یادداشت/ انگاره‌های بازرگانی بین‌المللی کشاورزی و چالش‌های روند تمرکز تجاری به قلم حسین شیرزاد

لینک کوتاه

https://agrofoodnews.com/?p=117897
زمان خواندن 18 دقیقه

نویسنده: حسین شیرزاد، تحلیل گر و دکترای توسعه کشاورزی

الگوی تجارت بین المللی کشاورزی دستخوش تغییرات عمیقی شده است. تأثیر ریسک های کشور بر الگوی تجارت بین المللی کشاورزی برجسته است و در جهان واقعی همه کشورها به تجارت غذا متکی هستند. در واقع، طبق تحقیقات مک کینزی، هیچ بخشی از جهان به خودکفایی نزدیک نیست، زیرا هر منطقه برای بیش از ۲۵ درصد برای حداقل یک نوع کالای اساسی و مهم به بقیه جهان وابسته است. با این حال، یکی از موانع بالقوه برای جریان روان واردات جهانی این است که منابع تعداد زیادی از کالاها در تعداد انگشت شماری از کشورها متمرکز شده است. بسیاری از متخصصین معتقدند که این امر منجر به بروز تعدادی از عارضه های مشکل ساز در هنگامه بحران های غذایی جهان می شود. علاوه بر این، شوک‌های جهانی متعدد در سال‌های اخیر، از جنگ اکرایین یا اختلال در بخش تولید چین ناشی از تعطیلی کووید-۱۹ تا تأثیر حمله روسیه به اوکراین، خطر بالقوه چنین وابستگی‌هایی را برجسته کرده است. بنابراین، خطرات این ادغام تجاری چیست و کسب‌وکارها و کشورها در سراسر جهان برای اطمینان از انعطاف‌پذیری در زنجیره تامین غذای خود چه باید انجام دهند؟ چشم‌انداز سیاسی جهان ناپایدار و در آشفتگی است و توسعه اقتصادی کشورها به دلیل بحران‌های مالی و اقتصادی مانند درگیری های خاورمیانه، بازگشت مجدد ترامپ به عرصه سیاسی جهان، بحران مالی بانکها، بحران بدهی اروپا و بازگشت سویه های جدیدی از کووید-۱۹ به طور جدی با مانع مواجه شد. خطرات سیاسی و اقتصادی به شدت جریان کالایی در دریاها، تولید محصولات کشاورزی و روابط تجاری بین کشورها را مختل می کند که منجر به خطرات بالای امنیت غذایی جهان می شود. بنابراین، درک بهتر الگوهای تجارت کشاورزی و تأثیر ریسک های کشور بر آنها می تواند به کشورها در اجرای سیاست های تجارت کشاورزی برای تضمین روابط تجاری پایدار کشاورزی و امنیت غذایی ملی کمک کند. تحلیل جامع روند تکاملی “تعداد شرکای وارداتی در تجارت بین المللی کشاورزی” نشان می دهد که ۱۰ کشور برتر اکثرا از آمریکای شمالی و اروپا هستند. از سال ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹، آلمان بیشترین تعداد روابط واردات را داشت. با این حال، از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۸، ایالات متحده در صدر این فهرست قرار داشت. بین سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۶، کشوری که بیشترین روابط وارداتی را داشت، بین هلند، ایالات متحده و آلمان به طور متناوب در گردش بود. فرانسه به دلیل صنعت فرآوری مواد غذایی توسعه یافته خود، تقاضا برای انواع محصولات کشاورزی ایجاد کرده و کشوری بوده که بیشترین تعداد شرکای وارداتی را از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۹ به دلیل تقاضای زیاد برای مواد غذایی و متعاقب آن تقاضای