اگروفودنیوز- پیش از اینکه اسم هرشی روی قفسهی هر سوپرمارکتی در دنیا بنشیند، میلتون هرشی سه بار کسبوکار شیرینیفروشی راه انداخت و هر سه بار شکست خورد. نه یک بار، سه بار. در فیلادلفیا، در نیویورک، حتی نزد عموی خودش هم امتحان کرد و هر بار سرمایهاش را از دست داد و از نو شروع کرد. چیزی که او را از خیلیهای دیگر جدا میکرد این نبود که هیچوقت شکست نخورد؛ این بود که هیچوقت شکست را دلیل کافی برای توقف نمیدانست.
نقطهی عطف زندگیاش وقتی رسید که تصمیم گرفت بهجای رقابت با همهی شیرینیسازها، فقط روی یک محصول تمرکز کند: شکلات شیر. در آن زمان شکلات شیر یک محصول لوکس و اروپایی بود که فقط طبقهی مرفه میتوانست بخرد. هرشی فرمولی پیدا کرد که تولید انبوه آن را ارزان میکرد و تصمیم گرفت آن را برای همه در دسترس کند، نه فقط برای عدهای خاص. این همان نکتهای است که کمتر کسی دربارهی برند هرشی میداند: موفقیتش نتیجهی اختراع یک طعم جدید نبود، نتیجهی دموکراتیزهکردن طعمی بود که قبلاً وجود داشت.
اما شاید جالبترین بخش داستان او، تصمیمی است که در اوج ثروتش گرفت. هرشی و همسرش صاحب فرزندی نشدند و او بهجای اینکه ثروتش را برای وارثی خانوادگی نگه دارد، بخش بزرگی از دارایی و حتی سهامش در شرکت را وقفِ مدرسهای برای کودکان یتیم و کمبرخوردار کرد؛ مدرسهای که تا امروز هم فعال است و هزاران دانشآموز را بدون هیچ هزینهای تحصیل داده. برای مردی که سه بار طعم شکست را چشیده بود، این تصمیم فقط خیرخواهی نبود؛ بهنوعی بازپرداخت فرصتی بود که خودش آرزویش را داشت و دیر به دستش آمد.
او حتی شهری برای کارگرانش ساخت؛ خانه، مدرسه، پارک و حملونقل عمومی، همه در کنار کارخانه، برای کسانی که شکلاتش را میساختند. در دورانی که اغلب کارخانهداران فقط به تولید بیشتر فکر میکردند، هرشی به این نتیجه رسیده بود که کارخانهای که کارگرانش در آن زندگی خوبی ندارند، در درازمدت هم دوام نمیآورد.
شاید بشود گفت میراث واقعی هرشی، شکلات نیست؛ ایدهای است که پشت آن پنهان شده: کسی که سه بار شکست خورد، بیشتر از هرکسی فهمید که ارزش واقعی یک محصول، وقتی معنا پیدا میکند که در دسترس همه باشد، نه فقط دارایی معدودی که از اول امکاناتش را داشتند.
کدام بیوگرافی یا داستان صنعت غذا را دوست دارید شمارهی بعدی این ستون باشد؟
دکتر امیرحسین اسکندری- عضو شورای سیاستگذاری گروه رسانه ای تولید و اقتصاد


































