یادداشت/
دریافتی از آخرین گزارش ریسک‌های نوظهور و بیمه شاخص

لینک کوتاه

https://agrofoodnews.com/?p=137600
زمان خواندن 6 دقیقه

تغییر اقلیم دیگر یک هشدار دوردست نیست، بلکه ریسکی ملموس در زنجیره تأمین غذا است. با توجه به ناکارآمدی مدل‌های سنتی در پوشش مراتع، اکنون توجه‌ها به سمت «بیمه شاخص بارندگی» معطوف شده است؛ راهکاری که در آمریکا و اروپا با نسبت خسارت متعادل، توانسته است امنیت مالی دامداران را در برابر خشکسالی حفظ کند.

به قلم رامین امینی زارع

تغییر اقلیم دیگر یک هشدار آینده‌نگر نیست؛ امروز در مزرعه، مرتع و زنجیره تأمین غذا به‌عنوان ریسکی ملموس و پایدار نمایان شده است. تازه‌ترین گزارش پژوهشکده بیمه با عنوان «بینش‌های جدید در مورد ریسک‌های نوظهور» (برگرفته از گزارش سالانه «سونار» سوئیس ری) نشان می‌دهد که افزایش دمای جهانی و رویدادهای اقلیمی شدید، نه‌تنها خسارت‌های بیمه‌ای را افزایش می‌دهند، بلکه فشار فزاینده‌ای بر قیمت‌گذاری، ظرفیت‌پذیری و مدیریت ریسک بیمه‌گران وارد می‌آورند. در این میان، مراتع به‌دلیل پراکندگی جغرافیایی، دشواری اندازه‌گیری خسارت (علوفه‌ای که تولید نشده، اساساً قابل شمارش نیست) و وابستگی شدید به بارش، در خط مقدم آسیب‌پذیری قرار دارند.

بیمه سنتی مراتع در ایران با ناکارآمدی جدی مواجه است؛ اعزام ارزیاب به تک‌تک مراتع در شرایط خشکسالی گسترده، عملاً غیرعملی و از نظر اقتصادی به‌شدت پرهزینه است. اینجاست که بیمه شاخص بارندگی اهمیت می‌یابد؛ محصولی که به‌جای اندازه‌گیری مستقیم خسارت، از یک شاخص اقلیمی عینی (مانند بارندگی ثبت‌شده در ایستگاه‌های هواشناسی) برای فعال‌سازی پرداخت استفاده می‌کند.

تجربه موفق برنامه فدرال «بیمه مراتع، مرتع طبیعی و علوفه» (PRF) در آمریکا، نشان‌دهنده ظرفیت بالای این رویکرد است. بر اساس آخرین داده‌های موجود تا سال ۲۰۲۶، کل حق‌بیمه دریافتی این برنامه به حدود ۱٫۴ میلیارد دلار رسیده که نسبت به سال قبل ۱۲ درصد رشد نشان می‌دهد. مجموع غرامت‌های پرداخت‌شده نیز به ۹۸۰ میلیون دلار بالغ شده است که نسبت خسارت (Loss Ratio) معادل ۷۰ درصد را ثبت می‌کند؛ نسبتی که در بازه ایده‌آل ۶۵ تا ۷۵ درصدی قرار دارد و نشان‌دهنده کارایی قیمت‌گذاری و توازن مناسب میان حق‌بیمه و غرامت‌هاست. سطح تحت پوشش این برنامه در سال ۲۰۲۶ با رشد ۷ درصدی به ۳۳۸ میلیون ایکر رسیده که بیش از ۹۰ درصد مراتع قابل بیمه آمریکا را شامل می‌شود. در سال ۲۰۲۵، عملکرد این برنامه با رشد چشم‌گیری همراه بود؛ حق‌بیمه دریافتی حدود ۱٫۲۵ میلیارد دلار و غرامت‌های پرداختی در پی خشکسالی گسترده در مناطق مرکزی و غرب آمریکا به رقم ۱٫۱ میلیارد دلار رسید که نسبت خسارت ۸۸ درصدی را به همراه داشت. سال ۲۰۲۴ اما با حق‌بیمه‌ای معادل ۱٫۱ میلیارد دلار و غرامت ۷۵۰ میلیونی، نسبت خسارت ۶۸ درصد را ثبت کرد که نشان‌دهنده شرایط اقلیمی نسبتاً مساعدتر در آن سال است.

در اتحادیه اروپا، با وجود آنکه برنامه‌های بیمه شاخص در سطح ملی کمتر ساختاریافته‌اند، کشورهای جنوب اروپا به‌ویژه اسپانیا و ایتالیا در سال‌های اخیر گام‌های عملیاتی برداشته‌اند. در سال ۲۰۲۶، کل حق‌بیمه محصولات شاخص‌محور در بخش کشاورزی اروپا به حدود ۴۵۰ میلیون یورو رسیده که از این میزان، نزدیک به ۱۲۰ میلیون یورو مربوط به مراتع و علوفه است. غرامت‌های پرداختی در بخش مراتع حدود ۸۵ میلیون یورو بوده و نسبت خسارت ۷۱ درصدی را نشان می‌دهد. برنامه آزمایشی اندلس اسپانیا برای بیمه شاخص تولید زیتون و مراتع، در سال ۲۰۲۶ با سطح پوشش ۱٫۲ میلیون هکتار و نسبت خسارت ۶۵ درصد، یکی از موفق‌ترین نمونه‌های اروپایی محسوب می‌شود.

بااین‌حال، الگوبرداری خطی از این مدل برای ایران ممکن نیست. تفاوت در پراکندگی مراتع، الگوی بارش، تراکم ایستگاه‌های هواشناسی و ساختار دامداری (کوچ‌روی در برابر صنعتی)، ضرورت بومی‌سازی را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد. مهم‌ترین چالش، پدیده «ریسک مبنا» (Basis Risk) است؛ یعنی فاصله بین شاخص ثبت‌شده در ایستگاه و وضعیت واقعی مرتع. اگر باران در ایستگاه ثبت شود ولی در مرتع بیمه‌گذار نباریده باشد، سیستم پرداخت ناعادلانه عمل کرده و اعتماد را از بین می‌برد. از منظر اقتصاد کشاورزی، بیمه شاخص را باید «کالای عمومی ریسک‌زا» تلقی کرد که دولت با یارانه‌دهی هدفمند به حق‌بیمه، می‌تواند شکست بازار ناشی از اطلاعات نامتقارن و انتخاب نامساعد را جبران کند. پیشنهاد مشخص آن است که ابتدا چند استان خشک و نیمه‌خشک به‌عنوان پایلوت انتخاب شوند و شاخص بر مبنای بارش مؤثر، کسری بارندگی و وضعیت پوشش گیاهی تعریف گردد. هم‌زمان، سرمایه‌گذاری در شبکه داده‌های اقلیمی و سامانه‌های سنجش از دور، هزینه‌های اطلاعاتی را کاهش داده و شفافیت را افزایش می‌دهد.

گزارش پژوهشکده همچنین هشدار می‌دهد که گرمای شدید و سازگاری قارچ‌ها با دماهای بالاتر، می‌تواند دعاوی بیمه‌ای را در رشته‌های دام و محصولات کشاورزی افزایش دهد؛ ازاین‌رو، طراحی شاخص باید به سبدی از متغیرهای اقلیمی و زیستی توجه داشته باشد.

آینده بیمه مراتع به ابزاری تعلق دارد که پیش از بحران، نقدینگی را به دامدار برساند. تبدیل باران از یک متغیر طبیعی به «شاخص مالی قابل اتکا»، ضرورتی اقتصادی برای مدیریت خشکسالی و حفظ معیشت پایدار روستایی است. نسبت خسارت متعادل در سال‌های اخیر (به‌ویژه ۲۰۲۶ با میانگین ۷۰ درصد در هر دو منطقه آمریکا و اروپا) بیانگر آن است که قیمت‌گذاری این محصولات به بلوغ نسبی رسیده و می‌تواند الگویی مناسب برای ایران باشد؛ مشروط بر آنکه طراحی شاخص، یارانه‌دهی و شبکه داده‌ها با مشارکت بیمه‌گذاران و شناخت دقیق ریسک مبنا همراه گردد. دراین میان تقویت بانک کشاورزی ونظام بیمه کشاورزی ومنابع طبیعی کشورها در اجرای موفق بیمه موثرخواهد بود.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *