نویسنده: حسین شیرزاد، تحلیلگر و دکترای توسعه کشاورزی
جهانی شدن، گسترش تجارت مواد غذایی و کشاورزی و تکامل زنجیرههای ارزش جهانی توسط مجموعهای از موافقتنامههای تجاری در سطوح چندجانبه و منطقهای که تعرفهها و سایر موانع تجاری را کاهش داده در حال تکامل تاریخی خویش است. توپولوژی شبکه جهانی تجارت کشاورزی به انگاره نحوه اتصالات و چیدمان ارتباطات فیزیکی-بیوفیزیکی عناصر شبکه به یکدیگر و نحوه انتقال جریان های کالایی، اطلاعاتی،پولی، مالی و نهادی بصورت منطقی در بستری همبند و تاریخ مند می پردازد. بطوریکه از سالها پیش، مذاکرات دور اروگوئه (۱۹۸۶-۱۹۹۴) و متعاقب آن توافقنامه سازمان تجارت جهانی (WTO) در مورد کشاورزی (AoA)به شکل گیری این انگاره و روند آن سرعت بخشید. بگونه ای که در سال ۱۹۹۵ کشاورزی به عنوان یک بخش به صراحت در فرآیند آزادسازی تجاری در سطحی چندجانبه گنجانده شد. از سال ۱۹۹۵ تا سال ۲۰۲۲ ، تجارت مواد غذایی و کشاورزی از نظر حجم و کالری بیش از دو برابر شده است. طرفه اینکه استفاده از منابع طبیعی برای تولید و صادرات محصولات غذایی و کشاورزی مانند زمین و آب نیز افزایش یافته است. جهانی شدن تجارت مواد غذایی و کشاورزی، نظام های بهره برداری های کشاورزی و مردم جهان را به هم متصل کرده و نقش مهمی در تامین غذای کافی، متنوع و مغذی برای مصرف کنندگان در سراسر جهان ایفا می کند از طرفی برای کشاورزان، کارگران و بازرگانان و در کل صنعت کشاورزی و زنجیره غذایی در سراسر کشورها درآمد و اشتغال ایجاد کرده است.
از منظر تاریخی، تحولات اوایل دهه ۲۰۰۰ نقش مهمی را در بازارهای جهانی کشاورزی و مواد غذایی ایفا نمود. ارزش کل مواد غذایی و محصولات کشاورزی تجارت شده بین سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸ به شدت رشد کرد، اما این روند در سال ۲۰۰۹ به طور ناگهانی در نتیجه بحران مالی قطع شد. سپس با وقفه کوتاهی، رشد تجارت در سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۱ از سر گرفته شد، اما از آن زمان تاکنون ثابت مانده است. تحلیل روندها نشان می دهد که مواد غذایی و محصولات کشاورزی پس از سال ۲۰۰۰ با شدت بیشتری مبادله شدند که منعکس کننده دوره اجرای تعهدات خاص کشور تحت AoA و الحاق چین به WTO در دسامبر ۲۰۰۱ است . سهم صادرات جهانی از مبداء کشورهای با درآمد پایین و متوسط از حدود ۳۰ درصد در سال ۱۹۹۵ به ۴۰ درصد در سال ۲۰۱۱ افزایش یافت که از آن زمان به بعد ثابت مانده و کشورهای با درآمد بالا ۶۰ درصد از سهم صادرات را تشکیل دادند. البته کاهش رشد تولید ناخالص داخلی کشورها و کاهش تقاضای کل پس از بحران مالی، همراه با بن بست مذاکرات WTO برای آزادسازی بیشتر در سطح جهانی، به کاهش سرعت جهانی شدن بازارهای کشاورزی کمک کرد. تجارت مواد غذایی و کشاورزی از سال ۲۰۱۰ به سرعت گسترش یافت. شبکه تجارت مواد غذایی و کشاورزی متراکم تر شد و کشورهای بیشتری با یکدیگر تجارت نموده و کشورهای کم درآمد و متوسط مشارکت بیشتری در چرخه تجاری داشتند. یکی از کاتالیزورهای این فرآیند، جهانی شدن، آزادسازی تجارت در سطوح چندجانبه و منطقه ای بود. رشد تجارت مواد غذایی و کشاورزی در دهه اول هزاره جدید به دلیل افزایش ارتباط بین کشورها شتاب گرفت و کشورهای بیشتری مشارکت خود را در تجارت جهانی غذا و کشاورزی گسترش دادند. اما امروزه چشم انداز