نویسنده: حسین شیرزاد ، تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی
تحقیقات جدید نشان میدهد که مالی شدن، جهانی شدن و صنعتی شدن سیستم های غذایی همراه با مقررات زدایی سریع از بازارهای کالایی و مالی صنعت غذا در جهان همراه با پیشرفت سریع فناوری و نوآوری مالی، ورود بازیگران مالی بزرگ را به بازارهای کالاهای فیزیکی و بازارهای مشتقات کالا در بورس های اصلی جهان تسهیل کرده است. این مقررات زدایی و تسهیل سازی باید در نظام کشاورزی ایران پذیرفته شود. ادغام رو به رشد بازارهای کالاهای مالی و فیزیکی در دهه گذشته عموماً به عنوان “مالی سازی کالاهای کشاورزی” شناخته می شود. بازیگران مالی کلیدی در بازارهای آتی کالاهای کشاورزی بسیار متنوع هستند و شامل بانکهای سرمایهگذاری، بانکهای تجاری، معاملهگران مبادله، شرکتهای بیمه، صندوقهای تامینی، صندوقهای متقابل، صندوقهای سهام خصوصی، صندوقهای بازنشستگی و سایر سرمایهگذاران بزرگ نهادی میشوند. دولت باید مشوق هایی را برای ورود این سرمایه گزاران به بخش کشاورزی کشور فراهم کند. گسترش ابزارهای مالی و اعطای مشوق ها به مشارکت کنندگان داخلی در بخشهای پیچیده کسبوکار کشاورزی میتواند با ارتقای موقعیتهای برد-برد با سرمایهگذاریهای خارجی که از سادهسازی زنجیرههای تامین، سود متقابل گروههای داخلی و بینالمللی و افزایش بهرهوری کل بخش حمایت میکند، برای کشور در کوتاه مدت و بلند مدت سودمند باشد . باید به شرکتهای بزرگ کشاورزی کشور بسته ای حمایتی ارایه شود تا فرایند بزرگ شدن مقیاس ها و ادغام افقی و عمودی در بطن شرکتداری مدرن و ورود به بازار بورس به سهولت صورت پذیرد. تا پایان قرن بیست و یکم، پیشبینی میشود که با دو برابر شدن اندازه متوسط مزارع موجود، تعداد مزارع در سطح جهان به نصف کاهش یابد، پیشبینی میشود که تعداد مزارع در سراسر جهان از ۶۱۶ میلیون در سال ۲۰۲۰ به ۲۷۲ میلیون در سال ۲۱۰۰ کاهش یابد. در حال حاضر حدود ۶۰۰ میلیون مزرعه داریم که تغذیه نوع بشر را در دنیا به عهده داشته و مسئولیت سیر نمودن 8 میلیارد نفر را روی دوش خود حمل میکنند و تا پایان قرن به احتمال زیاد، این رقم به نصف تعداد کشاورزانی تقلیل یافته که حتی به تعداد بیشتری غذا میدهند.کاهش تعداد مزارع و افزایش اندازه مزرعه یک روند طولانی مدت در ایالات متحده و اروپای غربی بوده است. تقاضای فزاینده برای غذا عامل اصلی تحولات جهانی بازار مواد غذایی بوده است. تغییرات در زمینه جهانی شامل دگرگونی در تقاضا برای محصولات کشاورزی و نوآوری های تکنولوژیکی در زنجیره تامین است. تغییر در زنجیره تامین، به دلیل سود نسبتاً اندک در بخش غلات در نتیجه هزینههای ورودی بالای تولید، شرکتها را برای دستیابی به تولید در مقیاس بزرگ تشویق میکند در این تاکتیک «استفاده از مزیت مقیاس»، شرکتهای کشاورزی تلاش میکنند تا به موقعیت غالب در تأمین مالی تولید در مقیاس بزرگ و کنترل زیرساختهای حمل و نقل و ذخیرهسازی دست یابند داده های اخیر وزارت کشاورزی ایالات متحده نشان می دهد که در سال ۲۰۲۲ در مقایسه با سال ۲۰۰۷،بیش از ۲۰۰۰۰۰ مزرعه کمتر شده است. و ایجاد مزارع یکپارچه و گسترده از سال ۲۰۵۰ در جوامع سراسر آسیا، خاورمیانه، شمال آفریقا، اقیانوسیه، آمریکای لاتین و کارائیب آغاز خواهد شد. تحقیقات همچنین نشان میدهد که حتی اگر مقدار کل زمینهای کشاورزی در جهان در سالهای آینده بدون تغییر باقی بماند، تعداد افرادی که زمینهای موجود را مالک و کشاورزی میکنند کاهش خواهد یافت. این روند نگرانی هایی را در مورد حفاظت از تنوع زیستی ایجاد می کند ، به ویژه زمانی که حفظ تنوع زیستی در اولویت قرار دارد. چون مزارع بزرگتر به طور کلی کاهش تنوع زیستی و شیوع بیشتر تک کشت را عملیاتی میکنند. در مقابل، مزارع کوچکتر تمایل به داشتن تنوع زیستی و تنوع محصول بیشتری دارند، که آنها را در برابر شیوع آفات و شوک های آب و هوایی انعطاف پذیرتر می کند. البته این نه تنها تنوع زیستی است که در خطر است، بلکه خود عرضه غذا نیز در خطر است. چون کوچکترین مزارع جهان که تنها ۲۵ درصد از زمینهای کشاورزی جهان را اشغال میکنند، هنوز یک سوم تولید غذای جهان را تشکیل میدهند. علاوه بر این، کاهش کمی مزارع حاکی از پیر شدن بهره برداران و کاهش تعداد کشاورزانی است که دانش ارزشمند بومی را که قدمت آن به قرنها پیش میرسد، حمل میکنند. با ادغام مزارع، این دانش سنتی به تدریج با فناوری و مکانیزاسیون جدید جایگزین می شود. اما در مسیری ناگزیر، تجمیع کشاورزی میتواند غذای کافی براای شهر نشینی رو به تزاید فراهم آورده، منجر به بهبود بهرهوری نیروی کار، رشد اقتصادی، و سیستمهای مدیریتی پیشرفتهتر ناشی از نیروی کار بزرگتر درگیر در اشتغال غیرکشاورزی شود. همچنین یکی از مزایای قابل توجه تجمیع مزارع آن است که فرصت اقتصادی بهتر برای افراد و آزادی انتخاب مسیر شغلی شان را، چه در داخل و چه خارج از بخش کشاورزی فراهم میآورد. ادغام مزارع شامل جابجایی تولید به مزارع بزرگتر، جایگزینی سرمایه به جای نیروی کار، افزایش تخصص در مزارع، و پیوندهای عمودی محکم تر بین مزارع و خریداران و تامین کنندگان محصولات کشاورزی است، حتی با وجود اینکه کشاورزی همچنان تحت سلطه مشاغل خانوادگی مدیریت میشود. ادغام کشاورزی می تواند بر رفاه کشاورز، اشتغال و درآمد کشاورزان، نتایج سلامت و ایمنی کشاورز و کشاورز و استقلال کشاورز تأثیر بگذارد. امروزه صنعت کشاورزی در جهان توسط تعداد انگشت شماری از شرکت های بزرگ کنترل می شود. سطوح بیسابقه ادغام بازار، صور متنوعی ازنابرابری قدرت را ایجاد کرده است، به شکلی که شرکتهای کنترلکننده به تنهایی بازارها را شکل میدهند، این واقعیت، اغلب به ضرر تولیدکنندگان کوچک کشاورزی است. دلیل اصلی و اغلب نادیده گرفته شده این ضرر چانه زنی ناشی از تحکیم و آسیب ناشی از آن را می توان در عدم اجرای قوانین ضد انحصار یافت. معیارهای معیوب و تفاسیر ضعیف قانونی به کار گرفته شده توسط آژانس های نظارتی به شرکت های بزرگ اجازه داده است که کنترل تقریباً هر بخش از صنعت را از بذرهایی که کشاورزان می کارند تا بازارهایی که کالاهای خود را در آن می فروشند، در دست بگیرند. زنجیره غذایی آمریکا یکی از یکپارچهترین حوزههای کل اقتصاد آمریکا است. تا کنون این تمرکز نامحدود برای تولیدکنندگان کوچک فاجعه بار بوده است، هزینه های آنها را افزایش داده و سود آنها را سرکوب کرده است، در حالی که هزینه های مصرف کننده همچنان در حال افزایش است. بنابراین بسته حمایتی برای کشاورزان خرده پا باید تلاش در جهت تبدیل آنها به سهامداران قانونی واحدهای ادغام شده بزرگ باشد. به طور کلی، تجارب جهانی نشان می دهد که افزایش ادغام بازارها در صنعت کشاورزی نتیجه محتوم یک زنجیره غذایی یکپارچه میباشد. ویژگی های اصلی تولید محصولات کشاورزی در سراسر جهان عبارتند از نیاز به سرمایه، وابستگی به عوامل طبیعی، فصلی بودن و بی ثباتی نسبی بازارهاست. این عوامل منجر به افزایش نیاز شرکت های کشت و صنعت به منابع مالی کافی برای فعالیت های خود می شود. منابع مالی نه تنها باید برای اطمینان از فعالیت اصلی کافی باشد، بلکه باید برای غلبه بر کاهش ثبات مالی در موارد کم بازدهی، نوسانات فصلی عرضه و تقاضا، وخامت شدید شرایط آب و هوایی، حاشیه ایمنی را نیز در نظر بگیرد. در عین حال، تولیدکنندگان محصولات کشاورزی، کالاها و خدمات از جذابیت سرمایه گذاری پایینی برخوردار هستند. این ناشی از زمان بازپرداخت طولانی، پیچیدگی فناوری، خطرات بالای چنین فعالیت هایی است. به عنوان یک قاعده، تولیدکنندگان محصولات کشاورزی منابع مالی کافی برای توسعه تولید ندارند و در عین حال در جذب سرمایه گذاری بلندمدت از منابع خارجی با مشکل مواجه هستند. در چنین شرایطی ابزارهای مالی می توانند به روشی مهم و موثر برای تامین مالی و افزایش سرمایه مجتمع های کشت و صنعت تبدیل شوند. بنابراین یکی از وظایف مهم اقتصاد و ساماندهی تولیدات کشاورزی را می توان توسعه سازوکارهای موثر برای جذب سرمایه گذاری و تشکیل صندوق های سرمایه در گردش تولیدکنندگان محصولات کشاورزی با صدور گواهی ها، ضمانت نامه ها و بکارگیری ابزارهای مالی مربوطه از جمله اوراق بهادار دانست. کشور ما نیاز به یک ائتلاف تاریخی بین دولت و تجارت کشاورزی دارد. از لحاظ تاریخی، این ائتلافها در بخش غذا بر اساس منافع مثلثی بین دولت، سرمایه ملی و سرمایه بینالمللی است. دولت به ویژه در صنعتی شدن کشاورزی کشور بازیگری مهم در تعدیل ریسک بوده و اکنون یکی از بازیگران اساسی در زنجیره تامین کشاورزی است. نقش دولت باید بمثابه یک نهاد محرک در پشت توسعه تجارت کشاورزی گردد. بطور سنتی در ایران دولت ها در طول تاریخ نقش بزرگی در سرمایه گذاری و هدایت سیاست های اقتصادی داشته اند. دولت باید با اجتناب از قیمتگذاری دستوری، به بازیگران صنعت غذا اجازه دهد تا بزرگ تر شده و نقش های جدیدی را در در زمینه همکاری های فنی بین المللی و رژیم غذایی جهانی بپذیرند. در مجموع، بر اساس استراتژی بینالمللیسازی شرکتهای کشاورزی، ایران باید مشارکت خود در رژیم غذایی فعلی را بازتعریف کند. کنشگری دولتی نقش مهمی در این استراتژی ایفا خواهد کرد. علاوه بر این، این استراتژی باید دارای چندین مؤلفه ساختاری، مانند ایجاد یک پنجره فرصت برای ادغام واحدهای خرد در زنجیره های ارزش ملی، بین المللی سازی شرکتها، کاهش ضایعات در رژیم های غذایی، تعریف مجدد ائتلاف های داخلی و سرمایه گذاری در زمینه بیوتکنولوژی و نوآوری های معطوف به آینده صنعت غذا گردد.


