واردات برای انواع محصولات کشاورزی داشته است. حال اگر ۱۰ کشور با بیشترین تعداد شرکای صادراتی را با کشورهایی که شرکای وارداتی مقایسه کنیم. به پدیده جالبی برمی خوریم که در آن برخی از کشورهایی که شرکای وارداتی زیادی دارند، تعداد شرکای صادراتی بالایی نیز دارند. به طور دقیق تر، ایالات متحده که از نظر تعداد شرکای وارداتی رتبه اول را به خود اختصاص داده است، در کل دوره نیز رتبه اول را در تعداد شرکای صادراتی به خود اختصاص داده است. ایالات متحده بزرگترین صادرکننده محصولات کشاورزی در جهان است و تولیدات کشاورزی پیشرفته، فن آوری برداشت، و درجه بالای مکانیزاسیون، جایگاه برتر آن را در تعداد روابط صادراتی برای مدت طولانی حفظ کرده است. از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۸، تایلند رتبه دوم را در تعداد روابط صادراتی به خود اختصاص داد، در حالی که چین و هند نیز برای یک دوره پایدار در پنج رتبه اول باقی ماندند. برخی از کشورها مانند ژاپن، مکزیک و کره جنوبی حجم تجارت وارداتی بزرگ اما متمرکزی داشتند. این کشورها بخش بزرگی از حجم کل واردات محصولات کشاورزی خود را از یک کشور وارد می کردند. به عنوان مثال، ژاپن و مکزیک بیش از ۵۰ درصد از کل واردات محصولات کشاورزی خود را از ایالات متحده وارد کردند. اگر ایالات متحده به دلایلی پیوندهای وارداتی خود را قطع کند، عرضه محصولات کشاورزی در ژاپن و مکزیک به شدت تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. بنابراین، با توجه به خطرات کشتیرانی و بلایای طبیعی، برای اطمینان از عرضه پایدار محصولات کشاورزی، کشورها باید به جای واردات محصولات کشاورزی از یک یا چند کشور، منابع واردات خود را متنوع کنند. البته از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۹، تمرکز تجارت در بخش کشاورزی به تدریج کاهش یافته و سپس تثبیت شده است. این امر ممکن است به دلیل آن باشد که با جهانی شدن اقتصادها، کشورها نیاز به تنوع بخشیدن به منابع واردات و صادرات خود را تشخیص می دهند. لذا با بلوغ فناوری تولید و تثبیت بازده کشاورزی در کشورهای مختلف، تمرکز تجارت واردات و صادرات محصولات کشاورزی نیز تثبیت می شود. اگرچه برخی از بخش‌های اقتصاد جهان بسیار متنوع است، محققان تأیید کردند که “ایالات متحده، اتحادیه اروپا و آسه‌آن” از نظر مرکزیت و موقعیت در شبکه تجارت کشاورزی رتبه بالایی دارند. محققین گزارش مک‌کینزی دریافتند که بیش از ۴۰ درصد از کالاهای تجارت جهانی به سه یا کمتر از سه کشور از کشورهای صادرکننده متکی هستند البته برای برخی از محصولات، این به دلیل مشکلات عرضه است. به عنوان مثال، ۹۰ درصد از سویای جهان از ایالات متحده یا برزیل تهیه می شود. با این حال، در بیشتر موارد، این تمرکز به جای مسائلی مانند محدودیت در مواد خام یا تخصص در تولید محصولی خاص، به دلیل انتخاب‌های اقتصادی است. برای مثال، با نگاهی به گندم، می توان دریافت که اگرچه اکثریت بازار جهانی (۹۰ درصد) بین ۱۵ کشور تقسیم شده است، اما بیشتر کشورها فقط از دو یا سه کشور گندم وارد می کنند. این امر هم در اقتصادهای توسعه یافته و هم در اقتصادهای در حال توسعه صادق است، به طوری که هر کشور حداقل ۲۰ درصد واردات خود (بر اساس ارزش) را از سه یا کمتر از سه شریک تجاری تامین می کند. به طور کلی، حدود ۱۵ درصد از تجارت جهانی کالاهای اساسی شامل مواردی است که اقتصاد واردکننده تنها به یک یا دو کشور متکی است. این امر می‌تواند مشکلاتی را در صورت مختل شدن تامین‌های این شرکا ایجاد کند، اگرچه اثرات آن بسته به انتخاب‌های دولت‌ها متفاوت خواهد بود. به عنوان نمونه ، در زمان اصطکاک تجاری یا اختلالات تجاری، ثبات واردات برای چین، بزرگترین واردکننده محصولات کشاورزی در جهان، حیاتی است. یافته ها نشان می دهد که، اگرچه تجارت کشاورزی چین به تدریج به برزیل، آرژانتین و سایر کشورهای امتداد “کمربند و جاده” مانند روسیه و قزاقستان در سالهای اخیر گسترش یافته است. اما برای سال‌های آتی هم، ایالات متحده به دلیل سطح تولید پایدار و امنیت بالای صادراتی‌اش هنوز یک منبع ضروری برای چین است. علاوه بر این، در مقایسه با سایر واردکنندگان عمده مانند اروپا و ایالات متحده، منحنی ثبات چین پس از اختلالات تجاری سریعتر کاهش می یابد . این پدیده نشان می دهد که با افزایش مداوم تعداد کشورهای مختل شده، ثبات واردات کشاورزی چین به سرعت کاهش می یابد و این کشور با حساسیت بیشتری نسبت به این تغییرات واکنش نشان می دهد.  گزارش مک کینزی اظهار دارد که از یک طرف، روابط تجاری متمرکز می تواند منعکس کننده افزایش بهره وری در تجارت کالاهای اساسی کشاورزی باشد. از سوی دیگر، وقفه در جریان‌های تجاری متمرکز می‌تواند به ویژه در صورتی که جایگزینی محصولات در کوتاه‌مدت به دلیل عدم دید و جایگزین‌ها سخت‌تر باشد، اختلالات عمیقی در کشور وارد کننده کالا ایجاد نماید. بنابراین اگرچه  تمرکز در تمام بخش‌ها، از مواد خام گرفته تا کالاهای تولیدی، رخ می‌دهد. با این حال، چند صنعت کلیدی را که این روند به ویژه در آنها برجسته است، مانند صنعت غذا بارها به دلیل رویدادهای اقتصادی و ژئوپلیتیک اخیر با مشکلاتی روبرو شده اند. مثلا از سال ۲۰۲۰، صادرکنندگان کلیدی بین‌المللی گندم – قزاقستان و روسیه – و صادرکننده پیشرو برنج – ویتنام – مجموعه‌ای از ممنوعیت‌های صادراتی حمایتی را وضع کرده‌اند که دوباره بازار تجارت جهانی و کشورهای محتاج واردات  را متزلزل کرده است. این در حالی است که بین سال‌های ۱۹۶۱ و ۱۹۷۰، تجارت جهانی محصولات کشاورزی به میزان ۱۸٫۶ میلیارد دلار افزایش یافت، در حالی که از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۸، با شتاب قابل توجهی در رشد آن، ۴۸۷٫۸ میلیارد دلار افزایش یافت. همانطور که ساختار رژیم غذایی کشورهای در حال توسعه تغییر می کند، انتظار می رود شکاف بین عرضه و تقاضای جهانی برای محصولات کشاورزی در آینده به طور مداوم افزایش یابد و تجارت محصولات کشاورزی نیز بیشتر رشد کند. بنابراین، تحلیل امنیت غذایی جهانی از منظر تجارت کشاورزی برای بحث توسعه پایدار برای کشورهای جهان بسیار مهم است.