و جغرافیای تجارت تغییر کرده است. الگوهای خاصی که در آن کشورها با یکدیگر مبادله میکنند، «شبکه» تجاری را ایجاد کرده که موقعیت نسبی هر کشور و همچنین ویژگیهای مهم بازار جهانی غذا را منعکس میکند. کشورهایی که با شرکای تجاری زیادی در ارتباط هستند و با شدت بالا تجارت می کنند، به هسته اصلی این شبکه تجاری نزدیک تر هستند. کشورهای دارای شرکای تجاری کم و شدت تجارت کم در حاشیه شبکه جهانی غذا قرار دارند. بررسی ها نشان میدهد، شبکه جهانی تجارت مواد غذایی و کشاورزی عمدتاً بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷ متحول شده است، در سطح جهانی، تعداد پیوندهای تجاری، یعنی تعداد جریان های تجاری بین کشورها، از حدود ۱۱۰۰۰ در سال ۱۹۹۵ به بیش از ۱۷۰۰۰ در پایان دهه دوم هزاره افزایش یافت و با گذشت زمان و افزایش درجه باز بودن بازار جهانی، کشورهای با درآمد پایین و متوسط با سرعت بیشتری نسبت به کشورهای با درآمد بالا ارتباط خود را افزایش دادند. نگاهی به تکامل اتصالات تجاری از نظر شدت تجارت – یعنی از نظر ارزش مواد غذایی و محصولات کشاورزی که از طریق این پیوندهای تجاری مبادله می شوند – بینش بیشتری را در مورد شبکه جهانی ارائه می دهد. بسیاری از کشورهای پردرآمد و اقتصادهای نوظهور بزرگ از سال ۱۹۹۵ به خوبی به شبکه تجارت جهانی متصل شده اند، اکثر کشورهای جهان تا سال ۲۰۱۹ شدت تجارت خود را افزایش دادند. اگرچه کشورهای اروپای شرقی و آسیای مرکزی در طول و پس از انحلال اتحاد جماهیر شوروی سابق در ابتدای هزاره ، دچار شکست ناگهانی شبکه تجاری خود شدند. اما این کشورها پس از سال ۱۹۹۵، پیوندهای تجاری خود را دوباره برقرار کردند و تا سال ۲۰۱۹ در میان گروه در حال گسترش کشورهای مرتبط در سطح جهان قرار گرفتند. در واقع، بین سالهای ۱۹۹۵ و ۲۰۰۷، کشورها با ایجاد پیوندهای تجاری مستقیمتر بین خود و با افزایش ارزش مبادله شده از طریق این پیوندها به یکدیگر «نزدیکتر» شدند. به عنوان مثال بین سال های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۹، گروه کشورهای آسیای جنوب شرقی شتاب قوی در ایجاد پیوندهای تجاری و تجارت شدیدتر با سایر کشورها از خود نشان دادند. در این دوره، هم کشورهای پردرآمد و هم کشورهای کم درآمد و متوسط به سایر کشورها در شبکه جهانی نزدیک شدند و در نتیجه مسیر رسیدن به این کشورها را کوتاه کردند. علیرغم این روند، کشورهای با درآمد کم و متوسط هنوز نسبت به کشورهای پردرآمد کمتر با سایر کشورها در شبکه تجارت جهانی ارتباط دارند. این بدان معناست که به طور متوسط در مقایسه با کشورهای پردرآمد، پیوندهای تجاری کمتری ایجاد کرده اند و ارزش مواد غذایی و محصولات کشاورزی که از طریق این پیوندها مبادله می شود کمتر است. کشورهایی که از نظر شرایط جغرافیایی نسبتاً دورتر هستند سطوح پایین تری از اتصال به شبکه تجارت جهانی غذا و کشاورزی را نشان می دهند. به عنوان مثال، این موضوع در مورد گروه کشورهای در حال توسعه محصور در خشکی و “کشورهای جزیره ای” در حال توسعه کوچک صادق است. همچنین کشورهای جنوب آفریقا و کشورهای تحریم شده توسط سازمان ملل یا ایالت متحده نسبتاً کمتر به سایر کشورها به شبکه جهانی متصل هستند. در سطح جهانی، تجارت غذا توانسته تا با انتقال مواد غذایی از مناطق دارای مازاد به مناطق دچار کمبود، به تعادل عرضه و تقاضای غذا ، همچنین به تضمین تنوع غذایی کمک کند. زیرا غذاهایی که نمی توانند در داخل مرزهای ملی تولید شوند، می توانند از کشورهای دیگر وارد شده و این می تواند به ترویج رژیم غذایی سالم کمک کند. با افزایش گرمایش جهانی، خطرات فزاینده برای تولید محصولات کشاورزی ناشی از تغییرات آب و هوایی، نقش تجارت جهانی را در تضمین امنیت غذایی و تغذیه تقویت نموده و در عین حال، بیشتر شواهد تجربی نشان می دهد که کشورهایی که از نظر اندازه اقتصادی مشابه هستند یا نزدیک به یکدیگر قرار دارند، در مقایسه با کشورهای با اندازه های نسبی متفاوت یا کشورهایی که از نظر جغرافیایی دورتر هستند، تمایل بیشتری به تجارت فیمابین کشورهای منطقه و با همسایگان دارند. براساس آمارها طی دوره ۱۹۹۵-۲۰۱۹ نه تنها جهانی شدن، بلکه تمایل کشورها به تجارت با شرکای خود در همان منطقه نیز افزایش یافته است. به طور متوسط، کشورهای داخل یک منطقه پیوندهای تجاری نسبتاً بیشتری با یکدیگر دارند و شدت تجارت بین آنها بیشتر از کشورهای خارج از منطقه است. طرفه اینکه سطح درآمد سرانه نیز در انتخاب شریک تجاری نقش دارد. به گفته برخی از تحلیلگران، کشورهایی که درآمد سرانه مشابهی دارند، تمایل بیشتری به مبادلات تجاری بین یکدیگر دارند، زیرا سطوح درآمد می تواند منعکس کننده سلیقه ها و ترجیحات مشابه فرهنگی باشد.کشورهای با درآمد بالا نیز به دلیل مزیت نسبی در تولید کالاهای باکیفیت، تمایل به تجارت با شرکای ثروتمند دارند. در سال 1995، شدت تجارت مواد غذایی و کشاورزی کشورهای هم گروه درآمدی بیشتر از شدت تجارت کشورهای گروه های درآمدی مختلف بود. با این حال، با افزایش مشارکت کشورهای با درآمد کم و متوسط در بازارهای جهانی غذا و کشاورزی، این رابطه بین سطوح درآمد مشابه و تجارت در طول زمان ضعیف شده است. افزایش تجارت بین کشورهایی با سطوح درآمدی متفاوت برای توسعه بسیار مهم است. تجارت بین کشورها در مراحل مختلف توسعه نه تنها باعث افزایش بهره وری می شود، بلکه باعث گسترش فناوری و دانش کشاورزی نیز می شود و به رشد اقتصادی کمک می کند. از سویی هزینه های تجاری نیز نقش مهمی در شکل دادن به جریان های تجاری دارند و به عوامل متنوعی ارتباط پیدا میکنند. هزینههای حملونقل و لجستیک با افزایش مسافت افزایش مییابد و این امر باعث میشود تجارت از راه دور پرهزینهتر شود و تجارت بین کشورهایی که به یکدیگر نزدیکتر هستند، بیشتر گردد. چون زیرساختها ی کشورهای همسایه معمولا به هم مرتبط هستند و رویههای تجاری اغلب در میان کشورهای همسایه مشابه است و این کشورها اغلب از نظر فرهنگ و ترجیحات به یکدیگر نزدیکتر هستند که منجر به تجارت بیشتر بین آنها میشود. همچنین تجارت غذا با اندازه اقتصادی یک کشور نیز همبستگی دارد و منعکس کننده ظرفیت تولید و همچنین قدرت خرید و ترجیحات مرتبط با سطح درآمد شهروندان است. کشورهای ثروتمندتر می توانند با تجارت با سایر کشورهای ثروتمند به راحتی از منافع حاصل از تجارت تخصصی استفاده کنند. بنابراین سطوح درآمدی، جغرافیا، تفاوت در منابع طبیعی و فناوری و سیاست های تجاری، همگی بر انتخاب شریک تجاری تأثیر می گذارند. حتی اخیرا برخی ازکشورها در داخل شبکه تجارت جهانی غذا و کشاورزی، خوشههای تجاری متفاوتی را تشکیل داده و در آنها تمایل بیشتری به تجارت باهم دارند. این خوشه ها ممکن است منطقه ای باشند یا می توانند گسترش یابند تا شرکای تجاری را در مناطق مختلف دیگر شامل شوند. از طرفی سیاست های تجاری نیز تأثیر قابل توجهی بر جریان های تجاری دارند. زمانی که تعرفه ها پایین باشد و اقدامات غیرتعرفه ای هماهنگ شود، کشورها تجارت بیشتری با یکدیگر دارند. موافقت نامه های تجاری منطقه ای (RTAs) که موانع تعرفه ای و غیر تعرفه ای را کاهش می دهد، فعالیت تجاری قابل توجهی ایجاد نموده است و توسعه اقتصادی را تقویت می کند. مذاکرات تجارت بین المللی در WTO شرایط چارچوبی را تعیین کرده است که به باز کردن بازارهای جهانی و کاهش موانع بر سر تجارت مواد غذایی و کشاورزی در سطح جهانی کمک شایانی نموده است. روند جهانی شدن در شتاب فعالیت های تجاری در دهه ۲۰۰۰، مشارکت بیشتر کشورها در شبکه تجارت جهانی و افزایش ارتباط بین کشورها در سراسر جهان را پی ریزی نمود. از سال ۲۰۲۰ گسترش تجارت مواد غذایی و کشاورزی و ظهور بازیگران جدید در بازارهای جهانی، ساختار شبکه تجارت را تغییر داده است. در سال ۱۹۹۵، چند مرکز تجاری بزرگ وجود داشت – یعنی کشورهایی که به شرکای تجاری زیادی متصل هستند و مشخصه آنها تعداد زیادی پیوند تجاری است که بسیاری از آنها دارای ارزش بالایی هستند با گذشت زمان، همراه با گسترش تجارت و ظهور بازیگران جدید، تعداد هاب های تخصصی افزایش یافت در حالی که تسلط هاب های سنتی تضعیف شد. اما آمریکا یک استثناست. از نظر شدت تجارت، ایالات متحده آمریکا مهم ترین هاب در سال ۱۹۹۵ بود و در سال ۲۰۱۹ نیزهمچنان به همین ترتیب باقی مانده است. چین پس از الحاق این کشور به WTO در سال ۲۰۰۱ و رشد سریعی که تجربه کرد، از یک هاب نسبتا کوچک در سال ۱۹۹۵ به دومین هاب بزرگ در سال ۲۰۱۹، که از حاشیه شبکه حرکت می کند تا به یکی از بازیگران اصلی آن تبدیل شود، وضعیتی به کلی متفاوت پیدا کرده است. چندین کشور اروپای شمالی و غربی که در سال ۱۹۹۵ در میان ده هاب برتر قرار داشتند، از اهمیت نسبی شان کاسته شده و جای خود را به اقتصادهای نوظهور مانند هند،برزیل، فدراسیون روسیه و آفریقای جنوبی دادند . در این میان، اقتصادهای نوظهور جهانی تر شدند و به تدریج به عنوان قطب های مهم منطقه ای توسعه یافتند و کشورهای کوچکتر در مناطق خود را به بازار جهانی پیوند زدند. در واقع، ساختار شبکه تجارت جهانی غذا و کشاورزی به گونهای تکامل یافته که با تعداد بیشتری از هابهای تخصصی که هژمونی تجاری کمتری دارند، غیرمتمرکزتر شود،( این تمرکززدایی بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷ رخ داده است) این نشان میدهد که در سال ۲۰۱۹، پیوندهای تجاری در مقایسه با سال ۱۹۹۵ به طور متوازن تر در بین کشورها توزیع شده است. در سال ۱۹۹۵، شبکه تجاری ساختار مرکزی-پیرامونی مشخصی داشت که تعداد کمی از معاملهگران در هسته مرکزی و بسیاری از کشورهای مرتبط در پیرامون آن قرارداشتند. بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷، با آغاز روند آزادسازی، کشورهای بیشتری ارتباطات تجاری مستقیم و غیرمستقیم خود را با تعداد بیشتری از کشورهای دیگر افزایش دادند. در نتیجه، توزیع پیوندهای تجاری جهانی بسیار یکنواخت تر شد. اما امروزه همراه با تغییرات ساختاری، افزایش اتصال در سطح جهانی، شبکه تجارت مواد غذایی و کشاورزی از سالهای ۱۹۹۵ و ۲۰۰۷ متعادلتر شده است و طی یک دوره ۱۲ ساله، شبکه تجاری از