یادداشت/
ضرورت بازتعریف جایگاه مدیریت کلان غذا در سازمان غذا و دارو؛ گامی راهبردی برای ارتقای سلامت جامعه

لینک کوتاه

https://agrofoodnews.com/?p=140234
زمان خواندن 5 دقیقه

سیناهاشمی رئیس هیات مدیره انجمن مسئولان فنی غذایی ، آرایشی و بهداشتی استان مرکزی

مطالبه امروز جامعه تخصصی غذا، تغییر افراد به‌تنهایی نیست؛ بلکه استقرار یک نظام مدیریتی شایسته‌محور است که در آن تخصص بر رابطه، تجربه بر ملاحظات غیرحرفه‌ای و منافع سلامت عمومی بر تصمیمات سلیقه‌ای اولویت داشته باشد.

در شرایطی که ایمنی و سلامت مواد غذایی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های سلامت عمومی و توسعه پایدار تبدیل شده است، بازنگری در ساختار مدیریتی حوزه غذا و تقویت جایگاه تصمیم‌گیری تخصصی در سازمان غذا و دارو، ضرورتی انکارناپذیر به شمار می‌رود.

کارشناسان و فعالان حوزه صنایع غذایی و بهداشتی معتقدند که مدیریت غذا نباید صرفاً به صدور مجوزها و نظارت‌های اجرایی محدود شود؛ بلکه باید در سطح کلان سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و تصمیم‌سازی، از جایگاهی متناسب با اهمیت این حوزه برخوردار باشد.

۱. چرا ایجاد یا تقویت جایگاه مدیریت کلان غذا در ساختار سازمان غذا و دارو اهمیت دارد؟

غذا صرفاً یک کالای مصرفی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر سلامت نسل‌هاست. بخش قابل‌توجهی از عوامل خطر بیماری‌های غیرواگیر، از جمله بیماری‌های قلبی‌عروقی، دیابت، چاقی و برخی سرطان‌ها، با الگوی تغذیه و کیفیت مواد غذایی ارتباط دارند.

بنابراین، مدیریت حوزه غذا باید از یک نگاه صرفاً اجرایی و مجوزمحور فراتر رفته و به یک جایگاه راهبردی در سیاست‌گذاری سلامت کشور ارتقا پیدا کند. چنین جایگاهی می‌تواند زمینه هماهنگی مؤثرتر میان سیاست‌های سلامت، تغذیه، تولید، نظارت و صنعت غذا را فراهم کند.

۲. این جایگاه مدیریتی چه تأثیری بر نظام نظارت بر صنایع غذایی خواهد داشت؟

یکی از ارکان اصلی نظام نظارت بر صنایع غذایی، مسئولان فنی و بهداشتی هستند که در خط مقدم کنترل کیفیت، اجرای الزامات بهداشتی و پیشگیری از مخاطرات تولید قرار دارند.

با این حال، ظرفیت تخصصی این گروه هنوز متناسب با مسئولیت و نقش واقعی آن‌ها در نظام نظارتی کشور مورد استفاده قرار نگرفته است.

ضروری است جایگاه مسئولان فنی از یک نقش صرفاً اجرایی و بعضاً تشریفاتی به جایگاهی مؤثر، حرفه‌ای و پاسخ‌گو در ساختار نظارت ارتقا یابد؛ به‌گونه‌ای که نظرات تخصصی آنان در تصمیم‌سازی‌های نظارتی و اصلاح فرآیندهای تولید مورد توجه قرار گیرد.

۳. آیا کاهش بوروکراسی در حوزه غذا به معنای کاهش نظارت است؟

قطعاً خیر. هدف از اصلاح فرآیندها، حذف نظارت نیست؛ بلکه حرکت از نظارت‌های غیرضروری، موازی و زمان‌بر به سمت نظارت هوشمند، علمی و مبتنی بر ارزیابی ریسک است.

بسیاری از فرآیندهای اداری در حوزه صدور مجوزهای بهداشتی نیازمند بازنگری هستند. تصمیم‌گیری‌های تخصصی، استفاده از ظرفیت کارشناسان مجرب، یکپارچه‌سازی فرآیندها و تفویض اختیار در چارچوب ضوابط می‌تواند ضمن حفظ سلامت مصرف‌کننده، مسیر فعالیت واحدهای تولیدی را تسهیل کند.

۴. چه ویژگی‌هایی باید در انتخاب مدیران کلیدی حوزه غذا مورد توجه قرار گیرد؟

حوزه غذا از پیچیدگی‌های علمی، فنی، صنعتی و نظارتی برخوردار است و اداره آن نیازمند تجربه میدانی، دانش تخصصی، شناخت صنعت و درک صحیح از مسئولیت‌های حاکمیتی است.

در چنین حوزه‌ای، انتخاب مدیران نباید تحت تأثیر روابط، ملاحظات غیرتخصصی یا صرفاً سوابق اداری قرار گیرد. شایسته‌سالاری، تخصص مرتبط، تجربه اجرایی، توان مدیریتی و استقلال در تصمیم‌گیری باید معیارهای اصلی انتصاب در جایگاه‌های کلیدی باشند.

تصمیم‌گیران متخصص و باتجربه می‌توانند فاصله میان سیاست‌گذاری و واقعیت‌های اجرایی صنعت را کاهش دهند و از اتخاذ تصمیماتی که بدون شناخت کافی از زنجیره تولید و نظارت انجام می‌شوند، جلوگیری کنند.

۵. چه انتظاری از ساختار مدیریتی آینده حوزه غذا وجود دارد؟

انتظار می‌رود مدیریت کلان غذا با برخورداری از اختیارات و مسئولیت‌های متناسب، بتواند چند مأموریت اساسی را دنبال کند:

ارتقای ایمنی و کیفیت فرآورده‌های غذایی و حفاظت از سلامت مصرف‌کنندگان.

مشارکت مؤثر در سیاست‌های پیشگیری و کاهش بیماری‌های غیرواگیر.

تقویت جایگاه حرفه‌ای و نظارتی مسئولان فنی و بهداشتی.

اصلاح و تسهیل فرآیندهای اداری و کاهش بوروکراسی غیرضروری.

استفاده از ظرفیت انجمن‌های تخصصی، دانشگاه‌ها و نخبگان صنعت غذا در تصمیم‌سازی‌ها.

توسعه نظارت هوشمند، یکپارچه و مبتنی بر ارزیابی ریسک.

استقرار نظام شفاف انتخاب مدیران بر اساس شایستگی و تخصص.

جمع‌بندی

امروز بیش از هر زمان دیگری، حوزه غذا نیازمند تحول در نگرش مدیریتی و ساختار تصمیم‌گیری است. ارتقای جایگاه مدیریت کلان غذا در سازمان غذا و دارو، صرفاً یک تغییر تشکیلاتی نیست؛ بلکه می‌تواند نقطه شروع تحولی اساسی در نظام سیاست‌گذاری، نظارت و صیانت از سلامت جامعه باشد.

باید پذیرفت که مدیریت حوزه‌ای با این سطح از اهمیت، نیازمند مدیرانی است که علاوه بر دانش تخصصی، تجربه واقعی، قدرت تصمیم‌گیری و شناخت عمیق از مسائل صنعت و نظام سلامت را داشته باشند.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *