به قلم ابوالحسن خلیلی
در سال ۱۳۹۰، بهعنوان دبیرکل کانون انجمنهای صنایع غذایی ایران، طی نامهای رسمی خطاب به معاون اول وقت رئیسجمهور، خواستار حذف الزام تولیدکنندگان به درج قیمت مصرفکننده بر روی کالاها شدم. در آن زمان هنوز از کاربردهای هوش مصنوعی در شفافیت بازار خبری نبود، اما استدلال مشخص و مستند بود: این الزام نهتنها پایهی قانونی نداشت، بلکه مسئولیتی که بر عهده شبکه خردهفروشی بود را ناعادلانه به تولیدکننده تحمیل میکرد و در عمل، بهجای شفافسازی، منجر به قیمتگذاری صوری و ناکارآمد شد. امروز، با وجود ابزارهای پیشرفتهتری چون هوش مصنوعی، اگر همچنان تصمیم درستی اتخاذ نشود، بار دیگر وقت و فرصت کشور به هدر خواهد رفت.
اکنون، در سال ۱۴۰۴، سازمان حمایت مصرفکنندگان و تولیدکنندگان در نامه رسمی خود همان نکاتی را تصریح کرده که ۱۵ سال پیش هشدار داده شده بود: الزام قانونی وجود ندارد، سیاست اجراشده به اهدافش نرسیده، و موجب تحمیل هزینههای اضافی به تولیدکننده شده است.
اما پرسش اصلی اینجاست: چرا طی این ۱۵ سال، زیرساختهای جایگزین، بهویژه استفاده از QR Code، توسعه نیافت؟
در جهانی که به سرعت به سمت برچسبهای هوشمند و نظارت دیجیتال حرکت کرد، ما همچنان درگیر چاپ قیمت با جوهر جت پرینتر و خطای انسانی ماندیم.
مزایای درج اطلاعات محصول از طریق QR Code غیرقابل انکار است:
نمایش قیمت لحظهای، تاریخ تولید و انقضا، کشور مبدأ، مسیر توزیع
حذف هزینههای مکرر بستهبندی و چاپ
ارتقای شفافیت برای مصرفکننده و نظارت هوشمند برای حاکمیت
در بسیاری از کشورها مانند هند، آلمان، استرالیا و ترکیه، درج قیمت تولیدکننده نه تنها الزامی نیست بلکه در مواردی ممنوع اعلام شده، زیرا بهعنوان یک رویه ضد رقابتی شناخته میشود. در عوض، استفاده از سامانههای رهگیری دیجیتال و QR Code به عنوان ابزار اصلی شفافیت پذیرفته شدهاند.
در این میان، نباید از تلاشهای اتاق بازرگانی تهران در اسفند ۱۴۰۰ و نامه ۲۲ تشکل ملی در آبان ۱۴۰۳ غافل شد؛ هر دو نامه با تأکید بر زیانهای این سیاست و نبود زیرساختهای مؤثر، خواستار بازنگری جدی شده بودند.
اکنون زمان آن رسیده که بهجای مدیریت بازار با جوهر جت پرینتر، از ظرفیت فناوری و شفافیت دیجیتال بهرهگیری شود:
درج قیمت توسط تولیدکننده لغو گردد؛
QR Code به عنوان روش اصلی درج اطلاعات محصول الزامی شود؛
سامانه جامع تجارت و سازمان غذا و دارو ملزم به اتصال به بانک اطلاعات QR شوند؛
فروشگاههای زنجیرهای و واحدهای توزیع به اسکن و نمایش اطلاعات ملزم شوند.
اگر در سال ۱۳۹۰ چنین سیاستی اجرا میشد، امروز نه تنها تولیدکننده دچار سردرگمی نبود، بلکه مصرفکننده نیز بازیگر فعال فرآیند نظارت میشد.
۱۵ سال گذشته، نهفقط یک تأخیر در سیاستگذاری، بلکه فرصتی از دسترفته برای هوشمندسازی زنجیره تأمین، کاهش هزینههای پنهان و ارتقای اعتماد عمومی به نظام توزیع بود. در این بازه زمانی، کشورهایی با شرایط مشابه، با بهرهگیری از فناوریهای سادهای چون QR Code، نظام شفافیت بازار را متحول کردند. آنچه در ایران اتفاق افتاد، تکرار آزمونهای شکستخوردهای بود که پیش از اجرا قابل پیشبینی بود.
اکنون اما، با توسعه ابزارهای نوین نظارتی، فرصت جدیدی برای بازسازی این نظام فراهم است:
هوش مصنوعی چگونه میتواند شفافیت قیمت را تضمین کند؟
تشخیص خودکار تخلف قیمتی: الگوریتمهای یادگیری ماشین میتوانند نوسانات غیرمنطقی قیمت را در سطح بازار شناسایی و هشدار دهند.
پایش لحظهای بازار: تحلیل کلاندادههای خرید و فروش، توزیع منطقهای قیمت و تخلفات احتمالی را نمایان میسازد.
تحلیل زنجیره تأمین: با ترکیب AI و بلاکچین، میتوان ردیابی قیمت از کارخانه تا فروشگاه را با دقت انجام داد.
پیشنهاد قیمت منصفانه: الگوریتمها قادرند بر اساس دادههای اقتصادی، قیمت عادلانه و رقابتی را پیشنهاد کنند.
تشخیص الگوهای سوءاستفاده: با مدلسازی رفتار فروشندگان، میتوان تخلفات سازمانیافته را زودهنگام شناسایی کرد.
رابط هوشمند برای مصرفکننده: استفاده از QR Code همراه با چتباتها میتواند اطلاعات لحظهای قیمت، مسیر تولید و مقایسه با رقبا را در اختیار مصرفکننده قرار دهد.
امروز بیش از هر زمان دیگر، بازاندیشی در شیوه حکمرانی بازار نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. اتخاذ چنین سیاستی نهتنها به اصلاح نظام توزیع و افزایش شفافیت میانجامد، بلکه میتواند زمینهساز توسعه استارتآپها، اشتغال جوانان در داخل کشور و کاهش انگیزه مهاجرت نیروهای مستعد نیز باشد.


