یک ساختار مشخص “هسته-پیرامون” به یک سیستم متقارن تر، متعادل تر و انعطاف پذیرتر حرکت کرده، این تعادل سبب گشته تا امروزه کشورهای بیشتری به شرکای تجاری بیشتری متصل هستند که می تواند ظرفیت بافر و انعطاف پذیری شبکه جهانی غذا را تقویت کند. با این وجود، هنوز تنها تعداد کمی از کشورها بیشترین ارزش مبادلاتی را به خود اختصاص می دهند و تنها برخی کشورها تنوع زیادی از محصولات غذایی و کشاورزی را از صادرکنندگان مختلف تامین می کنند. در طول ۴۰ سال اخیر، معمولا کشورها در یک ساختار خوشهای مشخص تجارت میکنند. چنانکه با گذشت زمان، برخی از خوشه ها قوی تر میشوند، زیرا تجارت در آنها افزایش می یابد و برخی از خوشه های دیگر از نظر مشارکت کشوری منطقه ای و پایدار باقی ماندند، در حالی که برخی دیگر در سراسر مناطق با ترکیب کشورهایی که اغلب تغییر می کند، بکلی گسترش یافتند. به عنوان مثال، یک خوشه پایدار شامل امضاکنندگان توافقنامه تجارت آزاد آمریکای شمالی (NAFTA) و جانشین آن توافقنامه ایالات متحده آمریکا-مکزیک-کانادا (USMCA) و برخی از شرکای تجاری آنها در سراسر آمریکای لاتین و کارائیب است. شدت تجارت مواد غذایی و کشاورزی بین سه کشور امضاکننده این قرارداد در سال ۱۹۹۵ معمولی و تا سال ۲۰۱۹ قابل توجه شد، این خوشه در سال ۱۹۹۵شامل کشورهای آمریکای مرکزی فراتر از مکزیک بود. با گذشت زمان، پیوندهای تجاری با ارزش قابل توجهی با کشورهای آمریکای جنوبی شکل گرفت و این خوشه گسترش یافت و شامل آمریکای شمالی و کشورهای آمریکای مرکزی و آمریکای جنوبی به جز آرژانتین، برزیل، پاراگوئه و اروگوئه شد که همراه با کشورهای آسیای شرقی اعضای بازار مشترک آمریکای جنوبی (مرکوسور) هستند. دیگر خوشههای عمدتاً منطقهای عبارتند از اتحادیه اروپا، یا بازار مشترکی که به سطوح بالایی از شدت تجارت بین اعضا اتحادیه و خوشهای قوی مبتنی بر روابط تجاری قوی بین کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق متصل شده است. با گذشت زمان، این خوشه ها به مناطق دیگر گسترش یافتند و اگرچه آفریقا در طول دوره ۱۹۹۵-۲۰۱۹ یک خوشه منطقه ای پایدار را تشکیل نداد، کشورهای آفریقایی نشان داده شد که نرخ بالایی از ورود و خروج از سایر خوشه ها دارند . در سال ۱۹۹۵، این خوشه در اطراف اتحادیه اروپا شامل بسیاری از کشورهای آفریقای شمالی و چندین کشور آفریقای مرکزی و جنوبی می شد. در سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳، پیوندهای تجاری مواد غذایی و کشاورزی کشورهای آفریقایی با سایر کشورهای نیمکره جنوبی آشکارتر شد. در سال ۲۰۱۹، کشورهای واقع در بخشهای شرقی شمال آفریقا و جنوب صحرای آفریقا پیوندهای تجاری نسبتاً قوی با خوشه اروپای شرقی و آسیای مرکزی و کشورهای غرب و جنوب آسیا ایجاد کردند. این تغییر در مشارکت خوشه های تجاری ممکن است لزوماً به معنای جهت گیری مجدد تجارت مواد غذایی و کشاورزی کشورهای آفریقایی نباشد، اما این واقعیت را منعکس میکند که شدت تجارت کشورهای آفریقایی به طور کلی کم است، البته روابط تجاری آنها اغلب با ثبات تر است. در طول دهههای گذشته، اکثر کشورها موافقتنامههای تجاری را هم در چارچوب چندجانبه سازمان تجارت جهانی و هم به صورت منطقهای منعقد کردهاند. از سال ۱۹۹۰، و به موازات مذاکرات تجاری چندجانبه، تعداد موافقتنامههای تجاری منطقهای (RTA) در حال اجرا از کمتر از ۲۵ به بیش از ۳۵۰ مورد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است (این تعداد فقط شامل RTAهای در حال اجرا است که به WTO اعلام شدهاند، همه RTA ها به WTO اطلاع داده نشده اند). شمارش RTA ها تنها می تواند الگوهای منطقه ای سازی را تقریب بزند، زیرا RTA ها، که به طور کلی به عنوان “توافق های تجاری دارای ماهیت ترجیحی متقابل” تعریف می شوند، که می توانند شامل توافق نامه های دوجانبه، منطقه ای و بین منطقه ای باشند. البته بسته به تعداد و اندازه اقتصادی امضاکنندگان، RTAها میتوانند اهمیت متفاوتی داشته باشند و تعداد آنها میتواند با تشکیل مناطق یکپارچه بزرگتر به سمت بالا یا پایین سوگیری کند. نقش RTAها در ارتقاء یکپارچگی تجاری منطقه ای در این واقعیت منعکس شده است که تقریباً نیمی از RTAهای موجود در حال حاضر بین کشورهای همان منطقه منعقد شده است. در گذشته، RTAها معمولاً بین کشورهای همسایه یا کشورهایی که تاریخ مشترکی دارند، منعقد میشد. با این حال، رویکردهای جدید شامل RTA در میان کشورهای قارههای مختلف و مگا RTA مانند منطقه تجارت آزاد قاره آفریقا(AfCFTA) است. متخصصین معتقدند که با محدود کردن تعداد کشورهای درگیر و تمرکز بر منافع راهبردی آنها، RTAها می توانند هدفمندتر شوند و راحت تر از مذاکرات چند جانبه به نتیجه برسند. از طرفی گسترش آنها گاهی اوقات به عنوان “بلوک های سازنده” برای آزادسازی تجارت چندجانبه تلقی می شود.
در پایان، فرجام سخن آنکه با درک توپولوژی شبکه جهانی تجارت کشاورزی، افزایش ارتباط تجارت غذا بین کشورها می تواند ظرفیت بافر شبکه تجارت جهانی غذا و کشاورزی را تقویت کند. اتکا به چند شرکای تجاری می تواند منجر به عدم تعادل و آسیب پذیری در برابر شوک در کشورهای واردکننده و صادرکننده شود. یک مطالعه نشان داده که کشورها نسبت به اختلالات در شبکه تجارت غلات که تنها از چند صادرکننده بزرگ تشکیل شده است کمترین مقاومت را دارند و این مورد در طول بحران جهانی غذا در سالهای ۲۰۰۷-۲۰۰۸ و فاز گرانی طی سالهای ۲۰۱۰-۲۰۱۱ و اتفاقات پاندمی و جنگ اکرایین صادق بوده که در چندین مورد تولیدکنندگان عمده حتی محدودیت های صادراتی نیز اعمال کردند. لذا کشورهایی که به خوبی در بازار جهانی ادغام شده اند و تعداد پیوندهای تجاری بالایی دارند، می توانند با استفاده از مزیت نسبی خود در سطح جهانی از تجارت سود ببرند. برای یک کشور، شوکهای تولید مواد غذایی داخلی، مانند شوکهای ناشی از رویدادهای شدید آب و هوایی یا بحرانهای ژئوپلیتیکی، میتوانند به طور موثری با تعدیل در مقادیر مبادلهشده مهار شوند و امنیت غذایی را تضمین کنند. بنابراین تجارت یک موتور بالقوه قدرتمند برای یکنواخت کردن نوسانات عرضه در سراسر جهان و در نتیجه کاهش نوسانات قیمت است. با این وجود، نگرانیهایی نیز وجود دارد که با افزایش وابستگی به واردات، ارتباط بیشتر بین کشورها از طریق تجارت نیز ممکن است به عنوان راهی برای انتقال شوکهای منفی و افزایش آسیبپذیری عمل کند، و به انعطافپذیری کمک چندانی ننماید و اگر کشورهای دیگر در شبکه با اعمال محدودیتهای صادراتی یا سایر اقدامات واکنش نشان دهند و در نتیجه جهش قیمتها را تشدید کنند، میتوانند تأثیرات آن بر کشورهای واردکننده تشدید شده و منجر به اختلالات تجاری شوند.

