 تحقیقات مکنزی نشان داده که تجارت کشاورزی یک کشور می تواند به طور قابل توجهی تحت تأثیر ریسک های سیاسی و اقتصادی قرار گیرد. ریسک های سیاسی تأثیر مثبت و قابل توجهی بر فعالیت واردکنندگان در بازار بین المللی کشاورزی دارد. ریسک سیاسی بالا مستلزم قدرت سیاسی ناپایدار، کیفیت نظارتی ضعیف و محیط قانونی ناقص است. بنابراین، ممکن است دلایلی برای رابطه مثبت بین ریسک سیاسی و الگوهای تجاری وجود داشته باشد. اول، ریسک سیاسی تأثیر مثبتی بر شرکای واردات و حجم واردات خواهد داشت. بی ثباتی محیط سیاسی داخلی می تواند مستقیماً به اختلال در صنایع مرتبط با محصولات کشاورزی منجر شود. از آنجایی که محصولات کشاورزی یکی از ملزومات زندگی است، در مواقعی که عرضه داخلی برای پاسخگویی به نیاز داخلی ناکافی است، محصولات کشاورزی باید برای رفع نیازهای اولیه وارد کشور شوند. دوم، زمانی که شرایط سیاسی ناپایدار است، مردم ممکن است به خرید هراس‌آمیز دست بزنند تا منابع را ذخیره کنند، که تقاضا را افزایش می‌دهد. به عنوان مثال، نه تنها عرضه غذای چین به طور مستقیم تحت تأثیر اصطکاک تجاری ایالات متحده و چین در سال ۲۰۱۷ قرار گرفت، بلکه درآمد مزارع ایالات متحده نیز تحت تأثیر قرار گرفت. علاوه بر این، جنگ روسیه و اوکراین از سال ۲۰۲۲ هم صادرات گندم از اوکراین و هم صادرات غلات از روسیه را مسدود کرده است، بنابراین بر عرضه نسبی در کشورهای مختلف تأثیر می گذارد. این درگیری ها باعث کمبود مواد غذایی و سایر بحران ها شده است که به خاورمیانه، شمال آفریقا، آسیای جنوبی و حتی آمریکای جنوبی سرایت کرده است. این بحران ها ممکن است در بسیاری از کشورها مانند لبنان، سریلانکا، مصر، سودان و تونس باعث انقلاب های گرسنگی شوند. بنابراین، تأثیر مخرب بالقوه محدودیت‌های صادراتی ناشی از درگیری‌های ملی بر بازارهای جهانی باید به دقت در برابر این واقعیت سنجیده شود که محدودیت‌های صادراتی به طور اجتناب‌ناپذیر فشارهای قیمتی رو به بالا در بازارهای بین‌المللی را تشدید می‌کند و وضعیت جهانی را بدتر می‌کند. به منظور پاسخگویی به چنین محدودیت های صادرات مواد غذایی ناشی از درگیری ها در کشورهای عمده، نیاز به تقویت ساختار شبکه کثرت گرای جهانی و ثبات کشورهای پیشرو جامعه، به ویژه برای کشورهای حاشیه ای در شبکه تجارت جهانی کالاهای اساسی کشاورزی وجود دارد.

بهرحال ، مبادله جریان کالایی محصولات کشاورزی یکی از مهمترین کالاهای عمده در تجارت بین المللی است. در سال ۲۰۲۰، حجم تجارت بین المللی محصولات کشاورزی به ۶٫۳ تریلیون دلار رسید که حدود ۹٫۱ درصد از تجارت بین المللی را به خود اختصاص داده است. با جهانی شدن توسعه اقتصادی، تعداد فزاینده ای از کشورها به بازار بین المللی کشاورزی پیوسته اند و یک شبکه تجاری پیچیده را تشکیل می دهند. جایگاه و نقش هر کشور در شبکه تجارت کشاورزی متفاوت است. به عنوان مثال، ایالات متحده تعداد زیادی محصولات کشاورزی را صادر می کند و به دلیل مساحت زیاد زمین های زراعی و مزیت های فناوری، شرکای تجاری زیادی دارد، در حالی که برخی از کشورها برای تامین نیازهای داخلی خود باید به واردات متکی باشند. در این شبکه پیچیده تجارت کشاورزی، عواملی که الگوهای تجارت کشاورزی را تعیین می کنند، توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. در حالی که تجارت کالاهای اساسی کشاورزی، امنیت غذایی را در بسیاری از کشورها ممکن می سازد، به موازات این اطمینان بخشی، آسیب پذیری آنها را نیز در برابر هرگونه شوک آینده در تجارت بین المللی برجسته می کند. در ساختار جامعه تجارت جهانی غذا ، بیشتر کشورها تمایل دارند بسته به روابط ژئوپلیتیکی و شرایط اجتماعی-اقتصادی خود در بلوک های تجاری برای کالاهای غذایی مختلف جمع شوند. به عنوان مثال، در یک خوشه آمریکای شمالی، آمریکای مرکزی و جنوبی غذا را با ایالات متحده و کانادا مبادله می کنند. برزیل و آرژانتین اغلب به طور مستقل جوامع جایگزین ایجاد می کنند. روسیه به طور کلی در یک خوشه با کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق و چند کشور خاورمیانه، شرق و شمال آفریقا (MENA) مانند مصر درگیر است . کشورهای اتحادیه اروپا عمدتاً به یک خوشه تعلق دارند که گاهی اوقات با خوشه روسی معامله می کنند اما به ندرت با ایالات متحده تجارت می کنند. کشورهای آسیای شرقی و جنوبی، به عنوان مثال، ژاپن، چین و هند، معمولاً به جوامع مختلف تجارت مواد غذایی نسبت به کشورهای آسیای جنوب شرقی ، به عنوان مثال، تایلند، ویتنام، و فیلیپین تعلق دارند. چنین تجزیه و تحلیل ساختار جامعه می تواند برای درک آسیب پذیری کشورهای مختلف در برابر شوک های تولید در شرکای تجاری آنها استفاده شود از یاد نبرده ایم که چگونه موج گرمای غیرمعمول طی سال‌های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ باعث کاهش بازده گندم و کل تولید در روسیه و منجر به محدود کردن صادرات گندم شد. این امر منجر به افزایش قیمت‌های بازار گندم در سراسر کشورهای واردکننده در خاورمیانه گشت و احتمالاً به “بهار عربی و بلوای نان” کمک نمود.آمارها نشان میدهد که اکثر کشورهای آفریقا و خاورمیانه به شدت به واردات در طول قرن بیست و یکم متکی خواهند بود. نهایتا اینکه عوامل بسیاری مانند ژئوپلیتیک، فاصله جغرافیایی و باز بودن تجاری بر الگوی تجارت کشاورزی تاثیر می گذارد ریسک اقتصادی برای الگوی تجارت کشاورزی مفید نیست و توانایی کنترل بر منابع کشور را کاهش می دهد و باعث می شود که به تدریج در شبکه تجارت کشاورزی به سمت حاشیه حرکت کند. به طور کلی، یک محیط اقتصادی ناپایدار برای مشارکت یک کشور در بازارهای تجارت بین المللی کشاورزی مضر است. افزایش تعداد کانال های واردات یکی از پاسخ ها برای کاهش اثرات نامطلوب ریسک های اقتصادی است. برای کاهش وابستگی به محصولات کشاورزی وارداتی، واردکنندگان باید نقش ریسک های اقتصادی را هنگام بهینه سازی الگوهای تجاری در نظر بگیرند. سیاست گذاران باید هنگام اعلام سیاست های تثبیت اقتصاد کلان که بر روابط واردات و صادرات تأثیر می گذارد، محتاط باشند. در عوض، کشورها باید با اتخاذ دیپلماسی غذایی قوی و اجتناب از خطرات اقتصادی برای بهبود تجارت کشاورزی خود تلاش کنند. همچنین وارد کنندگان باید وابستگی خود را به تجارت خارجی با کاهش ضایعات، تحریک مصرف داخلی و افزایش بهره وری تولید و استفاده از فنآوری های فضا محور کاهش دهند که می تواند به نفع اقتصاد ملی باشد.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *