یادداشت/
محاصره دریایی غذا، از زمستان شلغم تا بهار پرغم

لینک کوتاه

https://agrofoodnews.com/?p=132282
زمان خواندن 5 دقیقه

رامین امینی‌زارع در یادداشت خود مروری بر نقش اقتصاد، امنیت غذایی و مدیریت ریسک کشاورزی در تاب‌آوری کشورها، با نگاهی به تجربه تاریخی جنگ‌های جهانی و اهمیت تولید درون‌زا در دنیای امروز دارد.

رامین امینی زارع دانش آموخته دانشگاه تهران

اینک در فصل زیبای بهار که موسم شکفتن، روییدن وزایش است و طبیعت بی اعتنا به کشمکش ها وسیاستی که دردست مشتی اجامر در جهان گرفتار آمده است،می روید و می شکفد وجامه سبز برتن می کند، گواین که واژه “سیاست” شاید مظلوم ترین  کلمات در جهان باشد که کتاب لغت آن را این گونه معنی می کند: “سیاست در معنای عام هرگونه راهبرد، روش و مشی برای اداره بهتر هر امری از امور است ” اما گاه درطول تاریخ نیرنگ، فریب وانتفاع عده ای قلیل دربرابر خیرکثیر، جامه سیاست می پوشد وحقیقت را قربانی می کند. در زمانی نه چندان دور ودر فاصله حدود سه هزار کیلومتری ما، در اوت ۱۹۱۴ نیروی دریایی بریتانیا بی‌سروصدا حلقه‌ای را در اطراف آلمان شکل داد. این محاصره دریایی نه با نبردهای بزرگ، بلکه با کنترل مسیرهای تجاری، توقیف کشتی‌ها و قطع واردات مواد غذایی و مواد اولیه پیش می‌رفت.

آلمان پیش از جنگ، اقتصادی صنعتی اما وابسته به واردات بود. با بسته‌شدن مسیرهای دریایی، کمبود غذا به سرعت خود را نشان داد. زمستان ۱۹۱۷–۱۹۱۶ که به «زمستان شلغم» معروف شد، نماد همین بحران بود. مردم به‌جای سیب‌زمینی، شلغم می‌خوردند و سوءتغذیه به پدیده‌ای فراگیر تبدیل شد. کارخانه‌ها بدون پنبه، لاستیک و فلزات وارداتی از کار می‌افتادند و ارتش با کمبود مهمات روبه‌رو بود. پژوهشگران معتقدند این فشار اقتصادی تصمیم‌گیری سیاسی آلمان را رادیکال‌تر کرد و رهبران نظامی برای شکستن محاصره، به جنگ زیردریایی روی آوردند.

در جنگ جهانی دوم، آلمان با تجربه جنگ اول وارد میدان شد، اما این‌بار نیز نتوانست وابستگی خود به واردات را از میان بردارد. بریتانیا و سپس آمریکا، از همان سال‌های نخست، راهبردی مشابه اما بسیار پیچیده‌تر را اجرا کردند: قطع شریان‌های دریایی رایش سوم.

در این جنگ، نبرد در دریاها شدیدتر بود. زیردریایی‌های آلمانی (U-boats) در اقیانوس اطلس به کشتی‌های متفقین حمله می‌کردند، اما در نهایت این آلمان بود که زیر فشار قرار گرفت. از ۱۹۴۳ به بعد، با برتری هوایی و راداری متفقین، ناوگان تجاری آلمان و متحدانش یکی پس از دیگری نابود شد. نفت رومانی، سنگ‌آهن سوئد، غلات اوکراین و مواد اولیه اسکاندیناوی دیگر به‌راحتی به کارخانه‌های رایش نمی‌رسید. در داخل کشور، کارخانه‌ها بدون سوخت و مواد اولیه از کار ‌افتادند، قطارها متوقف ‌شدند، و ارتش در جبهه شرق و غرب با کمبود شدید تدارکات روبه‌رو شد.

به عبارتی در هر دو جنگ، آلمان نه با یک نبرد بزرگ دریایی، بلکه با قطع تدریجی جریان کالا شکست خورد. دریا که برای قدرت‌های صنعتی شریان حیاتی است، به ابزاری برای فشار اقتصادی تبدیل شد و نه‌فقط ارتش، بلکه زندگی روزمره مردم را نیز هدف قرار داد.(دنیای اقتصاد-۶۵۴۶)

از تاریخ که بگذریم، روزگار وزمانه ما و وضعیت تولید و مراودات مرزی دیگر گونه است. اینک هر کشوری که بتواند با اتکا به اقتصاد درون‌زا، دانش فنی، تدبیر و برنامه‌ریزی مناسب و برخورداری از سرمایه اجتماعی و ارتباط موثر با جامعه کشاورزی و تولیدی، غلات، پروتئین، حبوبات، لبنیات و غذای خود را تامین کند، دست بالا را در تامین امنیت غذایی به عنوان رکن وثیق امنیت ملی خواهد داشت.

اهتمام مضاعف دولت ها به تامین مالی بخش کشاورزی کشورها توسط بانک کشاورزی هرکشور و مدیریت ریسک‌های مالی از طریق سازکار بیمه کشاورزی در هر سوی جهان، می‌تواند زمینه تاب آوری تولید را در برابر تکانه‌های اقتصادی و تنش‌های محیطی و اقلیمی تاحد قابل ملاحظه‌ای هموار سازد. سخن آخر این که آرزو بر جوانان عیب نیست که تابش آفتاب دوستی و خردمندی را در بام جهان امروز جستجو کنند و مردمانی که در اکناف جهان دشمنی با یکدیگر ندارند از جور سیاست پیشگان دمی بیارامند.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *