یادداشت به قلم حسین شیرزاد؛
بیوتروریسم کشاورزی در دالان جنگ های”نامتقارن”(تجارب جنگ سرد)

لینک کوتاه

https://agrofoodnews.com/?p=132733
زمان خواندن 13 دقیقه

به قلم دکتر حسین شیرزاد ، تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی

یکی دیگر از مسیرهای حمله به تولید گندم در کشورهای هدف و مسیری که به طور بالقوه گسترده‌ ترین تأثیر را خواهد داشت، حمله با استفاده از آفات یا عوامل بیماری‌زا است که برای آسیب رساندن به محصولات کشاورزی طراحی شده‌اند. چنین حمله ‌ای احتمالاً به صورت مخفیانه انجام می‌شود تا امکان انکار قابل قبولی فراهم شود. قابل ذکر است که تا قبل از کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیکی و سمی ۱۹۷۲ (BWC)، چندین کشور، از جمله ایالات متحده،شوروی سابق و بریتانیا برنامه‌ های تحقیقاتی سلاح ‌های بیولوژیکی تهاجمی را توسعه داده و حفظ کردند. حتی بسیاری از دانشمندان ادعا می‌کنند که در حالی که سایر امضاکنندگان کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیکی پس از لازم ‌الاجرا شدن این کنوانسیون در سال ۱۹۷۵، برنامه‌ های تهاجمی سلاح ‌های بیولوژیکی خود را متوقف کردند، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی علیرغم اینکه یکی از امضا کنندگان این معاهده بود، مخفیانه به برنامه خود ادامه دادند. تحقیقات نشان داده است که برنامه شوروی طولانی ‌ترین و پیچیده ‌ترین برنامه ‌ای بوده که جهان تاکنون به خود دیده است، که از سال ۱۹۲۸ آغاز شد و حداقل تا سال ۱۹۹۲ ادامه داشت و دامنه آن بسیار گسترده بود و بیش از ۶۵۰۰۰ متخصص را درگیر می‌کرد. بعنوان مثال، یک بخش خاص از تحقیقات جنگ بیولوژیکی شوروی با نام رمز” Ekologiya ” فعالیت می‌کرد و بر توسعه عوامل بیماری ‌زایی که حیوانات و گیاهان، از جمله محصولاتی مانند گندم را از بین می‌برد، متمرکز بود. در نهایت، این پروژه به بزرگترین پروژه جنگ بیولوژیکی تهاجمی تبدیل شد که به طور خاص بر کشاورزی متمرکز بود . به نظر متخصصین بین المللی اگر روس‌ها تصمیم به انجام حمله بیولوژیکی علیه غلات آمریکایی بگیرند، زنگ گندم احتمالاً می‌تواند سلاح انتخابی باشد. زنگ گندم نوعی قارچ متعلق به جنس ” Puccinia ” است که می‌تواند قسمت‌های مختلف گیاه گندم را تحت تأثیر قرار دهد. این بیماری که به عنوان “فلج اطفال کشاورزی” نیز شناخته می‌شود، بدترین بیماری گندم در تاریخ بوده است که قادر به ایجاد خرابی‌های فاجعه‌بار در محصولات کشاورزی بوده است. در نیمه اول قرن بیستم ، زنگ یک پنجم محصولات گندم آمریکا را در اپیدمی‌های دوره‌ای از بین برد. قبل از اینکه کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیکی برنامه‌های جنگ بیولوژیکی تهاجمی را غیرقانونی اعلام کند، بسیاری از کشورها به دلیل اثرات قوی آن در هدف قرار دادن محصولات کشاورزی، به دنبال “سلاح کردن” زنگ گندم بودند. در مقایسه با سایر عوامل بیولوژیکی، این عامل برای مدت طولانی در انبار خنک (۲ سال) زنده می‌ماند و پس از رهاسازی به سرعت پخش می‌شود. علاوه بر این، هاگ‌های قارچ زنگ گیاهی به راحتی پراکنده می‌شوند، در برابر حمل و نقل و انتقال مقاوم هستند و به راحتی در مقادیر کافی تولید می‌شوند. اگر گونه‌ ی خاص گندم مورد هدف مشخص باشد، مهاجمان می‌توانند از گونه‌های اصلاح‌ شده‌ی زنگ گندم استفاده کنند که بیشترین احتمال موفقیت در از بین بردن و گسترش را داشته باشند و در عین حال از محصول خود با گونه‌های مقاوم در برابر گونه‌ی خاص محافظت کنند.

