یادداشت/ چالش‌های اتاق بازرگانی به قلم سیدمصطفی هاشمی طبا

لینک کوتاه

https://agrofoodnews.com/?p=103925
زمان خواندن 4 دقیقه

وزیر اسبق صنایع در یادداشتی عنوان کرد: بهانه‌های لغو انتخابات اتاق بازرگانی به هیچ وجه قانع کننده نیست

سید مصطفی هاشمی طبا
رییس شورای سیاست‌گذاری ماهنامه کارآفرینی و صنعت غذا

بی تردید وجود تشکل های صنفی و مردمی می تواند رابطی بین حاکمیت سیاسی کشور و مردم باشد و در تمام دنیا و بخصوص کشورهای پیشرفته از این امکان نهایت استفاده شده است، این تشکل ها در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، صنعتی، ورزشی و امور مشابه فعالیت می نماید و در حقیقت همواره باری از دوش دولت های مربوطه برداشته اند.

در کشورهای هنوز توسعه نیافته دولت ها خود را ابرقدرت دانسته و مایلند به همه امور مردم دخالت نمایند و همین دخالت در همه امور باعث می شود که به کارهای اساسی که بصورت بدیهی از وظایف آنان است غافل بمانند و بدلیل گستردگی کار دچار مشکلات مختلف و از جمله کسر بودجه سنواتی شوند.

تدوین اصل ۴۴ قانون اساسی در زمان گذشته ناشی از همین تفکر بود و علیرغم آنکه در سیاست های اجرائی اصل ۴۴موضوع به نحو دیگری منعکس گردید اما هنوز لایه های آن تفکر علیرغم تظاهر به اتکا به مردم وجود دارد.

تضعیف نهادهای مردمی (NGO) موجب می گردد که رغبت مردم و فعالان اجتماعی به حضور در صحنه کمرنگ شود و تنها نهادهای رسمی به خود صفت مردمی اطلاق نمایند در حالیکه دولت ها در کشور ما همیشه می خواهند سایه شان بر سر نهادهای خصوصی قرار گیرد.

از جمله این نهادهای صنفی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران است که همواره دولت ها آرزوی تسلط بر آن را داشته اند و مایلند فردی از جنس همان دولت بر اتاق حکم براند، در حالیکه اعضای اتاق نوعا افراد با تجربه، نخبه، کارآفرین و توانمند هستند و خود می توانند برای بخش های خصوصی تصمیم گیری نموده و از رهنمودهای خود دولت ها را بهره مند سازند، دولت ها خود را عقل منفصل این آدم ها می دانند در حالیکه دولت ها برعکس باید آنان را عقل های منفصل خود بدانند. آدم هائی که عمرشان را به پای کار و تلاش خود صرف کرده اند .

بهانه‌هائی برای لغو انتخابات اتاق بازرگانی به هیچ وجه قانع کننده نیست و صرفا بدلیل آنست که فکر می کنند آدم یا آدم های انتخاب شده، آدم آنها نیستند والا با اندکی دقت و حداکثر با اندکی غمزعین می توانستند انتخابات را تحمل کنند و اطاق که همه چیز آن عیان است به کار خود بپردازد.

می گویند که مدرس با پادشاهی رضاخان مقابله و مخالفت می کرد سرانجام رضا خان به مدرس گفت حرف حسابت چیست، می گویند مدرس به رضاخان گفت می خواهم تو نباشی. حالا حکایت همان میخواهم تو نباشی است و استدلال به برخی مقررات که درست هم نیست برای اینست که می خواهند تو نباشی.

این در حالیست که جامعه ایران همانند کاشی کاری های معرق مساجد و اماکن متبرکه است یعنی قطعات ریز و گاهی بی شکل و بی معنی وقتی در کنار هم می نشینند (و به آن تکنیک معرق می گویند) آیه قرآن با حدیث یا  طرحی اسلیمی بسیار با معنی و زیبا را می سازد. اگر فقط رنگ سبز یا آبی آن یا برخی قطعات انتخاب شود هرگز معنی یا اندیشه ای از آن مستفاد نمی شود. به این می گویند وحدت در کثرت. انتخاب برخی افراد ایران را رستگار نمی کند بلکه سطح معرق ایران متشکل از همه ایرانیان است که به ایران رستگاری ارزانی میدارد و نه فقط برخی آدم ها. به انتخاب مردم و گروه های صنفی و شغلی باید احترام گذارد.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *