نویسنده: دکتر حسین شیرزاد ، تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی
تجارب تلخ جهانی نشان داده که خودکفایی غذایی معادل امنیت غذایی نیست، حتی پیش نیاز امنیت غذایی هم نیست. در حال حاضر امنیت غذایی کشور تحت تأثیر جنگ اخیر تحمیلی از سوی اتحاد آمریکا صهیونی بر علیه ایران، تغییر اقلیم، گرمایش جهانی، بلایای طبیعی و انسان ساز قرار گرفته است. پیش بینیهای تغییر اقلیم نشان میدهد که تعداد و شدت بلایای طبیعی در ایران با احتمال وقوع بحرانهای غذایی در آینده افزایش مییابد و محدودیتهای تجاری بین المللی در کنار تنگناهای ژئوپلیتیک نظیر جنگ اخیر نیز با محدود کردن عرضه و نوسانات شدید قیمتی ، شدت هر بحران غذایی را تشدید میکند. طرفه اینکه تأثیر عمده تغییرات آب و هوایی بر عرضه مواد غذایی احتمالاً باعث کاهش سرعت رشد و افزایش بیثباتی تولید غلات در کشور و فقر مزمن دهکهای پایین درآمدی و مآلا ناامنی غذایی در جامعه میشود، این در حالی است که میانگین دمای بالاتر فصل رشد را کوتاه میکند و عملکرد محصول را کاهش میدهد. از یاد نبریم که سرعت تند تغییرات آب و هوایی به دلیل رابطه غیرخطی بین عملکرد و تنشهای بیوفیزیکی، تأثیر منفی بیشتری بر عملکرد محصول خواهد داشت. هنگامی که دما از یک آستانه بحرانی فراتر رود، محصولات زراعی متحمل آسیب شدید شده و منجر به کاهش سریع تولید می شوند با کمبود روزافزون منابع آب، کوچک شدن زمین های کشاورزی ناشی از صنعتی شدن، شهرنشینی، آلودگی محیط زیست و تخریب اراضی، همراه با بروز و شدت بیماری های گیاهی و آفات حشرات، و همچنین بلایای طبیعی شدیدتر ناشی از تغییرات آب و هوایی مانند آتش سوزی جنگل ها، طوفان های شن و گرد و غبار، طوفان، بارندگی های نامنظم، به موازات تلفات تنوع زیستی، آلودگی هوای انسانی و محدودیتهای غیر قابل پیش بینی بیوفیزیکی قطعا منجر به کاهش عملکرد محصول میشود. در نتیجه، این پتانسیل وجود دارد که ممکن است در آینده رشد عرضه غذا قادر به پاسخگویی به تقاضای جمعیت در حال رشد نباشد، این پدیده در بلندمدت قیمتهای جهانی غذا را بیشتر افزایش میدهد. در قضیه منظومه کشاورزی کشور ما نیز بیش از ۹۰٪ از محصولات زراعی فعلی در ایران از طریق کشاورزی آبی برداشت میشوند که بسیار بالاتر از میانگین جهانی معادل ۲۰ درصد است. که نشان میدهد کشاورزی در ایران به شدت به آبیاری و ترویج سیستم های مدرن و سازگار آبی وابسته است. برداشت فعلی آب برای کشاورزی ۸۰ میلیارد متر مکعب است که ۸۶ درصد از مصرف آب کشور را تشکیل میدهد طبق برآوردهای وزارت نیرو ، سطح مجاز، یعنی پایدار، برداشت آب کشاورزی، ۶۱.۷ میلیارد متر مکعب در سال است و ما با منابع آبی – خاکی پایدار رفتار نمی نماییم. مشکلاتی مانند ناپدید شدن تالابها، دریاچهها و رودخانهها، کاهش سطح آبهای زیرزمینی، خشک شدن چاهها، فرونشست زمین، طوفانهای گرد و غبار و آسیب به اکوسیستم، کشاورزی و محیط زیست در یک مارپیچ ناپایداری قرار دارند .به همین دلیل، برنامههای فوری برای عقب نشینی از برخی از سیاستهای نادرست خودکفایی در گذشته و کاهش مصرف آب در کشاورزی قبل از اینکه عواقب زیست محیطی و فرسایش تمدنی آن غیرقابل برگشت شود، مورد نیاز است. کاهش برداشت آب برای کشاورزی ممکن است چالش تولید کافی غذا را تشدید کند و ناامنی غذایی را افزایش دهد. بنابراین کشور سریعا به یک تغییر پارادایم در سیاست امنیت غذایی در کشاورزی به کمک استفاده از فنآوری های سطح بالا و نوآوری و ابداعات در زنجیره تامین غذای ملی نیاز دارد.
چرا خودکفایی به معنای امنیت غذایی نیست؟
خودکفایی در تولید مواد غذایی به این معنی است که یک ملت قادر به تولید غذای کافی برای تأمین نیازهای غذایی جمعیت خود بدون نیاز به واردات مواد غذایی اضافی باشد. با این حال، اگر ملتی نتواند آن غذا را به طور کافی در بین جمعیت توزیع کند یا اگر آن سطح از تولید مواد غذایی ثابت نباشد، آن ملت امنیت غذایی ندارد. بنابراین امنیت غذایی چیزی بیش از خودکفایی است. در واقع، آخرین تحقیقات نشان میدهد که خودکفایی، اگر به طور نادرست دنبال شود، میتواند به جای افزایش بهره وری اقتصادی ، منابع یک ملت را به خطر بیندازد. خودکفایی غذایی کشور معمولا به عنوان نسبت (یا درصد) بین تولید ملی غذا و تقاضای ملی غذا تعریف میشود. نوسانات اخیر قیمتهای بینالمللی مواد غذایی، بیاعتمادی بسیاری از کشورهای واردکننده مواد غذایی را نسبت به بازارهای بینالمللی به عنوان تأمینکنندگان مواد غذایی مقرونبهصرفه تقویت کرده است. یک پاسخ ممکن، کاهش وابستگی به واردات مواد غذایی است. بنابراین نگرانی در مورد امنیت غذایی به نگرانی در مورد خودکفایی غذایی تبدیل میشود . اما امنیت غذایی و خودکفایی غذایی دو مفهوم علمی متفاوت هستند و حتی میتوانند در تضاد با هم باشند. مهم است که بین خودکفایی و امنیت غذایی تمایز روشنی قائل شویم. خودکفایی تضمینکننده امنیت غذایی نیست. تولید داخلی در صورت وجود منابع کافی، به دسترسی به غذا کمک میکند، اما تضمین نمیکند که مردم به غذای مقرون به صرفه و مغذی دسترسی داشته باشند. همچنین این سیاست، در برابر فصول نامناسب و دورههای برداشت کم، از مردم محافظت نمیکند. امنیت غذایی زمانی حاصل میشود که همه مردم در هر زمان به غذای مقرون به صرفه، کافی و مغذی دسترسی داشته باشند. پس در مقام واقعیت ، تعادل سالمی بین دسترسی و تابآوری مورد نیاز است.کشورهایی که در امنیت غذایی عملکرد خوبی دارند، معمولاً لجستیک قوی غذایی، زنجیرههای تأمین پیچیده، زیرساختهای حمل و نقل مدرن، بنادر مدرن، زنجیره های ارزش متوازن و محیطهای نظارتی شفاف و قابل پیشبینی دارند. سنگاپور نمونه خوبی از این مورد است که با وجود خودکفایی کم یا بدون خودکفایی، در آخرین شاخص جهانی امنیت غذایی رتبه برتر را کسب کرده است. اصرار بر رویکرد خودکفایی میتواند سرمایه را از فعالیتهای سودآورتر، مانند صنعت و خدمات و هر چه غیر کشاورزی، منحرف کند و با افزایش هزینههای انرژی، هزینه تولید مواد غذایی را افزایش دهد. بحران آب ایران که به دلیل چندین دهه تحریم، الگوی کشت غلط، سوء مدیریت منابع محلی، رشد سریع جمعیت، توزیع نامناسب فضایی و پیامدهای خشکسالی طولانی تشدید شده است، وارد مرحله فوق بحرانی شده است. نظرات نوشته شده کمبود آب و تلاش های ناموفق برای رفع آن به خوبی مستند شده است. این مشکلات منجر به ساخت سدهای بزرگ و پروژه های آبیاری پرمصرف شده است که متاسفانه در ایران به خشک شدن رودخانه ها و مخازن آب زیرزمینی کمک کرده است. چنانکه از حدود ۱۰ سال پیش درگیری با کشورهای همسایه و استانهایی که در مناطقی کم آب به سختی آسیب دیده اند بر سر “پدیده کم آبی” آغاز شده است. از سویی تخریب خاک هم به افزایش گرد و غبار و طوفان های شن و آلودگی هوا کمک کرده است .کشور ما سالانه یک میلیون هکتار به دلیل بیابان زایی از دست می دهد تداوم پروژههای زیربنایی هیدرولیکی و بهره برداری بیش از حد از منابع آب زیرزمینی که بحران آب ایران را تشدید میکند احتمالاً به افزایش تهدیدات بیابانزایی کمک میکند. بدون پیشرفتهای اساسی در تکنولوژی سازگار، کاهش شکاف فنآوری، نحوه صحیح اجرای الگوی کشت، تخصیص هیدرومدول ها ومدیریت بهینه آب کشور هیچ بهبودی حاصل نخواهد شد. از دوسال قبل دمای هوا در ایران به بالاترین حد خود رسیده، رودخانه ها و دریاچه ها در حال خشک شدن هستند و خشکسالی های طولانی مدت در حال تبدیل شدن به یک امر عادی است که نشان دهنده بحران های شدید آبی است که بسیاری از پهنه های زراعی و خاک کشور را به گرد و غبار تبدیل می کند. بیابان زایی ایران با سرعتی سرسام آور در حال وقوع است و باید بپذیریم که ۹۰ درصد زمین کشاورزی کشور در مناطق خشک یا نیمه خشک است. با تمام تفاسیر فوق، الان و فقط در مقطع حساس کنونی ، فصل تغییر پارادایم، انگاره ها، مدلها و الگوهای ناکارآمد گذشته است. ناپایداری موفقیت ها در گذشته ایران در خودکفایی گندم، آسیبپذیری آینده آن در برابر ناامنی غذایی را منعکس میکند، زیرا تقاضا برای محصولات غیرخوراکی و نهاده های تولیدی برای دو صنعت مرغداری و دامداری به شدت در حال افزایش است. ایران احتمالاً در برنج و گندم تا سطوح قابل قبولی به نزدیکی مرزهای خودکفا خواهد رسید، اما همچنان برای علوفه، جو، سویا و ذرت به کشورهای دیگر وابسته خواهد ماند تا اشتهای رو به رشد خود را برای گوشت و لبنیات برآورده کند. سناریوی امنیت غذایی و تغذیه میتواند به دلیل فشارهای جمعیتی همراه با تغییرات اقلیمی، آلودگی شدید، کاهش زمینهای زراعی و تخلیه سفرههای آب بدتر شود. از سویی ، نسبت جمعیتی که در تولید مواد غذایی دخیل نیستند، همچنان افزایش یافته و همچنین مصرفکنندگان شهری که انتخاب رژیم غذایی آنها بیشتر به انرژی، آب و زمین وابسته است، افزایش خواهند یافت. صنعتی شدن نامتوازن و مدیریت ضعیف منابع زمین و آب ممکن است در آینده هزینههای سنگینی داشته باشد، زیرا آلودگی خاک و آب در حال حاضر تهدیدات جدی برای ایمنی و امنیت غذایی ایجاد میکنند. اتخاذ تکنیکهای تشدید پایدار و توسعه استراتژیهای بهتر بازار باید با اقدامات سیاستی سطح بالا ، اراده قوی سیاسی برای عمل بهتر، نهادسازی، ظرفیت سازی” بافری –راهبردی”، توانمند سازی جوامع محلی، استفاده از توان همه متخصصان، تقویت اجرای قوانین کشت نوین، کشاورزی دیجیتال و رعایت ملاحظات زیست محیطی و الزامات آنها برای مقابله با چالشهای امنیت غذایی در آینده نزدیک همراه باشد. تا دیر نشده باید طرحی نو برای مدیریت جامع و پایدار کشاورزی این کشور ریخت.




