طبق برخی ادعاها، برنامه شوروی سلاح‌های ضد کشاورزی مانند زنگ گندم را ذخیره نمی‌کرد، اما چندین تأسیسات را «مجهز به ظرفیت‌های بسیج، برای تبدیل سریع به تولید سلاح در صورت نیاز» نگهداری می‌کرد. یکی از مورخان برنامه اکولوژیا، یکی از تأسیسات اصلی این پروژه را دارای بزرگترین «مجموعه منحصر به فرد از عوامل بیماری‌زای قارچی علیه گندم» در جهان توصیف کرد. تأسیسات دیگر، مؤسسه تحقیقات علمی کشاورزی در گواردیسکی، قزاقستان، بود که بنا به گزارش‌ها، یک مکان کلیدی برای آزمایش عوامل بیماری‌زای ضد محصول (از جمله عوامل بیماری ‌زای ضد گندم) تازه توسعه یافته در گلخانه‌هایی با مساحت کل ۱۰۰ متر مربع بود. در مجموع، چهار تأسیسات جداگانه برنامه، آزمایشگاه‌هایی را با تمرکز بر تحقیقات گونه‌های زنگ گندم نگهداری می‌کردند.

پروژه اکولوژیا پیامدهای متعددی برای امنیت تولید گندم جهان داشت. اول، فدراسیون روسیه برنامه تهاجمی سلاح‌های بیولوژیکی شوروی و دهه‌ها تحقیق، توسعه و توانایی فناوری آن را به ارث برده است. در حالی که کرملین ادعا می‌کند که این برنامه پس از جنگ سرد پایان یافته و از آن زمان به کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیکی پایبند بوده است، ایالات متحده خلاف این را استدلال می‌کند. در سال ۲۰۲۱، وزارت امور خارجه موارد زیر را گزارش داد: “ایالات متحده ارزیابی می‌کند که فدراسیون روسیه یک برنامه تهاجمی سلاح‌های بیولوژیکی را حفظ کرده و تعهدات خود را طبق مواد اول و دوم کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیکی نقض می‌کند. موضوع پایبندی روسیه به کنوانسیون سلاح‌های بیولوژیکی سال‌هاست که مورد توجه بوده است.” به نظر آمریکایی ها؛ نه تنها این احتمال وجود دارد که روسیه برنامه سلاح‌های بیولوژیکی با اجزای کشاورزی را حفظ کرده باشد، بلکه پیامد دوم برای امنیت ملی ایالات متحده این است که کشاورزی متعارف آمریکا به طور بالقوه در برابر حمله بیولوژیکی آسیب ‌پذیر است، زیرا کشاورزی متمرکز، همانطور که امروزه انجام می‌شود، “شامل تنوع محدودی از ژنتیک محصولات و ارقام در مناطق وسیع است” که به ایجاد “محیطی ایده‌آل” برای استقرار و گسترش آفات جدید کمک می‌کند. از آنجایی که مزارع کوچک و متنوع به دلیل سود و کارایی، توسط عملیات کشاورزی بزرگتر امروزی جایگزین شده‌اند، ایالات متحده ناخواسته محصولات خود را به طور بالقوه در برابر حمله بیولوژیکی آسیب ‌پذیرتر کرده است. برخی از کارشناسان خاطرنشان می‌کنند که آفات و بیماری‌ های گیاهی که می‌توانند حمل کنند، “وسیله ایده‌آلی برای شروع جنگ “نامتقارن” در سناریوهایی هستند که پایین‌تر از آستانه درگیری مسلحانه متعارف قرار می‌گیرند. از سویی بانک‌های بذر ژرم‌پلاسم به طور بالقوه در داشتن تنوع لازم برای بازیابی از یک رویداد بیولوژیکی ویرانگر کافی نیستند.

بنابراین گونه‌های جدید مقاوم در یک سناریوی حمله موفقیت‌ آمیز ضروری خواهند بود زیرا زنگ گندم می‌تواند در طول زمستان دوام بیاورد و برای آلوده کردن محصول سال بعد زنده بماند. در طول جنگ سرد، مجموعه‌های ژرم ‌پلاسم بهتر ذخیره شده و قوی ‌تر بودند تا مقاومت در برابر عوامل بیماری ‌زای شناخته شده را تضمین کنند. این تلاش‌ها در دهه‌های اخیر عقب مانده‌اند. به عنوان مثال، گونه جدیدی از زنگ ساقه گندم در سال ۱۹۹۸ در اوگاندا پدیدار شد که معمولاً با نام Ug99 شناخته می‌شود. از آن زمان، دانشمندان تقریباً ۲۰۰۰۰۰ گونه گندم را برای مقاومت طبیعی در برابر ( Ug99 ) ارزیابی کرده‌اند که کمتر از ۱۰ درصد مقاومت کافی را نشان دادند. محققان تا سال ۲۰۱۷ ژنی را کشف کردند که در برابر ( Ug99) مقاومت ایجاد می‌کرد و امکان توسعه گونه‌های گندم را که به طور طبیعی قادر به زنده ماندن در برابر این بیماری بودند، فراهم می‌ نمود.

لازم به ذکر است که بحث ‌هایی پیرامون میزان خطر ناشی از فقدان فرضی تنوع زیستی وجود دارد. برخی از متخصصان آسیب‌شناسی گندم معتقدند که نگرانی‌ها در مورد کمبود تنوع زیستی در محصولات گندم آمریکایی اغراق ‌آمیز است. در حالی که گندم به عنوان یک گونه، تک ‌کشتی است و در هکتارهای زیادی در سراسر ایالات متحده کشت می‌شود، امروزه ده‌ها نوع گندم تجاری کشت می‌شود که درجه معقولی از تنوع ژنتیکی را در درون گونه فراهم می‌کند تا اثرات گسترده ناشی از بیماری یا شیوع آفات را کاهش دهد.

اگرچه قارچ‌ها به دلیل سهولت نسبی تکثیر و گسترش، محتمل‌ ترین شکل تهدید بیولوژیکی عمدی برای گندم هستند، اما سایر عوامل بیماری‌زا مانند ویروس‌ها و باکتری‌ها نیز می‌توانند بر محصولات غلات تأثیر بگذارند. دفاع در برابر ویروس‌ها مشکل ‌ساز است. اما درمان‌های ضد ویروسی عموماً به اندازه استفاده از مواد شیمیایی برای کنترل قارچ‌ها و باکتری‌ها مؤثر نیستند. به طرز نگران‌کننده‌ای، برنامه جنگ زیستی شوروی شامل تأسیساتی مستقر در ازبکستان، مؤسسه علمی-تحقیقات گیاه ‌شناسی آسیای مرکزی، بود که «بر بیماری‌های ویروسی گندم تمرکز داشت». این ادعاها توسط یک گزارش از طبقه‌ بندی خارج‌ شده آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده در سال ۱۹۷۷ هم تأیید می‌شود که بیان می‌کند برنامه جنگ زیستی ضد گیاهی شوروی بر روی ویروس‌های موزاییک رگه‌ای گندم و جو کار می‌کرده است .
یکی دیگر از سناریوهای اختلال عمدی در صنعت گندم می‌تواند شامل معرفی مخرب انگل‌های گندم باشد که حامل باکتری‌های مضر هستند. به عنوان مثال، (Rathayibacter tritici ) باکتری‌ای است که از طریق نماتدهای انگلی گندم را آلوده می‌کند و باعث ایجاد بیماری صمغ سمی می‌شود. اگرچه در حال حاضر در ایالات متحده وجود ندارد، اما معرفی ناقلین نماتد مرتبط به محصولات گندم آمریکایی حداقل می‌تواند منجر به قرنطینه صادرات گندم شود، زیرا شرکای تجاری از پذیرش محموله‌های غلات بالقوه آلوده خودداری خواهند کرد.

حمله بیولوژیکی علیه تولید گندم نیز می‌تواند به دلیل هزینه‌های ناشی از بازیابی، هدف جذابی برای دشمنان باشد. آفات و عوامل بیماری‌زا می‌توانند با سرعت چشمگیری پراکنده و تکثیر شوند و پتانسیل ایجاد ویرانی در بخش وسیعی از زمین‌های کشاورزی را فراهم کنند. به عنوان مثال، شیوع کوچکی از بیماری سیاهک کارنال در جنوب غربی آمریکا در سال ۱۹۹۶ منجر به ۲۵۰ میلیون دلار خسارت شد. در تگزاس، هزینه کاهش اثرات مورچه‌های آتشین غیربومی بر کشاورزی سالانه بیش از ۱.۲ میلیارد دلار است. هزینه‌های محافظت از محصولات کشاورزی در برابر یک حشره غیربومی حامل بیماری پیرس که از سال ۱۹۸۹ تاکستان‌های کالیفرنیا را گرفتار کرده است نیز قابل توجه است. فراتر از هزینه‌های بازیابی، شیوع عوامل بیماری‌زا می‌تواند به راحتی منجر به تحریم‌های تجاری نیز شود زیرا کشورهای مقصد در برابر خطر واردات گندم آلوده مقاومت می‌کنند. بنابراین، یک هجوم گسترده که به محصولاتی تجاری نظیر گندم آسیب می‌رساند، «می‌تواند منجر به خسارات اقتصادی بالقوه در ابعادی عظیم شود». یکی از اعضای سابق برنامه سلاح‌های بیولوژیکی شوروی با این نظر موافق بود و سلاح‌های بیولوژیکی ضد کشاورزی را «به‌ویژه مناسب» برای مختل کردن اقتصاد یک کشور هدف دانست.

هجوم‌های عمدی که کشاورزی را برای اهداف شوم، هدف قرار می‌دهند، بی‌سابقه نیستند. تحلیلگران به شدت به عوامل انسانی پشت شیوع ناتوان‌کننده قارچ ( Moniliophthor perniciosa ) ، که به عنوان بیماری جاروی جادوگر نیز شناخته می‌شود، در میان مزارع کاکائوی باهیا، برزیل، که از سال ۱۹۸۹ آغاز شد، مشکوک هستند. این حمله مشکوک که احتمالاً با انگیزه تمایل عاملان برای نابودی صنعت شکلات برای مجازات مالکان ثروتمند آن انجام شده بود، تقریباً مزارع کاکائوی منطقه را در طول دهه بعد از بین برد. تا سال ۲۰۰۱، «برزیل از سومین تولیدکننده برتر کاکائو در جهان به سیزدهمین تولیدکننده تبدیل شد. لذا با توجه به این پتانسیل برای بیوتروریسم پنهانی که هزینه‌های اقتصادی زیادی را به صنعت کشاورزی یک کشور تحمیل می‌کند، کشور متخاصم می‌تواند آن را به عنوان یک گزینه جذاب‌تر در نظر بگیرد، زیرا رقابت های استراتژیک را تشدید می‌ نماید.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *