(کریدور امنیت غذایی در سراسر شورای همکاری خلیج فارس، آسیای جنوبی و آفریقا)
به قلم: حسین شیرزاد “تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی”
فرسایش ناشی از استخراج آب از سفرههای زیرزمینی تجدیدناپذیر در کشورهای حاشیه خلیج فارس، سرمایهگذاران خلیجفارس را وادار کرده است تا مزارع خود را از دشت به سواحل دریایی منتقل کنند. این یک ویژگی حیاتی و در عین حال کمتر مورد بحث اقتصادهای خلیج فارس است. امارات متحده عربی به طور خاص سرمایه گذاری های کشاورزی در مقیاس بزرگ را در مصر، اتیوپی و سودان جنوبی انجام داده است. به طور معمول، این اراضی برای کشت محصولات پر آب اجاره داده می شود. شبکه های لجستیکی امارات متحده عربی، عربستان و قطر برای غلبه بر محدودیت های سرزمینی این کشورها ضروری بوده اند. رواج این سیاست در زمینه دیپلماسی غذایی شورای همکاری خلیج فارس قابل توجه است. زیرا کشاورزی داخلی به دلیل شرایط محیطی خشک محدود شده است. با این وجود در سال ۲۰۲۲، شاخص جهانی امنیت غذایی، تمام کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) را در بین ۵۰ کشور برتر جهان از نظر امنیت غذایی قرار داد. جالب اینجاست که تمام کشورهای شورای همکاری خلیج فارس حتی بالاتر از هند و برزیل، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان مواد غذایی در جهان ، قرار گرفتند . این موفقیت در سال ۲۰۲۴ هم تکرار شد. اهمیت این موضوع در آن است که درجه بالایی از امنیت غذایی، برای منطقهای که ۸۵ درصد از مواد غذایی خود را وارد میکند به معجزه مدیریت کلان غذا شبیه است. این موضوع در بیانیه مریم حرب المهیری، وزیر امنیت غذایی امارات متحده عربی، مورد تأکید قرار گرفت : «از آنجایی که امنیت غذایی یک چالش فوری برای امنیت منابع امارات متحده عربی است، ما علاقه زیادی به افزایش بهرهوری کشاورزی از طریق اتخاذ روشهای جدید و تنوعبخشی به الگوی سرمایهگذاری کشاورزی در خارج از کشور (…) برای حمایت از توسعه پایدار و پر کردن شکاف تغذیهای داریم». در حالی که سیاست تجارت دوجانبه بین آفریقا-GCC و آسیای جنوب شرقی-GCC دستور کار امنیت غذایی را پیش برده است، یک مشارکت سهجانبه در دیپلماسی غذایی بین آسیای جنوبی، خلیج فارس و آفریقا شکل گرفته تا به «تنوعبخشی به سرمایهگذاری کشاورزی در خارج از کشور» در راستای نیل به امنیت غذایی و حمایت از یک کریدور غذایی جامع در سه منطقه کمک نماید.
مشارکتهای تجاری در جنوب آسیا در مقابل سرمایهگذاریهای مستقیم در آفریقا
واردات مواد غذایی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در سال ۲۰۲۲ به ۳۴.۱۵ میلیون تن رسید که عربستان سعودی و امارات متحده عربی حدود ۸۰٪ از کل واردات کشاورزی منطقهای را تشکیل میدهند. آسیای جنوبی (به ویژه هند) بر صادرات مواد غذایی به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس تسلط دارد. این تجارت مواد غذایی توسط مشارکتهای تجاری ساختاریافته که بر دسترسی به بازار تمرکز دارند، تسهیل میشود. به عنوان مثال، در سال ۲۰۲۲، امارات متحده عربی و هند در طول توافقنامه مشارکت اقتصادی جامع (CEPA) با یک کریدور امنیت غذایی ۷ میلیارد دلاری موافقت کردند که مزارع هند را مستقیماً به بنادر امارات متحده عربی متصل میکرد و تجارت مواد غذایی بین دو کشور افزایش یافت. مشارکتهای مشابهی را میتوان از طریق کمربند آسیای جنوبی-شورای همکاری خلیج فارس مشاهده کرد که در آن پاکستان یک توافقنامه تجارت آزاد (FTA) با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با تمرکز بر واردات مواد غذایی امضا کرد. این مشارکتها از سیستمهای کشاورزی و زنجیرههای تأمین تثبیتشده آسیای جنوبی بهره میبرند. انواع محصولات پربازده و تکنیکهای کشاورزی اصلاحشده مورد استفاده در آسیای جنوبی، همراه با متخصصین آنها در مدیریت مؤثر آفات و لجستیک زنجیره سرد، به تولید و انتقال کارآمد مواد غذایی به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس کمک میکنند. بنابراین، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، ضمن تعامل با جنوب آسیا، واردکننده مواد غذایی هستند که از پیشرفت های سیستمهای کشاورزی موجود استفاده میکنند. در مقابل، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (GCC) بیشتر درگیر تولید و حمل و نقل مواد غذایی در آفریقا هستند. این موضوع توسط کارشناسان بین المللی تجارت غذا برجسته شد: «آنها [کشورهای شورای همکاری خلیج فارس] میخواهند محصولات متنوع را در اینجا تولید کنند، به خلیج فارس ببرند و سپس آن را ذخیره کنند تا امنیت غذایی را افزایش دهند.» در نتیجه، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با خرید مستقیم زمین در آفریقا که ۶۰ درصد از زمینهای زراعی کشت نشده جهان را در خود جای داده است، امنیت غذایی خود را افزایش دادهاند. تقاضای مواد غذایی در خلیج فارس بسیار متفاوت است، به طوری که واردات کشاورزی امارات متحده عربی (۳۹ میلیارد دلار) و عربستان سعودی (۲۰ میلیارد دلار) از آفریقا بسیار بیشتر از کشورهایی مانند قطر (۱٫۵ میلیارد دلار) و عمان (۶۶۷ میلیون دلار) است. این موضوع در میزان سرمایهگذاری کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در آفریقا منعکس شده است. عربستان سعودی و امارات متحده عربی به طور قابل توجهی سرمایهگذاریهای زمینی و مزارع سبز بیشتری دارند . از این رو، شورای همکاری خلیج فارس با آفریقا دیپلماسی یکپارچه در کشت فراسرزمینی دارند. در حالی که امارات متحده عربی، عربستان سعودی، قطر و کویت همگی زمینهای کشاورزی بزرگی در سودان دارند، کنیا و تانزانیا به ترتیب سرمایهگذاریهای کشاورزی بیشتری از قطر و عربستان سعودی دریافت میکنند. این زمینها برای کشت محصولاتی مانند غلات و میوهها استفاده میشوند که متناسب با نیازهای غذایی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هستند. به عنوان مثال، شرکت سعودی استار یک مزرعه برنج به مساحت ۱۵۰۰۰ هکتار در اتیوپی توسعه داده است و قصد دارد مساحتی تا ۵۰۰۰۰۰ هکتار را زیر کشت ببرد. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس ضمن کشت این زمینها، تکنیکهای کشاورزی مدرن را برای افزایش عملکرد محصول معرفی کردهاند. علاوه بر این، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس اغلب زیرساختهای پشتیبانی کشاورزی مانند سیستمهای آبیاری و لجستیک سیلویی بنادر را توسعه میدهند که زنجیرههای تأمین را تقویت میکنند. صندوق توسعه قطر، تأسیسات آبیاری با انرژی خورشیدی را در سنگال تأمین مالی میکند ، در حالی که شرکت دیپی ورلد بنادر و مراکز لجستیک را در ۹ کشور آفریقایی اداره میکند. این سرمایهگذاریها همچنین به واحدهای فرآوری کشاورزی در آفریقا گسترش مییابد و امکان تولید محصولات با ارزش افزوده را فراهم میکند که قبل از صادرات، نیازهای کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را برآورده میکنند. بنابراین، در جنوب آسیا، تأکید بر بهبود دسترسی به بازار و استفاده از سیستمهای کشاورزی موجود است، در حالی که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس مستقیماً در کشاورزی آفریقا سرمایهگذاری میکنند تا زیرساختها را از صفر بسازند. این رویکرد از نقاط قوت منحصر به فرد این مناطق بهره میبرد که همانا ” صنعت بالغ تولید مواد غذایی در جنوب آسیا و زمینهای زراعی وسیع در آفریقا”میباشد.
دیپلماسی غذایی سه جانبه در آسیای جنوبی-خلیج فارس-آفریقا
رویکرد شورای همکاری خلیج فارس به امنیت غذایی در جنوب آسیا و آفریقا، فرصتهایی را برای مثلثسازی نشان میدهد: همکاری همزیستی بین جنوب آسیا، شورای همکاری خلیج فارس و آفریقا برای ترکیب نقاط قوت مربوطه برای سود متقابل. آسیای جنوبی از تخصص پیشرفته کشاورزی بهره میبرد، شورای همکاری خلیج فارس منابع مالی را فراهم میکند و آفریقا زمینهای زراعی وسیع و بکر را در اختیار دارد. پیشرفتهای تکنولوژیکی آسیای جنوبی در کشاورزی مانند نرمافزار مدیریت محصول و بذرهای اصلاحشده ژنتیکی، راهحلهایی برای عقبماندگی مداوم بهرهوری در کشاورزی آفریقا ارائه میدهند. مطالعهای توسط شورای آتلانتیک نشان میدهد که تکرار افزایش بهرهوری حاصل از انقلاب سبز هند در دهه ۱۹۶۰ میتواند تا سال ۲۰۳۰،بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار به اقتصاد آفریقا اضافه کند. این مطالعه همچنین گزارش میدهد که بخش کشاورزی هند چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی و مکانیزاسیون محدود را با آفریقا به اشتراک میگذارد. از این رو، راهحلهایی که در آسیای جنوبی مفید بودهاند، میتوانند به آفریقا کمک کنند. در نتیجه، شرکتهای فناوری کشاورزی جنوب آسیا میتوانند بازده مزارع تحت حمایت شورای همکاری خلیج فارس در آفریقا را بهبود بخشند. چنین مشارکتهایی همچنین به تهدیدات فزاینده تغییرات اقلیمی که به طور فزایندهای زمینها را در معرض خطر حاشیهنشینی قرار میدهد، رسیدگی خواهد کرد. اهمیت چنین همکاریهایی توسط دکتر اسمحانه الوافی از مرکز بینالمللی کشاورزی زیستی (ICBA) نیز تکرار شد: «منابع طبیعی بیشترین آسیبپذیری را در برابر تغییرات اقلیمی دارند، بنابراین ما باید از آنها محافظت کنیم، به چالشهای پیش روی مردم در محیطهای حاشیهای رسیدگی کنیم و محصولات را متنوع کنیم. اما ما فقط میتوانیم این کار را از طریق مشارکت انجام دهیم. حمایت از همکاریهای مشابه جنوب-جنوب با صندوق توسعه سرمایه سازمان ملل متحد که برای گسترش فناوریهای کشاورزی هند به آسیا و آفریقا تلاش میکند، از سال ۲۰۲۲ رو به افزایش بوده است . با این حال، این مشارکتها محدود و متمرکز بر هند-آفریقا هستند. گسترش این مشارکتها میتواند به سایر کشورهای آسیای جنوبی، به ویژه اقتصادهای کشاورزی قویتر مانند پاکستان و بنگلادش، برای دسترسی به بازارهای جدید کمک کند. سهجانبهسازی این مناطق مزایای مهمی برای همه دارد. برای جنوب آسیا، این مشارکت بازارهای جدیدی را برای سنجش نوآوریهای کشاورزی و افزایش رشد مبتنی بر صادرات و گسترش همکاریهای موجود باز میکند. به عنوان مثال، ۱۰۰۰۰۰ دستگاه پمپ کیرلوسکار هندی در امتداد رودخانه نیل برای سرسبز کردن زمینهای بیابانی مصر کار میکنند. با وجود مطلوبیت این مشارکتها، چالشهایی همچنان باقی است، همانطور که فلیکس ماتاتی، وزیر بازرگانی، تجارت و صنعت زامبیا، خاطرنشان کرد : «[کشورهای] آفریقایی سرمایهگذاری هند را ترجیح میدهند زیرا ما یکدیگر را درک میکنیم. شما فناوری مقرون به صرفهای دارید که ما میخواهیم. ما میتوانیم یکدیگر را بهتر درک کنیم زیرا هر دو از جنوب هستیم. تجارت هند و آفریقا فاقد دید واضح بوده است. ما میخواهیم این را تغییر دهیم». فقدان تعاملات تجاری ساختاری بین دو منطقه و کسری زیرساختهای آفریقا مانع از کارایی تجارت میشود. اینها دقیقاً همان شکافهایی هستند که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با توجه به سرمایهگذاریهای سنگین خود در زیرساختها و زمینهای کشاورزی آفریقا، برای رسیدگی و ترویج مشارکتهای سهجانبه مجهز هستند. پتانسیل حاضر در خلیج فارس میتواند هم این مشارکتها را تسهیل کند و هم از آنها بهرهمند شود. این امر با افزایش بهرهوری زمین و تضمین سهم در فناوریهای نوظهور کشاورزی، امنیت غذایی شورای همکاری خلیج فارس را تقویت میکند. تقویت ثبات اقتصادی در آفریقا و جنوب آسیا همچنین به شورای همکاری خلیج فارس کمک میکند تا شرکای تجاری پایدار و اهمیت ژئوپلیتیکی به دست آورد. فراتر از امنیت غذایی، این مشارکتها بر اساس جاهطلبیهای موجود شورای همکاری خلیج فارس، به ویژه امارات متحده عربی و عربستان سعودی، برای تبدیل شدن به یک قطب لجستیک جهانی بنا شدهاند. آفریقا همچنین از توسعه کشاورزی شتابیافته حاصل از این امر، بدون سرمایهگذاریهای سنگین تحقیق و توسعه که معمولاً برای چنین پیشرفتهایی مورد نیاز است، سود میبرد. تزریق شیوههای فنآورانه اثباتشده از جنوب آسیا، با حمایت سرمایه شورای همکاری خلیج فارس، میتواند به آفریقا کمک کند تا بر چالشهای دیرینه بهرهوری غلبه کند و رشد را بهبود بخشد. اگرچه این فناوریها ممکن است ابتدا در زمینهای کشاورزی تحت حمایت شورای همکاری خلیج فارس به کار گرفته شوند، اما از طریق انتقال دانش بین جمعیتهای محلی، مزایای سرریز مهمی خواهند داشت.
چهار رکن که امکان سهجانبهسازی تجارت کشاورزی را فراهم میکند
اگرچه مزایای این سهجانبهگرایی آشکار است، اما تعریف ارکانی که میتوانند چنین مشارکت سهجانبهای را ممکن سازند، مهم است و چهار رکن اساسی وجود دارد: مذاکرات به رهبری شورای همکاری خلیج فارس، مشارکتهای تجاری ساختاریافته، ادغام با چارچوبهای تجاری موجود و مشارکت بخش خصوصی در تجارت مواد غذایی. این ارکان به صورت جداگانه کار نخواهند کرد، بلکه برای تقویت رویکرد سهجانبهگرایی با هم همکاری میکنند. با تکیه بر رکن اول، رهبری شورای همکاری خلیج فارس در تسهیل مذاکرات بین آسیای جنوبی و آفریقا برای ایجاد توافقنامههای تجارت آزاد جامع که یک کریدور امنیت غذایی یکپارچه در سراسر سه منطقه ایجاد میکند، محوری خواهد بود. برای تقویت رکن دوم مشارکتهای ساختارمند، این توافقنامههای تجارت آزاد باید فراتر از کاهش تعرفهها باشند و شامل انتقال فناوری، توسعه زیرساختها و اهداف پایداری شوند. علاوه بر این، یک مدل موفق از سهجانبهگرایی از رکن سوم توافقنامههای تجاری موجود، مانند توافقنامه CEPA هند-امارات متحده عربی و منطقه تجارت آزاد قاره آفریقا (AfCFTA) استفاده خواهد کرد. موفقیت CEPA در کاهش تعرفهها و سادهسازی زنجیرههای تأمین مواد غذایی میتواند به کشورهای آفریقایی نیز گسترش یابد و از سرمایهگذاریهای خلیج فارس در کشاورزی بهره ببرد. به طور مشابه، AfCFTA که سیاستهای تجاری را در ۵۴ کشور آفریقایی هماهنگ میکند، چارچوبی برای از بین بردن موانع و تقویت تجارت درون آفریقایی فراهم میکند. با همسو کردن سرمایهگذاریهای زیرساختی تحت حمایت خلیج فارس با اهداف AfCFTA، کالاها و تخصصهای کشاورزی میتوانند به طور یکپارچه از مرزها عبور کنند. ادغام این توافقنامهها تحت یک استراتژی واحد، به نوآوریهای فناوری کشاورزی آسیای جنوبی اجازه میدهد تا بهرهوری را در مزارع آفریقایی که توسط سرمایهگذاریهای شورای همکاری خلیج فارس پشتیبانی میشوند، افزایش دهند. برای موفقیت هرگونه سیاست تجاری از این دست، آخرین رکن یعنی پذیرش بخش خصوصی بسیار مهم است. این توافقنامهها باید با مشورت بازیگران پیشرو بخش خصوصی، بهویژه شرکتهای فناوری غذایی در جنوب آسیا، مانند Ninjacart و DeHaat ، که در حال متحول کردن زنجیرههای تأمین کشاورزی هستند، تدوین شوند. شرکتهای مستقر در شورای همکاری خلیج فارس مانند Agthia و Al Dahra که بر تولید و توزیع مواد غذایی تمرکز دارند، میتوانند بینشهایی در مورد شکافهای تجاری فعلی و راهحلها ارائه دهند. بازیگران آفریقایی مانند The African Plantation Company میتوانند به درک و رفع نیازهای اجرایی در محل کمک کنند. چنین همکاریهایی، توافقنامههای تجاری را با نیازهای بازار همسو کرده و حضور بخش خصوصی را در کریدور امنیت غذایی نوظهور تشویق میکند.در نتیجه، هر منطقه میتواند در این مشارکت سهجانبه مشارکت داشته باشد و از آن بهرهمند شود. آسیای جنوبی فناوریهای کشاورزی را ارائه میدهد، آفریقا زمینهای زراعی را فراهم میکند و شورای همکاری خلیج فارس سرمایهگذاریهای مالی را تأمین میکند. علاوه بر این، آسیای جنوبی میتواند به بازارهای جدید دسترسی پیدا کند، آفریقا میتواند از طریق بهبود بهرهوری کشاورزی به رشد اقتصادی دست یابد و شورای همکاری خلیج فارس میتواند امنیت غذایی را افزایش دهد. بنابراین، سهجانبهگرایی از طریق توافقنامههای تجاری ساختاریافته میتواند این مناطق را قادر سازد تا با تکیه بر نقاط قوت خود، شکافهای منحصر به فرد خود را برطرف کنند.

































