سلاح، سیستمهای ارتباطی و فناوریهای نظامی که از منابع طبیعی و انرژی حیاتی حاصل میشوند، را برای پاسخگویی و دستیابی به اهداف استراتژیک محدود میکند. این اختلالات همچنین مانور دیپلماتیک کشورها را محدود میکند، زیرا سرمایه سیاسی باید به سمت واکنش به بحران هدایت شود. با عمیق تر شدن وابستگیهای متقابل پیچیده شبکه تجارت جهانی غذا توسط جهانی شدن، تضمین جریانهای تجاری قابل اعتماد مواد غذایی همچنان یک چالش ذاتی است – چالشی که نیازمند سازگاری بیشتر است و به طور فزایندهای در ملاحظات امنیت ملی محوریت دارد.
سخن پایانی
غذا نیروی محرکه جهان است و رشد اقتصادی، ثبات دولت و امنیت ملی را تقویت میکند. در یک سیستم به هم وابسته و جهانی، امنیت غذایی با توجه به وابستگی آن به یک سیستم پیچیده جهانی غذا، سیاست و اقتصاد، فراتر از بهرهوری کشاورزی داخلی گسترش مییابد. در این زمینه، آینده گلوگاههای تجارت دریایی غذا، ثبات منطقهای و روابط بینالملل را شکل خواهد داد. انتظار میرود آسیبپذیری منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا که ناشی از وابستگی آنها به واردات مواد غذایی است، در آینده نیز ادامه یابد. در واقع، اولاً، تحت روندهای فعلی، پیش بینی میشود که وابستگی قابل توجه اکثر کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا به واردات محصولات کشاورزی تا سال ۲۰۵۰ بیشتر شود. ثانیاً، انتظار میرود قیمت مواد غذایی در سالهای آینده تا حد زیادی بی ثبات باقی بماند. ثالثاً، رشد جمعیت جهانی و اقتصادهای نوظهور، همراه با استفاده از غلات برای سوختهای زیستی و اثرات تغییرات اقلیمی، احتمالاً همچنان تقاضا برای مواد غذایی را افزایش خواهد داد منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) که از نظر ژئوپلیتیکی پیچیده و بسیار استراتژیک است، با سطح بالایی از وابستگی به واردات تجارت دریایی کشاورزی مشخص میشود: در حال حاضر ۴۰ درصد از نیازهای غذایی آن از طریق واردات تأمین میشود. در طول پنج دهه گذشته، رشد جمعیتی و تغییرات در عادات غذایی منجر به افزایش قابل توجه نیازهای غذایی شده است. اگرچه تولید کشاورزی منطقهای در همین دوره به طور قابل توجهی افزایش یافته است، اما نتوانسته است با افزایش تقاضا همگام شود، که بخشی از آن به دلیل محدودیت های خاک و آب و هوا و همچنین به دلیل محدودیتهایی در سیاستهای کشاورزی است. وابستگی منطقهای به واردات کشاورزی احتمالاً در آینده قابل پیشبینی، در نتیجه گسترش جمعیتی مداوم و تغییرات در عادات غذایی و همچنین تأثیرات تغییرات آب و هوایی در منطقهای که به عنوان “نقطه داغ” آب و هوایی شناخته میشود، همچنان افزایش خواهد یافت. واردات کشاورزی بار قابل توجهی را بر بودجههای دولتی وارد میکند و سیاستهای کشاورزی-غذایی در منطقه همچنان با فقر شهری و روستایی دست و پنجه نرم میکنند. در این شرایط، درک این نکته مهم است که کدام عوامل در سیستم کشاورزی-غذایی منطقهای به احتمال زیاد به افزایش مداوم وابستگی به واردات تجارت دریایی کشاورزی کمک میکنند – یا برعکس، ممکن است به کاهش آن کمک کنند.





































I am interested in your articles and research works
Trust these information reach to those people who are involved in agroproducts in Iran